ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - به قدر يك دعا
بندگان، همچون يكى از افراد خانواده خويش رفتار مىكردهاند، همچون آنان لباس مىپوشيدهاند، با آنان بر سر يك سفره مىنشستهاند، هرگز با تندى و پرخاش با آنان سخن نمىگفتهاند و جز براساس عدالت با آنان رفتار نمىكردهاند، و نيز اينكه حقوق انسانى و اسلامى بندگان در همه زمينهها همچون حق لباس و غذا و مسكن و ديه و قصاص و كار و مالكيت و غيره درباره آنان رعايت شده است، نشان دهنده اين واقعيت است كه نظام برده دارى اگر مورد قبول اسلام واقع شده نه به عنوان تبعيض بين بندگان خدا، بلكه بر اساس تدبير نظام و معالجه معضلات اجتماعى آن دوران بوده است، كه البته هرگاه همان شرايط در هر برهه از تاريخ حيات اسلام تكرار شود، همان قوانين و قراردادهاى مربوط به بندگان و كنيزان (عبيد و اماء) قابل اجرا خواهد بود.
٨. باتوجه به آنچه در بندهاى پيشين ذكر شد، يك مسلمان هرگز هراسى ندارد كه در مقابل داعيه داران دروغين آزادى در عصر حاضر سخن از نظام عادلانه اسلام درباره بردگى و بندگى به ميان آورد.
٩. آنها كه در شرق و غرب عالم از اسلام سيلى خوردهاند و با بهرهگيرى از غفلت بسيارى از مسلمانان نسبت به حقايق اسلام انتقاد مىكنند و نظام مترقى اسلام را در زمينه قوانين بندگى با شعارهاى غيرواقعى و مردم فريب خود مورد هجوم قرار مىدهند، همانها هستند كه نه تنها در گذشته بلكه در عصر حاضر هم بدترين نوع بندگى و بردگى را در جوامع خويش مورد تاييد قرار مىدهند.
دستگاههاى مختلف سياسى و اقتصادى و اجتماعى اكثر كشورها آميخته با ظالمانهترين سيستمهاى بردگى پنهان است كه در عصر جديد تحت عنوانهاى مختلف با وقيحانهترين و غيرانسانىترين روشها زنان و كودكان و كارگران را مورد سوء استفاده قرار مىدهد و جسم و روح و فكر و بازوى آنان را به غير عادلانهترين وجه ممكن در راستاى منافع و مقاصد سوم سرمايه داران و قدرتمداران به خدمت مىگيرد.
به طور مثال شيطان بزرگ آمريكا تا زمان ابراهام لينكلن اسير بارزترين نوع برده دارى و بيگارى گرفتن از سياهان بود، و پس از جنگهاى خونين كه به لغو نظام برده دارى انجاميد، صحنه پيچيدهترين و اسرار آميزترين انواع برده دارى و بيگارى گرفتن از سياهان و غيرسياهان گرديد. گروههاى كانگسترى، باندهاى فحشا، مؤسسات به اصطلاح هنرى، تشكيلات جاسوسى و قاچاق، كارتلها و تراستهاى تجارى به مدد زر و زور و با بهرهگيرى از زور و قدرت چنان برده دارى پنهانى را سازماندهى كردند كه اگر روزى پرده تزوير آنان به كنار رود و مردم جهان با خاموش ساختن نغمههاى پرفريب و افسون كننده تبليغاتى آنان، به روى حقايق موجود در جامعه آلوده آمريكا ديده بگشايند، كوس رسوايى و فضاحتشان بر هر بامى صدا درخواهد آمد.
١٠. بشربن سليمان در ضمن نقل همان جريان امام هادى عليه السلام و خريدارى كنيز رومى مىگويد:
كان مولانا ابوالحسن على بن محمد العسكرى عليه السلام فقهنى فى أمر الرقيق، فكنت لا ابتاع و لاابيع إِلا باذنه ...[١]
مولاى ما حضرت ابوالحسن علىبن محمد امام هادى عليه السلام مرا همواره در احكام مربوط به بندگان مورد تعليم قرار مىداد، به طورى كه بدون اجازه آن امام عليه السلام به خريد و فروش بردگان نمىپرداختيم.
با آن فقاهتى كه از ناحيه آن بزرگوار تحصيل كردم از موارد شبهه ناك دورى مىكردم تا آنجا كه شناخت و معرفت من در اين باب كامل گشت و به خوبى فرق بين حلال و حرام را تشخيص مىدادم، چنين برده فروشى، نه خود انسانى دور از معنويت و ارزشهاى انسانى است و نه عملش عملى ناپسند و خلاف اخلاق است. البته اگر در تاريخ خلفاى جور كشور گشايىها و قدرت طلبيهايى مىبينيم كه در طى آنها به طور مثال: در يك جنگ بين ابوموسى و هرمزان در نزديكى شوشتر، ششصد اسير دست بسته ايرانى گردن زده مىشوند[٢]. و يا صدها زن و دختر اسير شده در طى جنگهاى فلان خليفه اموى يا عباسى به اسم كنيزكان رومى و شامى و ايرانى در حرمسراهاى اين خليفههاى فاسد و اطرافيان آنها به ذلت و بىناموسى