ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - ولايت اهل بيت (ع)
ولايت خداوند
در حقيقت توحيد خداى متعال، توحيد در ولايت او را در برمىگيرد. يعنى آنكه حقّ ولايت تكوينى و تشريعى فقط از آن خداى تعالى است. و مىفرمايد:
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ. ١٨
آيا به جاى او اوليا (دوستانى) براى خود گرفتهايد؟ خداست كه ولى راستين است، و اوست كه مردگان را زنده مىكند، و اوست كه بر هر چيزى تواناست.
و فرموده است:
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ. ١٩
خداوند سرور كسانى است كه ايمان آوردهاند. آنان را از تاريكىها به سوى روشنايى به در مىبرد. و [لى] كسانى كه كفر ورزيدهاند، سرورانشان [همان عصيانگران=] طاغوتاند، كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكىها به در مىبرند. آنان اهل آتشاند كه خود در آن جاودانند.
و ولايت خداوند متعال، ولايتى ذاتى است كه اساساً شائبه عاريه گرفتن، مجاز، يا جعل از سوى ديگرى در آن راه ندارد.
ولايت پيامبر (ص)
اين ولايت، برگرفته از ولايت خداوند متعال و شامل هر دو گونه آن است، چنانكه در قرآن كريم آمده است: «ولى شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند، همان كسانى كه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند». ٢٠ و اينكه؛ «پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» ٢١. و؛ «من يطع الرسول فقد أطاع الله؛ هر كس از پيامبر فرمان بَرَد، در حقيقتت خدا را فرمان برده». ٢٢
آيت الله سيّد محمود هاشمى در اين باره مىگويد: «امر تعيين حكم بعضى از مسائل شرع به پيامبر خدا (ص) واگذار شده؛ همچون حكم افزودن دو ركعت در نمازهاى چهار ركعتى، تحريم مسكرات ديگر غير از شراب. همچنين وضع بيشتر حدود از اقدامات تشريعى پيامبر (ص) بود، كه خداوند وضع احكام آنها را بدون ارسال وحى از جانب خود به آن حضرت (ص) واگذار كرده بود. در فقه اسلامى علاوه بر روايات تطبيقهاى فراوانى وجود دارد كه بر اصل واگذار كردن تشريع به پيامبر (ص) و از آن حضرت به امامان (ع) دلالت مىكند. ٢٣
ولايت اهل بيت (ع)
اين ولايت، برگرفته از ولايت خداى متعال و ولايت رسول او (ص) است. خداوند مىفرمايد:
ولى شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آوردهاند؛ همان كسانى كه نماز برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند. ٢٤
در حقيقت وحدت سياق در اين آيه دلالت مىكند كه ولايت خدا و رسول او، با همه معناها و گونههاى آن براى اهل بيت (ع) كه از آنان با وصف «ايمان آورندگانى كه نماز را به پا مىدارند و ...» ياد شده، ثابت است. و نصوص گوناگون رسيده از طريق شيعه و سنى، بر نزول اين آيه در شأن حضرت امام على (ع) و فرزندان معصوم آن حضرت (ع) دلالت مىكند. از جمله اين روايت كه:
عبدالله ابن عبّاس در كنار زمزم نشسته، در حال روايت كردن از رسول خدا (ص) بود. ناگهان مردى كه صورتش را با عمامه پيچيده بود، رسيد و هنگامى كه ابن عبّاس گفت: «قال رسول الله» آن مرد نيز گفت: «قال رسول الله». ابن عبّاس از او پرسيد: به خدا سوگند، از تو مىخواهم بگويى كيستى؟ مرد، عمامه را از صورتش كنار زد. و گفت: اى مردم، هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد، و هر كس نمىشناسد، من جندب فرزند جناده بدرى، ابوذر غفارىام. با اين دو [گوش] از رسول خدا (ص) شنيدم و اگر چنين نباشد، خدايا كر شوند. و آن حضرت (ص) را با اين دو [چشم] ديدم و اگر چنين نباشد، خدايا كور شوند؛ كه مىفرمودند:
على رهبر نيكوكاران، و كُشنده كافران است. هر كس او را يارى كند، يارى و هر كس او را واگذارد، واگذاشته شود.
من روزى از روزها نماز ظهر را همراه رسول خدا (ص) به جاى آوردم. گدايى وارد مسجد شد امّا هيچكس به او كمكى نكرد. لذا دستش را به سوى آسمان بالا برد و گفت: خداوندا، شاهد باش كه من در مسجد رسول الله (ص) نياز خود را ابراز كردم ولى هيچكس چيزى به من نبخشيد. در اين حال، على كه در ركوع بود، با انگشت (خنصر) دست راست خود كه انگشترى در آن بود به او اشاره نمودند و سائل نزديك شد تا آنكه انگشتر را از انگشت آن حضرت (ع) گرفت، در حالى كه پيامبر (ص) شاهد اين ماجرا بودند.
هنگامى كه رسول خدا (ص) از نماز فراغت يافتند، سر خود را به سوى آسمان بالا بردند و فرمودند:
خداوندا! همانا موسى از تو درخواست كرد و عرضه داشت: «پروردگارا! سينهام را گشاده گردان، و كارم را براى من آسان ساز، و از زبانم گره بگشاى [تا] سخنم را بفهمند، و براى من دستيارى از كسانم قرار ده، هارون برادرم را، پشتم را به او استوار كن، و او را شريك كارم گردان» ٢٥ و تو براى او قرآنى ناطق فرو فرستادى كه: «به زودى بازويت را به [وسيله] برادرت نيرومند خواهيم كرد و براى شما هر دو، تسلّطى قرار خواهيم داد كه با [وجود] آيات ما به شما دست نخواهند يافت. شما و هر كه شما را پيروى كند، چيره خواهد بود». ٢٦ خداوندا! و من محمّد پيامبر و برگزيده تو هستم. خداوندا! سينهام را گشاده گردان، و كارم را براى من آسان ساز، و براى من دستيارى از كسانم قرار ده، على (ع) را؛ پشتم را به او استوار كن.
ابوذر گفت: هنوز كلام رسول الله (ص) به پايان نرسيده بود، كه جبرئيل از نزد خداى متعال نازل شد، و عرض كرد: اى محمّد، بخوان. حضرت (ص) فرمودند: چه بخوانم؟ عرض كرد: بخوان: «إِنَّماوَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ». ٢٧