ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - گرايش هاى دينى در سينماى امروز دنيا
معنوى دختر چوپان جوانى كه شجاعانه در مقابل انگيزاسيون كليساى قرون وسطى ايستاد. سكانسهاى بسيار طولانى شلاق زدن عيسى مسيح توسط سربازان رومىكه بيشتر از آنكه تكان دهنده باشد، خصوصاً در اواسط فيلم، خود كسالت بار و خستهكننده و سوهان روح مىگردد و حتى قطعهاى سردستى و متناوب گيبسن به چهره شاهدان اين مراسم نيز از آن كسالت نمىكاهد، همچنين است سكانس طولانى حمل صليب تا روى تپههاى «جلجتا» كه بارها و بارها نقش زمين شدن بازيگر كاراكتر عيسى مسيح را شاهد هستيم تا آنجا كه از تكرار و يكنواختى صحنه كلافه مىشويم، خصوصا با آن سر و صداى متداوم مردم و نعرهها و عربدههاى سربازان رومىكه گاهى تماشاگر را نه از آنها كه از خود فيلم عصبى مىكند.
چنانچه خشونت فيلم هم بيشتر آزاردهنده است و مهوّع (مانند خيل فيلمهاى صرفاً تجارى حادثهاى يا جنايى و يا ترسناك امروز كه خون و گوشتهاى قطعه قطعه شده از در و ديوارش مىريزد، همچون: «كشتار اره برقى تگزاس»، «پيچ عوضى»، «تب كلبه»، «اژدهاى سرخ» و ....) نه اينكه تأثيرگذار و تكان دهنده باشد.
و زرق و برق ماهوارهها همچنانكه درMTV مل گيبسن و در واقع سينماى امروز تحت تأثير كليپهاى پرداخت افسانهها و قصهها و قهرمان جلوه دادن شخصيتهاى داستانى موفق مىنمايانند در روايت روابط و قهرمانان واقعى الكن مىباشند چون مىخواهند و يا ناچارند همان ساختار معمول را به كار ببندند. نكته قابل توجه اينكه فيلم «مصائب مسيح» در اكران نخست خود، به دليل صحنههاى خشونتبار و آرتيستى خود مورد توجه مسيحيان متعصب قرار نگرفت و مل گيبسن ناچار شد با حذف برخى صحنههاى ذكر شده، آنرا دوباره به اكران درآورد و با تبليغات فراوان اين بار همه مسيحيان عالم را به ديدن فيلم دعوت نمايد. فيلم «مصائب مسيح» نيز به رغم همه پروپاگانداى سرسام آور رسانههاى غربى، فيلمىضدّ يهودى به نظر نمىآيد، حتى در حدّ نسخههايى كه نيكلاس رى و فرانكو زفيره لى درباره زندگى حضرت مسيح (ع) ساختند. چنانچه از اين بابت همان اپيزود فيلم «تعصب» گريفيث، ضدّ يهود تر مىنماياند. در آن فيلم واقعاً قرار بود تصاوير به صليب كشيدن حضرت مسيح (ع) توسط يهوديان فيلمبردارى شود كه با اعتراض جماعت يهود، گريفيث به جاى يهوديان، سربازان رومى را جايگزين كرد. اما همچنان تأثير احبار و رهبان يهود در صدور حكم تصليب حضرت مسيح (ع) نقش اصلى را بازى كرد به طورى كه در فيلم مذكور، حتى آنها بطور مستقيم اين حكم را جارى مىنمايند برخلاف آنچه درمورد فيلم مل گيبسن تبليغ گرديد كه يهوديان را تنها در حكم سنگسار محقّ مىداند و صدور محكوميت تصليب برعهده كنسول روم در يهوديه است.
در «مصائب مسيح» مل گيبسن، در واقع عامل و طالب اصلى به صليب كشيدن مسيح، مردم هستند و آنها هستند كه فرياد مىكشند و خواستار مجازات وى مىگردند و حتى بچههايشان وحشى و خشن تصوير مىشوند (نگاه كنيد به بچههايى كه به آزار و اذيت يهودا پس از استرداد انعام راهب بزرگ اقدام مىورزند)، در حالى كه واكنش و تكفيرراهب بزرگ يهوديان و برخى دستيارانش در مقابل فردى كه ادعاى آوردن مذهبى جديد و نو را دارد، بسيار طبيعى و آرام نشان داده مىشود. حتى اين افراد شدت شكنجه حضرت عيسى (ع) از سوى سربازان رومى را نمىتوانند تحمل كرده، ميدان تنبيه را ترك مىكنند و بارها دوربين گيبسن بر روى چهره متأثر آنها از ضرب و جرح مسيح (ع) تاكيد مىكند. و اين روميان هستند كه وحشيانه و در طول فيلم حضرت عيسى مسيح (ع) را به انحاء مختلف و با انواع و اقسام ابزار و وسايل شكنجه مىزنند و به خاك و خون مىكشند و آنها هستند كه در مقابل دوربين، ددمنش و خونخوار جلوه مىنمايند، نه سران شوراى يهوديت.
گيبسن در «مصائب مسيح» حتى از نشان دادن مستقيم صحنه سنگسار «مريم مجدليه» كه در ديگر فيلمهاى ذكر شده در اين باب، از موارد ضدّ يهودى آنها محسوب مىگرديد نيز خودارى نموده و تنها در يك تراولينگ گذرا به آن مىپردازد كه فقط براى تماشاگر آشنا به اين ماجرا قابل فهم و درك مىباشد. پس به نظر مىرسد تمركز تبليغات توزيع كنندگان فيلم بر روى وجه ضدّ يهودى فيلم همان ترفند هميشگىهاليوود براى تأثير بر روى مخاطبان بوده است و براى اثبات كارگر افتادن اين ترفند، همين بس كه فروش فيلمى با هزينه فقط ٢٥ ميليون دلار (دستمزد يكى از بازىهاى مل گيبسن) و پيش بينى نهايتاً ٥٠ ميليون دلار استقبال گيشهاى، در همان اولين هفتههاى اكران خود به ٥٠٠ ميليون دلار رسيده است. اين قضاوت را با «توهم توطئه» اشتباه نگيريد. اين ويژگى سيستم امروز رسانهاى است كه در خدمت منافع كمپانىهاى بزرگ و سيستم غالب هاليوود كار نمايد، همان سيستمىكه فيلمهايى چون «دنياى آب» را پيش از پايان توليد زمين مىزنند و در مقابل، آدمهاى مهجورى چون «واديم پرلمن» را به دليل نزديكى به اين سيستم علىرغم فيلم آماتورى و ضعيفاش خانهاى از شن و مه به عرش مىرساند و حالا هم فيلمىكه در همين سيستم، خيلى معمولى ساخته شده و البته مانند ديگر فيلمهاى معمولى سينماى امروز آمريكا، به وسيله تكنولوژى پيشرفته و متخصصانى كه كار خود را خوب بلدند، اثر نسبتاً خوش ساختى از كار درآمده است را اثرى آرمانگرا و ضدّ يهود معرفى كنند و اين فيلم ضدّ يهود و ضدّ سيستم را نه تنها در بيش از ٣٠٠٠ سينماى آمريكا كه عمدتاً در اختيار يهوديان قرار دارد بلكه در تمامى اقمار رسانهاى خود از جمله سينماهاى فلسطين اشغالى به نمايش در آورند!!