ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - چرا اين همه گفت وگو از آخرالزّمان؟
چرا اينهمه گفتوگو از آخرالزّمان؟
هيچ نيازى به آگاهى ژرف درباره آيات و روايات و يا جمله اخبار آخرالزمانى اديان و ملل و يا حتى آمار و ارقام مربوط به حوادث و وقايع جارى و سارى كه پهنه حيات بشرى را در محاصره خويش آورده نيست. در واقع، اينهمه شرط ضرورى درك اين نكته نيستند كه؛ بشر امروز، در عصر حاضر در «آخر زمان» از مقطع آخرالزمان بسر مى برد.
همه در همه جا با صرافت طبع، تجربه عينى و ملموس وقايع و حوادث، مشاهده گستره و ژرفاى ابتلائات، به اين نكته رسيده اند و به انحأ مختلف درباره اش سخن به ميان آورده اند كه؛ هستى آبستن حوادث شگرفى است و اينهمه جنجال و هيجان در عرض و طول كره خاك و در گستره عوالم موجود امّا پوشيده از چشم اغيار، حاصل و محصول همين امر است. شايد از همين روست كه طى دو سه دهه اخير، بيش از تمامى سالها و قرون گذشته درباره آخرالزمان، حادثه شريف ظهور، منجى موعود و جهان پس از ظهور سخن به ميان آمده است.
آثارى نگاشته شده، قلمهايى به راه افتاده و دلهايى متوجه و متذكر اين امر گشته است. شايد كسى بگويد: فراوانى بحرانها و واهمه روزافزون آنها چونان اعصار كهن، اذهان را متوجه معنا و مفهوم آخرالزمان ساخته است. چونانكه در گذشته نيز، در مقاطعى خاص، در وقت هجوم بلا و ابتلاء بشر به ياد آخرالزمان و ظهور منجى افتاده است. ليكن، اجازه مى خواهم عرض كنم؛ گستره و ژرفاى همه گير اين حوادث در همه نقاط عالم و در ميان همه كس (در شرق و غرب) آنهم به بزرگى، شدت وحدّت غيرقابل تصور كنونى، خود حكايتگر تفاوت همين ماجرا با گذشته است. شايد توزيع و فراوانى گفت وگو از فتنه هاى آخرالزمان و ضرورت حضور مردى كه مى تواند بشر را از اينهمه ابتلا خلاصى بخشد، خود يكى از دلايل صحت درك عمومى مردم جهان درباره اين امر است.
چنانچه معنا و مفهوم انتظار، احساس ضرورت حضور انسانى كامل براى ارتقاء ابناء بشر از دركات اسفل به درجات عليا و خلاصى آنها از دام ظلم و ظلمت، مانند تجربه درد و رنج و تباهى و فساد در ميان بشر مشترك نبود، اعلام نياز، فرياد استغاثه، ندبه هاى دلتنگى، قصه هاى دورى و هجران و بالاخره طلب عمومى و عام براى دستيابى به روز رهايى نيز فصل مشترك ميان آدميان نبود. همان كه به نحو عجيبى در اين دوره و عصر ظهور و بروز كرده است.
اين امر مخصوص به ساكنين ايران و يا شرق اسلامى نيست. بلكه، اعلام طلب عمومى حسب همان سه امر مذكور است:
١. وجود مفهوم مشترك انتظار ميان انسانها؛
٢. احساس ضرورت حضور انسانى كامل براى ارتقاء؛
٣. تشخيص و تجربه ظلم و ظلمتى كه طلب عدالت و روشنايى را سبب مى شود.
آنچه كه از آن به عنوان «عوامل موثر در بسط گفت وگو از آخرالزمان» (آن هم در زمان ما) مى توان از آن ياد كرد موارد زير را شامل مى شود: