ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - عيادت امام رضا (ع) از مريض
خواندنيهاى تاريخ
به جهالت رحمت را بر باد ندهيم
در زمان فرمانروايى هارون عباسى، پس از شهادت امام هفتم، حضرت موسى بن جعفر (ع)، عدّهاى به فرماندهى «جلودى» كه مردى سفّاك و بى رحم بود، مأموريت يافتند به محلّه بنى هاشم در شهر مدينه منوّره حمله كنند، و تمام خانهها را به تاراج بكشند.
جلودى براى انجام مأموريت عازم شهر مدينه شده، و با افراد خود به محلّه بنى هاشم و از جمله به خانه حضرت موسى بن جعفر (ع) كه امام رضا (ع) در آنجا بودند يورش برد، و خانه آن حضرت را به محاصره خود در آورد.
حضرت رضا (ع) كه از مقصد جلودى آگاه بودند، تمام بانوان و علويان را به اتاقى برده، و خودشان در عتبه در آن اتاق ايستادند، جلودى با خشونت و شدّتى روبروى امام ايستاده و گفت: كه من طبق دستور اميرالمؤمنين! هارون مأموريت دارم به اين اتاق هم وارد شوم و همه چيز را با خودم مصادره كنم، و اين كار بايد انجام پذيرد.
امام هشتم در پاسخش فرمودند: «تو همينجا منتظر بمان و صبر كن، من سوگند ياد مىكنم كه هرچه اين بانوان از زيورآلات و لباس و غيره دارند برايت بياورم». جلودى نپذيرفت و برخواستهاش اصرار مىورزيد، و حضرت امام رضا (ع) پيوسته مىفرمودند كه «اگر صبر كنى من قول مىدهم هرآنچه در
\*\*\*
عيادت امام رضا (ع) از مريض
يكى از اخلاق پسنديده اسلامى، عيادت از بيماران و به طور كلى ديد و بازديد در ميان مؤمنان است. در تاريخ حضرت امام رضا (ع) وارد شده كه آن حضرت همانند جدّ بزرگوارش پيامبر اسلام (ص) اگرچند روز يكى از دوستان و مؤمنين را نمىديد، حالش را مىپرسيد، و اگر مطّلع مىشد كه بيمار است به ديدار او مىشتافت.
يكى از روزها يك نفر از شيعيان آن حضرت بيمار شد، و حضرت امام رضا (ع) براى ديدار او به خانهاش تشريف بردند و حالش را پرسيدند. سپس در همان چند لحظه آن بيمار را تسلّى خاطر دادند و موعظه و اندرز نمودند و به او فرمودند: مردم دو گروه هستند، يكى با مرگ به راحتى و آسايش دست مىيابد، و ديگرى با مرگش مردم را از شرّ خود راحت مىكند، و تو اگر مىخواهى از گروه اول باشى، ايمان به خدا و ولايتت را تجديد كن تا پس از مرگ در آسايش باشى. آن مرد چنين كرد و پس از چند لحظه در محضر پر مهر و محبّت حضرت امام رضا (ع) چشم از جهان فرو بست[١].