ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - چرا كارگردانان به مقوله آخرالزّمان نمى پردازند؟
حال كه بحث به اينجا رسيد اجازه بدهيد سؤال كنم چه تكليفى را براى اهل هنر، سينما، تلويزيون و در يك كلمه اهل امضا در بحث مهدويت قائل هستيد؟
من تصور مى كنم همه سعى دارند به تكليف خود در اين راستا عمل كنند؛ حال اگر آن اتفاق كه بايد رخ دهد حاصل نمى شود به لحاظ كم ارادتى نسبت به آقا نيست بلكه درك ها پايين است، قدرت و درك ما كامل نشده و همه از شدت كار ضعيف شده اند چون فعاليت ها به صورت متفرقه انجام مى پذيرد، زيرا به نظم و وحدتى كه مدنظر اسلام است دست پيدا نكرده ايم.
شما در طول تهيه و ساخت سريال هاى مستندى كه براى حضرت حجت (عج) ساخته ايد آيا با موارد شگفت انگيز مانند امداد و ... برخورد كرده ايد؟
به صورت مشخص خير، ولى به طور عام بله، زيرا در همه آنچه ما انجام داده ايم عنايت حضرت را پشت آن احساس مى كردم. مثلًا براى تهيه مجموعه اى با عنوان «تولد دوباره» كه پيرامون زندگى تازه مسلمانان است سفرى به استكهلم داشتم در آنجا با افراد جالبى برخوردم. يك تازه مسلمان كه از كشور اندونزى بود و نام اسماعيل را براى خود انتخاب نموده بود، ابتدا با مكتب اهل سنت آشنا شده ولى پس از مطالعه و تحقيق مذهب تشيع را برگزيده است. او از آخرالزمان و حضرت مهدى (عج) به گونه اى سخن مى گفت كه ما تصور كرديم او يكى از ياران نزديك حضرت است، من در آنجا به اين نكته پى بردم كه چه جهان منتظرى داريم؟ و اينها شگفتى آفرين است. به نظر من اگر مجله «موعود» سايتى مخصوص مهدى موعود راه اندازى كند با مخاطبان زيادى در جهان ارتباط برقرار خواهد كرد آنگاه پى خواهيم برد كه منتظران در جهان به چه ميزان هستند. و حاضرند مطالب و مقالاتى براى مجله ارسال نمايند.
يكى از علل موفقيت هاى غرب در زمينه فرهنگى اين است كه آنها بر اين اعتقادند كه هرملتى نسبت به آينده آگاهى داشته باشد مى تواند در آن دخل و تصرف كند و آن را به نفع خود تغيير دهد و اين تفكر از «علم گرايى» برمى خيزد، پس غرب مبناى موفقيت خود را برعلم گرايى نهاده است و دليل اينكه آنها در فيلم ها به آخرالزمان مى پردازند اين است كه تصور مى كنند آينده را مى شناسند، چون از دريچه ناقص فرهنگ خود به آن نگاه مى كنند و چون برداشت آنها ناقص است به حقيقت نمى رسند. پس اگر دقت كرده باشيد در فيلم ها به آينده پرداخته و پيرامون آن سخن گفته و آن را به نفع خود تغيير مى دهند همين وضعيت را در عراق شاهد هستيم، من تمام برنامه شبكه هاى ماهواره اى را كه چهل روز قبل از حمله به عراق پخش مى كردند ضبط كردم، همه مبلغان مسيحى انجيل گرا آتش بيار معركه بودند و تحليل آنان اين بود كه علت پيروزى ايرانيان در جنگ با عراق پشتيبانى فرهنگى و اعتقادى آنان توسط علما و مداحان بود و لذا بيست و چهار ساعته مبلغان مسيحيت بسترسازى فرهنگى و اعتقادى مى كردند. در يكى از برنامه ها بر روى نقشه عراق تحليل مى كردند و به شهر «سامراء» كه رسيدند ديالوگ آنها اين جمله بود كه، «آخرين پيامبر مسلمانان از اين شهر برمى خيزد پس ما بايد اين شهر را تصرف كنيم. تا مسلمانان تسلط نداشته باشند. زيرا در غير اين صورت آنان دنيا را فتح خواهند كرد.» و اين برداشت را ربط مى دادند به مكاشفات يوحنا، اما چرا تاكنون موفق نشده اند، اين به دليل شناخت ناقص آنان نسبت به آينده مى باشد.
آخرين سؤال را اينگونه مطرح مى كنم كه «هاليوود» از يك پشتيبانى علمى و اتاق فكر قوى برخوردار است آيا اين وضعيت را نمى توان در سينماى ايران دنبال كرد، يعنى حوزه هاى علميه و علما به كمك سينما بيايند؟
فاصله دين و سينما در ايران زياد است در حالى كه در حوزه ها معادن علم و معرفت وجود دارد پس بايد پلى قوى بين اين دو ايجاد كرد.
همانطور كه شما اشاره كرديد علت رشد آنها (غربيان) باز مى گردد به اينكه آنها قدم هاى علمى را خوب برداشته اند و پل ها را ساخته اند و در پس فيلم هايى كه مى سازند تفكر، انديشه و تحقيق وجود دارد و سخت هم مشغول هستند، لذا نتيجه كار و تلاش خود را مى گيرند ما نيز با توجه به منابع عظيم و ذخاير مهم و بكرى كه داريم، مى توانيم به كمك ابزار و امكانات و تكنولوژى، هنرى متعهد و بالنده داشته باشيم. يك ضعف نهايى كه در سنيماى ما وجود دارد نبودن پشتيبانى فرهنگى و علمى از جانب حوزه هاست كه با ايجاد پل اين مشكل برطرف خواهد شد؛ در اين شرايط مى توان فايل هاى زيادى به همين منظور به وجود آورد آنگاه هركس بخواهد فيلمى وسريالى بسازد به راحتى مى تواند از اطلاعات و دانش هاى موجود استفاده كند در اين صورت از دوباره كارى و تكرار جلوگيرى خواهد شد.
از زمانى كه براى انجام اين مصاحبه در اختيار ما قرار داديد تشكر مى كنم.