ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٦
حسن عسكرى عليه السلام را نپذيرفته و اظهار كردهاند كه آن امام زنده است. اينان امام يازدهم را همان مهدى مىدانستند.
٢. جعفريه، كسانى كه به امامت جعفربن على الهادى عليه السلام اعتقاد داشته و با نديدن فرزندى از امام يازدهم عليه السلام جعفر را كه از طرف اماميه ملقب به كذاب بود، پذيرفتند. اينان خود نظرات متفاوتى داشتند: برخى جعفر را جانشين امام حسن عسكرى عليه السلام دانسته و برخى در واقع او را امام يازدهم مىپنداشتند.
٣. محمديه، كسان ديگرى امامت فرزند امام هادى عليه السلام يعنى، محمد را كه در حيات پدر، درگذشته بود، پذيرفتند و امامت حضرت عسكرى عليه السلام را منكر شدند.
٤. فرقه ديگر معتقد بودند كه پس از درگذشت امام عسكرى عليه السلام ديگر امامى وجود ندارد، همچنان كه پس از درگذشت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ديگر پيامبرى نخواهد آمد.
٥. فرقه ديگر، اماميه بودند كه اكثريت شيعه را تشكيل داده و به امامت حضرت مهدى عليه السلام اعتقاد داشتند. اين جريانى بود كه رهبرى اصلى شيعيان دوازده امامى را برعهده گرفت.
از اين گروهها، تنها گروهى كه بر صفحه تاريخ تشيع باقى ماند، فرقه اماميه است. اين فرقه كه به امامت حضرت مهدى عليه السلام فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام اعتقاد داشته، توانسته اكثريت شيعيان را جذب و جلب كند.
اين اقدام، نشانگر آن است كه اقدامات صورت گرفته و مقدماتى كه از پيش براى چنين دگرگونى آماده شده بود، به اندازهاى حساب شده و سنجيده بوده كه توانست شيعه را از اين گرفتارى نابود كننده نجات بدهد.
با وجود زمينه سازيهاى قبلى و آگاهى و هوشيارى خواص و بزرگان شيعه، باز مشاهده مىشود كه يك حيرت هول انگيزى بر جامعه مستولى گرديد، امام زمان عليه السلام هم اين پيشامدها را پيش بينى كرده بود.
مردمى كه هميشه به امام دسترسى داشتند و پيش او رفت و آمد مىكردند و تمام مشكلات خود را شخصاً با او درميان مىگذشاتند و به وسيله او حل مىنمودند. اگر بنا مىشد يك مرتبه دستشان از دامن امام عليه السلام كوتاه گردد، به طورى كه نتوانند كوچكترين تماسى با وى داشته باشند، يك اضطراب و سردرگمى شديدترى بر آنها مستولى مىگرديد كه احتمال مىرفت اساس اجتماع شيعه متلاشى گردد؛ لذا براى اينكه اينچنين وضعى پيش نيايد و كم كم براى زندگى بدون امام عليه السلام در يك مدت طولانى آماده شوند، آن حضرت در دوران اوليه با اينكه از ديدهها پنهان بود، رابطه مستقيمى بين خود و شيعيانش به وسيله نمايندگان خاص و ويژه برقرار نمود؛ و اين نوع ارتباط براى ملتى كه از ديدار امام خود محروم بودند، يك نوع دلدارى براى آنها محسوب مىشد. نمايندگان ويژه با