ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - بى تو مى چرخم و مى چرخم
بىتو مىچرخم و مىچرخم
فاطمه شريف نيا- دانشگاه پيام نور سبزوار
خسته تر از فرياد و بى روح تر از احساس در ازدحام غربت كوچه ها، سردرگم در چرخشم، نه كسى كه همراهى كند و نه اشكى كه همدردى كند.
بى پشتوانه، بى هدف، بى تو مى چرخم و مى چرخم، اما دريغ از يك انسان تا برايم بخواند.
در بيراهه زندگى در انتظار فصول آمدنت چشم به راهم، تا تو از انتهاى فصل غربت با سبدى از ياس بيايى و روزهاى خسته از دردها را با من آشتى دهى.
بيا ...! كه تنهايم. بى تو هيچ كس در شبهاى بى كسى آواز نمى خواند هيچ دلى بى تو عاشق نمى شود و هيچ چشمى مرا به خود نمى خواند.
بيا و فصلهاى زرد غربت را سبز كن، بهارى كن، اى تفسير زيباى بودن ...!
دلم گرفته از اين هواى مه گرفته و سرد
از خنده هاى وحشى طوفان از حقه هاى مرگ
آخر من از زمينم و در بند روزگار
رحمى نما و بيا تا كى انتظار
فاطمه شريف نيا