ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ولايت خدا بر صالحان
آن فقيه فقيد، همواره در پى تهذيب اخلاق و كسب معارف حقيقى اهل بيت (ع) بود. ايشان علاوه بر تدريس سطوح بالاى فقه و اصول، عنايت ويژهاى به كسب و ترويج معارف اهلبيت (ع) داشت. وى ركن اساسى مذهب تشيّع را علاوه بر كسبِ علوم ظاهرى در اتّصال به باطن ولايت مىدانست تا بدان جا كه خود توانست از مَحرمانِ راز حريمِ انس الهى گردد.
معرفى استادان
اين فقيه اهل بيت سطوح عالى فقه و اصول را از دروس آيات عظام: خويى، حكيم، سيّد عبدالهادى شيرازى، سيّد جمالالدين هاشمى گلپايگانى، و تنى چند از عالمان عامل ديگر فرا گرفت.
از آيتالله صافى تأليفات و آثارى چند بر جاى مانده كه، از آن جمله است: الهداية فى علم الاصول در ٤ جلد، و ترجمه كتاب نقد فلسفه داروين (٢ جلد)، مقدارى از تقريرات فقهى و همچنين درسهاى اقتصاد تطبيقى و دروس خارج فقه، اصول، رجال و درسهاى اخلاق و معارف.
سرانجام آن استاد علّامه در صبحگاه جمعه هفتم مهرماه ١٣٧٤ نداى حضرت حق را لبيك گفت و در پى تشيع با شكوهى در مقبره علّامه مجلسى به خاك سپرده شد.[١] روحش شاد.
روش مرحوم آيتالله صافى در دروس اخلاقى، اين بود كه در كنار بيان مسائل، در ميان يا پايان بحث، به نحوى دلها را متوجّه حضرت ولىعصر (ع) مىنمود و يادى از آن حضرت مىكردند. كمتر محفل و مجلسى برگزار مىشد كه ايشان از اين مهم غفلت نموده باشند.
اين موضوع در سلسله درسهاى اخلاق و معارف كه از ايشان با عنوان شوق وصال در ٢ جلد به چاپ رسيده، كاملًا آشكار و هويدا است.
در كتاب لالهاى از ملكوت يادنامه عارف دلسوخته مرحوم حاج جعفر آقاى مجتهدى، به نقل از آيتالله زاده صافى آمده است:
در يكى از سفرهاى حج كه مرحوم پدر مىخواستند از تهران مشرّف شوند، در بين راه جهت زيارت حضرت معصومه (س) و خداحافظى با آقاى مجتهدى به قم آمدند، در آنجا آقاى مجتهدى بشارت تشرّف خدمت امام عصر (ع)، و شناخت آن حضرت در حين تشرّف را به پدر دادند. هنگام مراجعت از مكّه، وقتى از ايشان پرسيدم: آيا مطالب آقاى مجتهدى به وقوع پيوست؟ از جواب دادن امتناع كرده، فرمودند: «به اين كارها، كارى نداشته باشيد».[٢]
در اين نوشتار به جهت يادى از آن عارف وارسته و عاشق شيداى امام زمان (عج) نكتههايى نورانى از مباحث و سخنرانىهاى ايشان را به ترتيبى كنار هم نهاديم تا شكل يك گفتار منسجم را پيدا كرد و آن را با طلب شادى براى روح آن استاد خلاق و فقيه اهل بيت (ع) به خوانندگان فرهيخته موعود تقديم مىنماييم. باشد كه مورد قبولتان واقع گردد.
ولايت خدا بر صالحان
خداوند متعال مىفرمايد:
إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ.[٣]
ولى و سرپرست من آن خدايى است كه اين كتاب را نازل كرد، و او همه صالحان را سرپرستى مىكند و آنهايى را كه جز او مىخوانيد، نمىتوانند يارىتان كنند، و حتّى خودشان را هم نمىتوانند يارى دهند.
بحت ما درباره [عوامل] تكامل انسان و عوامل انحطاط و وقوف او است. انسان از ابعاد مختلف، تكامل دارد؛ مرز آن هم انسانيّت و عمل صالح است. كسى كه از «صالحين» باشد موحّد است و مقام توحيد و مقام ولايت دارد و كسى كه از «طالحين» باشد، مُشرك است. ممكن است شرك خفى داشته باشد؛ مثل هواپرستى، جاهپرستى، مقامپرستى، خودپسندى. اينها همه از رذايل اخلاقى و از معاصى است. امّا وقتى اين [رذيلتها] از بين رفت و مصداق صالحين شد، آن وقت است كه از مناجات حق لذّت مىبرد، آن وقت است كه جمال حق را مشاهده مىكند. وقتى انسان پا را در دايره ولايت نهاد «يتولّى» روى او مىآيد.
آيه شريفه «إِنَّوَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ» ناظر به همين معناست؛ يعنى همانكه قرآن را نازل كرده، همان «ولى صالحين» است. همه بندگانِ صالح خدا، تحت ولايتِ خدا هستند. شعبه و شعاع اين ولايت هم حجّت وقت است. عنايت امام زمان (ع)، عنايت خداست. اطاعتِ او اطاعت خدا، و محبّت او محبّت خداست. اگر انسان عبد صالح خدا شد، حتماً و حتماً با حضرت پيوند برقرار مىكند و حتماً الطاف خاصّه حضرت شامل حالش مىشود، دعايش مىكند و چه مقامى بالاتر از اينكه انسان مورد عنايت ولىالله واقع شود: «وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ» يعنى خداى متعال به وسيله حجّت وقت، ولى خدا، امام زمان، عهدهدار رهبرى او مىشود و همه فيوضات به واسطه حجت وقت از مبدأ فيّاض على الاطلاق افاضه مىشود و مهمترين فيوضات، همان فيض هدايت، فيض رهبرى و دستگيرى معنوى است.
اگر انسان وارد مرز صالحين شد و مصداق آن گرديد، حتماً ارتباط خصوصى با امام زمان (ع) پيدا مىكند. حال چه بفهمد، چه نفهمد «تشرّف روحى» اش قطعى است. چه «تشرّف جسمى» حاصل بشود يا نشود. وقت تشرّف چه حضرت را بشناسد يا بعد بشناسد. اصل همين است كه پيوند برقرار شود. وقتى رابطه برقرار شد تدريجاً محكم هم مىشود [آن وقت] هم «محبّ» مىشود و هم «محبوب»؛ هم محبِّ امام زمان (ع) مىشود و هم محبوب آن حضرت. خدا صالحين را دوست دارد. امام زمان هم صالحين را دوست دارد. وقتى امام زمان (ع) كسى را دوست داشته باشد، از او دستگيرى نمىكند؟ آيا به او كمك نمىكند؟ قلب او را هدايت نمىكند؟ وقتى انسان محبوب او شد، مصونيّت پيدا مىكند و اين مصونيّت