ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - پيام ها و برداشت ها
رسول الله». سپس روز دوم به نيابت اميرمؤمنان (ع) روز سوم به نيابت از امام حسن (ع) روز چهارم به نيابت از حسين بن على (ع). روز پنجم به نيابت از على بن الحسين (ع)، روز ششم به نيابت از ابوجعفر بن على (ع)، روز هفتم به نيابت از جعفر بن محمد (ع)، روز هشتم به نيابت از پدرتان موسى بن جعفر (ع)، روز نهم به نيابت از پدرتان على (ع) و در روز دهم به نيابت از شما اى آقاى من. و اينها كسانى هستند كه به ولايتشان پاى بندم. امام جواد (ع) فرمودند: «در اين صورت به دينى اعتقاد دانى كه خداوند جز آن را از بندگانش نپذيرد».
گفتم: گاهى نيز به نيابت از مادرتان فاطمه (س) طواف مىكردم. امام (ع) فرمودند: «به نيابت از مادرم زياد طواف كن و اين برترين كارى است كه انجام مىدهى، انشاءالله.»[١]
و در حديث ديگر است كه، اگر هنگام طواف و نماز طواف، يا زيارت قبر نبى اكرم (ص) نيت كردى كه اين طواف و نماز و يا زيارت از طرف پدر و مادر و زوجه و فرزندان و دوستان و جميع اهل شهرم باشد، و بعد به هر كدام از آنها خبر دادى كه من براى شما طواف و نماز و يا زيارت به جا آوردم در گفتار خود صادق هستى.[٢]
در اينجا لازم است عرض كنم كه بعضى از مراجع معظم تقليد- ادام الله ظلّهم- نيابت از امام زمان (ع) را در حج اشكال داشته و احتياط فرمودهاند كه حج را براى خودش به جا آورده و سپس ثواب آن را هديه خدمت آن حضرت نمايد.
٩. امام (ع) عالِم به همه نعمتها و زبانهاى رائج هستند و به هر زبانى بخواهند تكلم مىكنند، و روايات در اين زمينه نزديك به تواتر ست.
زمانى اباصلت تعجب كرد كه امام هشتم (ع) هميشه با هر كسى با زبان خودش سخن مىگفتند و امام (ع) فرمودند: اى اباصلت من حجّت خداوند بر مخلوقات هستم و خدا بر هيچ گروهى كسى را حجت قرار نمىدهد، كه زبانها و لغتهاى آنها را نداند.
امام هفتم (ع) چند نفر غلام رومى داشتند كه با زبان رومى به همديگر مىگفتند ما هر سال فصد مىكرديم و اينجا فصد نمىكنيم و امام (ع) به دنبال طبيب براى فصد آنها فرستادند[٣].
و جمعى از اهل خراسان بر حضرت صادق (ع) وارد شدند، بدون اينكه چيزى بپرسند، حضرت فرمودند: «من جمع مالًا من مهاويش اذهبه الله فى نهابر». آنها گفتند: فدايت شويم ما اين سخن را نمىفهميم. حضرت فرمودند: «هر مال كه از باد آيد بدم شود».[٤] كنايه از آنكه مال باد آورده باد برده است.
١٠. خبر دادن امام (ع) از واقعه آينده، به معناى جبرى بودن آن واقعه نيست. مثلٌا اگر فرمودند فلانكس اين عمل را انجام داد، آن شخص عمل مذكور را با اختيار خودش انجام مىدهد، چنانچه اگر خبر نمىدادند باز همان واقعه به كيفيت اختيارىاش واقع مىشد. آگاهى امام (ع) نظير يك آينه مىماند كه آنچه مقابل او قرار مىگيرد با هر رنگى كه باشد تصوير آن را نشان مىدهد، نه آنكه چون تصوير در آينه مثلًا به رنگ سبز است بايد جسم مقابلش هم جبراً سبز باشد. رنگ اختيار يا جبرى بودن اعمال انسانها به هرگونه كه هست علم امام (ع) را تشكيل مىدهد، نه آنكه علم امام (ع) باعث شود كه قضيهاى به طور جبر واقع شود.
|
منتظر من مىنشينم شه بيايد يا نيايد |
بلكه رخسارش ببينم شه بيايد يا نيايد |
|
|
معجز او آتش بدن زد گر بسوزم يا نسوزم |
روز و شب با غم قرينم شه بيايد با نيايد |
|
|
رنج خار از چيدن گل گر ببينم يا نبينم |
مىكنم صبر و تحمل شه بيايد يا نيايد |
|
|
اشك غم با ياد رويش من بريزم يا نريزم |
مىكشم بار فراقش شه بيايد يا نيايد |
|
|
با جفا و جور دشمن گر بسازم يا نسازم |
دوست خواهد اينچنينم شه بيايد يا نيايد |
|
|
غرقه در عرفات هجرم او بخواهد يا نخواهد |
برگذشته از سر آيم شه بيايد يا نيايد |
|
|
كاش مىمردم از اين غم او ببيند يا نبيند |
مىشدم قربان كويش شه بيايد يا نيايد |
|
|
نه توانم صبر كردن گر بدانم يا نداند |
نه مرا تاب جدايى شه بيايد يا نيايد |
|
|
خاطرش افسرده حيران گر بگويد يا نگويد |
سوخت مغز استخوانم شه بيايد يا نيايد |