ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - امام خمينى و رسالت جهانى انقلاب اسلامى
امام خمينى و رسالت جهانى انقلاب اسلامى
ابراهيم شفيعى سروستانى
در پانزده خرداد سال ١٣٤٢ حركتى در اين كشور آغاز شد كه مبدأ تحولى شگرف در حيات اجتماعى- فرهنگى مردم مسلمان ايران گرديد و پس از پانزده سال تبديل به مهمترين تحول اجتماعى- سياسى قرن بيستم شد.
اما آنچه كه اين حركت را تا به اين اندازه تحول ساز و تاثيرگذار كرده بود، رهبرى رادمردى بود كه با پشتوانه اى عظيم و غنى از فرهنگ و معارف اسلام ناب محمدى در وراى همه جريانهاى فكرى حاكم بر كشور به هدايت اين حركت پرداخته بود.
بىترديد بايد گفت كه سرزمين دلاورپرور ايران در تمامى دوران حيات خود، رهبرى به اين عظمت كه هم بتواند با تسخير قلوب مردم مهمترين تحول معنوى را در كشور ايجاد كند و هم با اقتدار تمام كشور را در توفان سهمگين توطئه، تجاوز و خيانت، به بهترين شكل راهبرى و هدايت كند، به خود نديده است.
امروز در آستانه دهمين سال ارتحال آن رادمرد فرزانه و بيستمين سال پيروزى انقلاب اسلامى، جامعه ما بيش از هر زمان ديگرى نيازمند شناخت خطوط اصلى حركت حضرت امام خمينى، قدس سره و مبانى فكرى ايشان است. اصول و مبانيئى كه توجه به آنها مى تواند انقلاب اسلامى را در صراط مستقيم حفظ نموده و آن را از آسيبها در امان بدارد.
برخى از انديشمندان علوم سياسى بر اين باورند كه هرگاه يك نهضت و انقلاب مردمى تبديل به نظام و حكومت و بهاصطلاح نهادينه مى شود، دوران افول و نزول آن آغاز مى گردد و به تدريج رو به اضمحلال مىگذارد. براساس همين باور، اين روزها گروهى در تحليلهايشان مطرح مى كنند كه دوران انقلاب اسلامى ديگر به سر آمده است.
اما در برابر اين ديدگاه بايد گفت كه نهادينه شدن يك حركت انقلابى، زمانى مى تواند موجب افول و سقوط آن شود كه آرمانها و ايدهآلهاى آن حركت چنان خرد و حقير باشد كه با براندازى يك نظام سياسى و تشكيل يك نظام سياسى جديد ديگر حرفى براى گفتن و هدفى براى تلاش كردن نداشته باشد.
حضرت امام، قدس سره در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را در از بين بردن استبداد داخلى و مبارزه با استعمار خارجى در كشور ايران محدود نكرده بود و آنچه در پى آن بود حاكميت اسلام در سراسر جهان و كوتاه كردن دست ابرقدرتها از همه كشورهاى اسلامى بود. ايشان حركت خود را