ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - اينك وقت معجزه خواستن نيست
بخشى از جلد ٦ اين كتاب به نصوص و معجزات حضرت مهدى (ع) اختصاص دارد. مؤلّف در بخش اول اين كتاب بيش از هشتصد حديث از متون كهن شيعى مانند غيبت نعمانى، غيبت طوسى، مشارقاليقين حافظ برسى، آثار شيخ صدوق و شيخ مفيد و سيّد بن طاووس و ... آورده و در بخش دوم كتاب به ذكر پارهاى از نصوص و رواياتى كه از اهل تسنن و كتابهاى قابل اعتماد آن ذكر شده، پرداخته و در آن شيخ بيش از دويست حديث از كتب ايشان با واسطه يا بىواسطه نقل مىكند.
بخش بعدى كتاب با عنوان «معجزات صاحبالزّمان المهدى (ع)» است كه در آن ١٧٠ معجزه از كتب پيشينيان و معاصران آورده شده است.
«صفات و نشانههاى امام و علامت خروج حضرت» باب ديگرى است كه شيخ در آن بيش از ١٢٠ حديث از منابع فريقَين در آن آورده است.
بخش پايانى كتاب ردّ بر گزافهگويان و غاليان است. او خوف آن را دارد كه خوانندگان با خواندن و مطالعه مقامات معنوى امامان معصوم (ع) در وادى غلّو گرفتار آيند و دچار افراط و تفريط شوند به همين خاطر به آنان هشدار مىدهد كه مبادا معصومين (ع) را در مقام خدايى نشانند و براى آن ذوات مقدّس شأن الوهيّت قائل شوند. معصومين بندگان برگزيده حق و «حجّت الله» و «ولىالله» هستند و بزرگترين عزت و افتخارشان در دنيا و آخرت اين است كه عبد و بنده خدا باشند و بس: الهى كفى بى عزّاً أن أكون لك عبداً؛ خدايا مرا اين افتخار بس كه بنده تو باشم».
او در اين باره مىنويسد: «حديثهاى متواتر- بلكه بيش از تواتر- نقل شده كه اميرمؤمنان و امام حسين (ع) با شمشير شهيد شدند و ساير امامان (ع) به وسيله زهر به شهادت رسيدند. همه آن بزرگواران به بندگى خدا اقرار مىكردند و در معرض درد و بيمارى، ترس و اندوه، خوشى و سرور، گرسنگى و سيرى و ساير صفات بشرى بودند، كه همه اين صفات با ادعاى گزافهگويان و غلات منافات دارد.
ما همه روايات را در اين باب نمىآوريم و تنها به جهت دو مطلب به ذكر بعضى از آنها پرداختيم: [اول]، چون كسى فراوانى معجزات امامان را ببيند، ممكن است به گفتار اهل غلّو گرايش يابد، زيرا آنان هم با ديدن معجزات، سرانجام اين عقيده باطل را اختيار كردند. [دوم]، [همان طورى كه] احاديث دالّ بر امامت آنان وارد شده كه مردم مقام آنان را بشناسند و در اعتقاد بديشان كوتاهى نكنند، بايد روايات بطلان غلوّ را نيز آورد تا در اين اعتقاد نيز، زيادهروى نكرده و به حال اعتدال بمانند».[١]
شيخ در ردّ بر غلات و گزافهگويان ١١٠ حديث با بعضى توضيحات آورده و كتاب را به پايان مىرساند.
علّامه شيخ حرّ عاملى در پايان بخش «معجزات صاحبالزّمان (ع)» مىنويسد: «در تعدادى از روايات وارد شده كه: «هر كس معصومين (ع) را در خواب ببيند، اشتباه نكرده، زيرا شيطان به صورت آنان متمثّل نمىشود»[٢] و من معجزات بسيارى از برادران ايمانى شنيدهام و اگر كسى در معجزه بودن خوابهايى كه در اين فصل ذكر شد، مناقشه كند، حداقل آن است كه اين خوابها مؤيّد و تأييد كننده معجزات خواهد بود، عدهاى از اصحاب مورد اعتماد براى من نقل كردند كه حضرت صاحبالامر (ع) را در بيدارى ديده و معجزات زيادى از آن جناب مشاهده كردهاند كه از جمله آن حضرت از بسيارى از امور غيبى خبر داده و دعاهايى در حقّ ايشان كرده كه همگى مستجاب شده و ايشان را از خطرهاى تهديدكننده نجات بخشيده كه مجال شرح همه آنان نيست. «خود نيز مكرّر معجزاتى از آن حضرت در خواب ديدهام»[٣] كه به چندتاى آنها اشاره مىكنم:
عمرى دراز خواهى كرد
اولين رؤياى راستين و ديدار شيرين را شيخ در سن ده سالى در حالت بيمارى كه همه از وى قطع اميد كردند مىبيند. او در اين ديدار به زيارت جمال زيبا و دلرباى چهارده معصوم (ع) نائل شده، در پايان جرعهاى از جام جمال امام عصر (ع) مىنوشد كه تا پايان عمر او را سرمست و شيدا مىگرداند. شيخ در اينباره چنين مىنويسد: «در كودكى- حدود ١٠ سالگى- بيمارى سختى پيدا كردم، به طورى كه همه بستگانم از من نااميد شده، گرد آمدند و بر من گريستند و آماده سوگوارى شدند و يقيين كردند كه من امشب خواهم مُرد. در آن حالت- در ميان خواب و بيدارى- پيامبر اكرم (ص) و امامان دوازدهگانه معصوم (ع) را ديدم، بر آنها سلام كردم و با هر يك مصافحه و روبوسى نمودم، به خصوص با امام صادق (ع) گفتوگويى كردم كه اكنون خاطرم نيست، اما مىدانم كه ايشان در حق من دعا كردند. چون به حضرت مهدى (ع) رسيدم، سلام كرده و مصافحه نمودم. [در اين حال گريستم] و عرضه داشتم: «آقاى من! مىترسم در اين بيمارى بميرم در حالى كه هنوز بهره خويش را از علم و عمل برنگرفتهام» آن حضرت فرمودند: «نترس! در اين بيمارى نخواهى مُرد، بلكه خدا تو را شفا مىدهد و عمرى دراز مىكنى» سپس كاسهاى به من داد، جرعهاى از آن نوشيدم و همان لحظه خوب شدم و بيمارىام به كلّى برطرف شد. از بستر برخاستم و نشستم».
بستگانم از اين حالت شگفتزده شدند و تا چند روز قضيّه را براى آنان نقل نكردم.[٤]
انشاءالله فرج نزديك است
شيخ همچنان نقل مىكند كه شبى در خواب خدمت آن حضرت رسيدم، نزديك رفتم و سلام كردم، خواستم بپرسم: «فرج كى است؟» پيش از سؤال فرمودند: «ان شاءالله نزديك است» آنگاه اين آيه را خواندند:
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ.[٥]
بگو هر كه- غير خدا- در آسمانها و زمين است، غيب را نمىداند.
سپس سؤالات ديگرى به خاطرم رسيد كه همه را قبل از پرسش، پاسخ فرمودند.[٦]
اينك وقت معجزه خواستن نيست
همچنين شبى در كاظمين خواب ديدم كه آن حضرت در خانه شخصى به نام ابراهيم تشريف آوردهاند، پس به آنجا رفته، خواستم از آن جناب خواهش كنم كه معجزهاى بنمايد اما قبل از اظهار سؤال فرمودند: «اينك وقت معجزه خواستن نيست، چون هنوز ظهور نكردهام، بعد از ظهور، هر چه خواستيد تقاضا كنيد».
ساعتى گفتوگو كرديم، سپس فرمودند، اسبى بياورند در حالىكه كمتر از ده نفر همراه آن حضرت بودند. قبل از سوار شدن فرمودند: «ما زينى داريم كه بدان نيازى نيست، آن را به اين شيخ بخشيديم تا بدان تبرّك جويد» و به من اشاره