ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - معنى امر
دارد كه همه ذرات عالم در مقابل ولايت و چيرگىاش خاضعاند. و اين از اعتقادات ضرورى و حتمى مذهب ما [تشيع] است كه امامان ما مقامى دارند كه نه فرشتگان مقرّب و نه پيامبران صاحب رسالت به آن راه ندارند. ٢٥
سوم: عبادات بندگان، جز با قبول ولايت امامان (ع) پذيرفته نمىشود: رسول خدا (ص) در روايتى فرمودند: «برخى از اشخاص و گروهها را چه مىشود، كه هر گاه خاندان ابراهيم نزدشان ياد مىشود، مسرور و شادمان مىشوند، امّا هنگامى كه آل محمّد (ص) ياد مىشوند قلبهايشان بيزارى مىجويد؟ سوگند به آنكه جان محمّد در دست اوست، چنانچه بندهاى روز قيامت، همراه با عبادت هفتاد پيامبر بيايد خداوند ذرهاى از آن را از او نپذيرد مگر آنكه با ولايت من و ولايت اهل بيتم آميخته شود». ٢٦
ديدگاه امام خمينى (ره) نيز در اين باره چنين است: «روايات رسيده در اين موضوع و با اين مضمون فراواناند و از مجموع آنها برداشت مىشود كه ولايت اهل بيت (ع) شرط قبول شدن عبادات نزد خداى تعالى؛ بلكه شرط در اصل پذيرفتن شدن ايمان به خدا و پيامبر گرامى است». ٢٧
چهارم: هر كس ولايت غير امامان (ع) را بپذيرد، ولايت ابليس را پذيرفته و جايگاهش در آتش است: حضرت امام باقر (ع) در روايتى مىفرمايند: «هر كس در ولايت آل محمّد (ص) وارد شود، وارد بهشت شده، و هر كس در ولايت دشمنانشان وارد شود، وارد آتش شده است».
به همين دليل است، كه از مهمترين شرايط ولايت، «تبرّى» (ابزار بيزارى) از دشمنان اهل بيت (ع) است.
پنجم: تحقّق ولايت امامان (ع) بر افراد و جامعه، مقدمه تحقّق ولايت خداوند و حركت جامعه به سوى خداوند متعال است: به حق بايد گفت: اگر مقام ولايت به اهل آن واگذار مىشد و در جايگاه خود قرار مىگرفت، انسانها از بالا و از زير پاهايشان روزى مىگرفتند، امّا آنچه در عرصه تاريخ واقع شد، به عكس بود و چند دستگىها، فتنهها، مصائب بزرگ و ناگوارىهاى بسيارى را موجب شد. در روايتى از امام باقر (ع) در تفسير اين سخن خداوند متعال كه:
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً. ٢٨
و اگر [مردم] در راه درست، پايدارى ورزند، قطعاً آب گوارايى بديشان نوشانيم.
فرمودند: «يعنى اگر بر ولايت اميرالمؤمنين على (ع) و جانشينان آن حضرت (ع) از ميان فرزندانشان، استقامت مىكردند و در اوامر و نواهيشان، فرمانبردار بودند ...». ٢٩
ششم: دوستان و قبولكنندگان ولايت اهلبيت (ع) در عالم آخرت، از جايگاه رفيعى برخورداند: حضرت اميرالمؤمنين (ع) درباره اين سخن خداى متعال كه:
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. ٣٠
آگاه باشيد، كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند.
فرمودند: «آيا مىدانيد، اولياى خدا چه كسانى هستند» عرض شد: چه كسانى هستند، اى اميرالمؤمنين؟ امام (ع) فرمودند: «آنان ما و پيروانمان هستيم. هر كس بعد از ما، از ما پيروى كند. خوشا به حال ما و خوشتر به حال آنان».
عرض شد: اى اميرالمؤمنين، چرا خوشا به حال ما و خوشتر به حال آنان؛ مگر ما و آنان هر دو در يك راه نيستيم؟ فرمودند: «نه، زيرا آنان بارى را به دوش مىكشند كه شما نكشيدهايد و چيزهايى را تحمل مىكنند كه شما تحمل نكردهايد». ٣١
هفتم: ولايت اهل بيت (ع) دژ ايمنى بخش از عذاب دنيوى و اخروى است: على بن بلال، از حضرت امام رضا (ع)، به نقل از پدران گرامىشان، از رسول خدا (ص)، از جبرئيل، از ميكائيل، از اسرافيل، از لوح، و از قلم روايت مىكند كه خداوند بزرگ و عزيز فرمودند:
ولايت على بن ابى طالب دژ و قلعه [مستحكم] من است و هر كس وارد دژ من شود، از عذابم ايمن است. ٣٢
استاد ابوالقاسم قشيرى مىگويد: اين روايت، به همراه سند آن، به دست يكى از فرمانروايان سامانى رسيد. وى آن را با طلا نگاشت و وصيت كرد آن را همراه او دفن كنند. وقتى كه از دنيا رفت، او را در خواب ديدند و از وى پرسيدند: خداوند با تو چه كرد؟ در پاسخ گفت: به دليل آنكه اين روايت را به نيت تعظيم و احترام، با طلا نگاشتم، از گناهانم درگذشت.
ولايت فقيهان در غيبت امامان
فقيهان در دوران غيبت، از حقّ ولايت برخوردارند كه حدود و قيود آن در كتابهاى فقهى بيان شده است اين ولايت، همان استمرار ولايت اهل بيت (ع) است. در توقيع شريف حضرت امام مهدى (ع) آمده است:
در وقايع مستحدثه به روايت كنندگان كلام ما (مجتهدان جامع الشرايط) مراجعه كنيد. كه آنان حجت من بر شما و من حجّت خدا هستم. ٣٣
همچنين پدر و پدر بزرگ، بر كودك نابالغ و فرزند مجنون (غير عاقل) و دختر بدون همسر ولايت دارند. بحث تفصيلى در اين باره در كتابهاى فقهى بيان شده است.
برخى از مؤمنين نيز بر برخى ديگر ولايت دارند و خداوند متعال مىفرمايد:
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. ٣٤
و مردان و زنان با ايمان، اوليا (دوستان) يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده وامىدارند، و از كارهاى ناپسند بازمىدارند، و نماز را برپا مىكنند، و زكات مىدهند، و از خدا و پيامبرش فرمان مىبرند. آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، كه خدا توانا و حكيم است.
معنى امر
در بحث ولايت گفتيم كه امامان (ع) صاحبان امر (اولوالامر) اند. براى آگاهى از اين موضوع نيازمند اين توضيح هستيم.