ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - آخرالزمان يهودى
آخرالزّمان در يهوديت و مسيحيت
مترجم: باران خردمند
در تعاليم بسيارى از اديان خبر از وقوع آخرالزمان و پايان دنيا در زمان نامشخصى در آينده آمده است. در حالى كه چنين حادثه اى با نابودى تمدن بشرى يا پاكسازى زمين از زندگى انسان، در اذهان تجلى مى يابد، مذاهب آزادانديش معمولًا با نگاه تشبيهى به آن نگريسته و آن را نمادى از مرگ مى دانند.
اغلب مذاهب در تعاليم خود ادعا مى كنند «برگزيدگان» يا «شايستگان» مذهب حقيقى واحد، از حوادث آينده در امان خواهند ماند و به پاس كشمكش ها و رنج هايى كه در اين ميان تحمل كرده اند به سوى بهشت رهنمون مى شوند. هم چنين گفته شده ناشايستگان (بى ايمانان يا پيروان ديگر اديان) با زندگى ابدى در دوزخ، سرگردانى معنوى يا نابودى روبرو مى شوند. از منظر ديدگاه هاى ميانه روتر بهشت و جهنم واقعى نبوده، تشبيهى از حالات روحانى و معنوى در زندگى و يا بعد از آن به حساب مى آيند.
اين موضوع در كتب مذهبى با واژه «آخرت شناسى»[١] شناخته شده و مى توان ردپاى آن را در ابتدايى ترين اعصار تمدن يافت. افسانه هاى مشهورى در ارتباط با پايان جهان وجود دارد. از جمله داستان «رگناروك»[٢] و كتاب مكاشفه. كتاب مكاشفه توصيف گر جنگ پايانى ميان خير و شر و «آرماگدون» پيشگويى شده از منظر مسيحيت مى باشد.
آخرالزمان يهودى
در كتاب تلمود در رساله آودا زراه[٣] در صفحه ٩A آمده است جهان ما تنها شش هزارسال عمر خواهد نمود:
... تنا دبى ايلييا هو[٤] آموخت: جهان مقدر است شش هزار سال عمر كند. دو هزارسال اول «پوچ» است؛ دو هزار سال بعد عصر تورات است. [از ابراهيم تا كامل شدن ميشنا، قسمت اول تلمود]؛ و دوهزار سال بعد [آخر] دوره ماشيح است؛ يعنى عصر مسيحايى ممكن است در اين دوره آغاز شود. به خاطر گناهان ما [يهوديان] بسيارى از [فرصت هاى آمدن ماشيح] سپرى شده [و ماشيح هنوز نيامده است].
در آيين يهوديان پايان دنيا «آچاريت هياميم»[٥] (به معنى آخرالزمان) نام دارد كه طى آن هزاران حادثه براى واژگونى جهان كهنه و آغاز مرحله جديدى كه در آن همه انسان ها خداوند را- به عنوان كسى كه بر همه كس و همه چيز حكمرانى مى كند- مى شناسند، رخ مى دهد. يكى از حكيمان تلمود مى گويد: «پايان دوران را برسان،