ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨١ - بقيةاللَّه يادگار خدا
كسى را به طور جدى نمىتوانيم معرفى بكنيم، اگرچه در بعضى كتب از اشخاصى نام بردهاند، لكن اين معنا براى ما محقق نيست. و اين احتمال هم هست كه در اين كتابها همه را به جاى اكثر استعمال كرده باشند، يعنى اينكه اين اشخاص نه بر همه بلكه بر اكثر نقاط عالم سيطره پيدا كرده بودند.
در ميان مردان الهى هم كسانى بودهاند كه قدرتشان خيلى بالا رگفته بوده و غلبه داشتهاند. دعوتهاى الهى را در بين مردم پيش بردهاند، مانند رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه اصلًا از آن گروه اول اينها كنار هستند، كشورگشايى و امثال ذالك در منطقشان مفهوم و معنا ندارد، آنها تمام همتشان گسترش حكومت اللَّه در بين مردم و آشنا ساختن آنها با خدا بوده است.
موعود: در مورد حضرت سليمان عليه السلام در قرآن كريم آمده است كه آن حضرت از خداوند درخواست حكومتى را مىكند كه بع از خودش براى هيچ كس مثل آن تحقق نيابد ...
و هب لى ملكاً لا ينبغى لاحد من بعدى ...[١] اين را چگونه مىتوان توجيه كرد؟
كريمى جهرمى: در مورد اين درخواست حضرت سليمان، عليه السلام كه خدايا يك ملك و سلطنتى به من بده كه براى بعد از من نباشد جاى اين سؤال هست كه ايا واقعاً مىخواهد بگويد حتى براى حضرت ولى عصر عليه السلام هم نباشد، براى پيغمبر خاتم هم نباشد، يا اينكه براى زمان خودش اين را دارد مىگويد؟ واقعاً در اين باره ابهام و اجمال هست كه آيا اين لاينبغى لاحدٍ من بعدى معنايش اين است كه حضرت سليمان به خودش اين جرأت را مىداده كه به پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه هداة مهديين: هم نظر داشته باشد. نمىتوانيم اين را باور بكنيم كه مقصود آن پيغمبر معصوم اينطور مطالب باشد، در هر حال اين موضوع آن هم اجمال دارد. يا درباره حضرت يوسف عليه السلام كه مىفرمايد:
رب قداتيتنى من الملك و علمتنى من تأويل الاحاديث.[٢]
خدايا تو به من ملك دادى و توان تعبير خواب عطا كردى ...
همه اينها هست ولكن يك تعبيرى كه مانند تعبيرات وارد، درباره امام زمان عليه السلام باشد درباره آنها نداريم، حتى درباره همين مردان الهى و اين رجال پاك اسمانى، زيرا درباره امام زمان عليه السلام روايات متواترى هست كه مىفرمايد: يملاءاللَّه به الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً[٣] يا يملاء الارض قسطاً و عدلًا كما ملئت ظلماً و جوراً[٤] كه در اين روايت دوم يملاء فاعلش خود امام زمان عليه السلام است. اين موضوع كه جهان از قسط و عدل پر بشود ملازم با اين است كه شخصى كه مىخواهد اين كار را انجام دهد بر تمام اقطار و وجب به وجب زمين نظر داشته باشد كه اگر يك جايى ظلمى درباره كسى بشود، بتواند جلوى آن را بگيرد. لازمه اينكه امام زمان عليه السلام جهان را پر از عدل و داد بكند، مخصوصاً با آن روايات عديدهاى كه رسيده است كه در زمان ظهور حتى اگر زنى بخواهد از كجا تا به كجا راه برود هيچ باكى براى او نيست و مشكلى ندارد، اينها اين است كه ايشان مالك اقطار زمين بشوند چند آيه قرآن هم داريم كه در آن اين تعبير هم آمده است، ازجمله اين آيه سوره برائت كه مىفرمايد:
و هوالذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لوكره المشركون[٥]
در تفاسر وارد شده از ائمه معصومين عليه السلام آمده است كه اين غلبه دين حق بر تمام اديان، در زمان حضرت ولى عصر تحقق مىيابد.[٦] تمام اديان، تمام ملل و نحل، مضمحل مىشوند، همه آنها مغلوب و مقهور مىشود و فقط دين اسلام به بركت حضرت ولى عصر امام زمان ارواحنا له الفدا در زمين فراگير خواهد شد، از اين تعابير كاملًا استفاده مىشود كه امام زمان عليه السلام مالك تمام اقطار عالم مىشود، تمام زمين به فرمان آن بزرگوار درمىآيد، چنانكه عرض كرديم اين موضوع نه براى هيچ كشورگشايى فراهم شد و نه براى انبياى الهى و ائمه هداة مهدييين: بلكه اين از مختصات حضرت ولى عصر امام زمان، ارواحنا له الفدا، است كه مالك مشرق و مغرب زمين خواهد شد. در اين زمينه خوب است به روايتى اشاره كنيم كه خيلى هم شيرين و با حلاوت است. در رابطه با جريان ولادت حضرت ولى عصر، ارواحنا له الفدا در روايت آمده است