ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - پروتستانتيزم، عهد عتيق و لوتر
گرفتند. آيا دينى وجود داشته است كه از گذشته هاى دور به دنبال «بهشت زمينى» بوده و به عنوان «عامل تمدنى و اعتقادى» پروتستانها و روشنفكران را تحت تأثير خود قرار داده باشد؟ در اين رابطه سخنان «على عزت بگوويچ»[١] رئيس جمهور سابق بوسنى هرزگوين و يكى از انديشمندان جهان اسلام بسيار روشنگر است:
«در ميان تمامى اديان، يهوديت دينى دنيوى و داراى تمايلات چپ است. بهشت دنيوى موعود و كليه تئوريهاى يهودى مطروحه، از اين تمايل ناشى مى شود. «كتاب ايوب» رؤياى تحقق عدالتى است كه بايد در اين دنيا محقق شود. يعنى در آن دنيا نه، بلكه در اين دنيا فورا بايد تحقق يابد ...! يهوديان خبر از آمدن ملكوت خداوند، قبل از آمدن حضرت عيسى (ع) را داده اند، اما آنها برخلاف مسيحيان نه در آن دنيا كه در همين دنيا آن را انتظار مى كشند. در ادبيات دينى يهود در اوان ظهور مسيحيت[٢]، مسيح به عنوان شخصيتى كه عدالت را به اجرا درمى آورد مورد مدح و ستايش قرار مى گيرد ... براى كسانى كه اهل راستى و درستى هستند دنياى فاقد خوشبختى مفهومى ندارد. اين بنياد و اساس عدالت يهودى و هر عدالت «اجتماعى» است.
ايده بهشت دنيايى در ذات خود يهودى است. نه تنها از نظر محتوا بلكه از نقطه نظر منبع و سرچشمه نيز چنين است. قالبى يهودى براى تاريخ گذشته و آينده، براى ستمديدگان تمامى دورانها و بدبختيها كه فراخوانى پرقدرت است. اين قالب را قديس آگوستين به مسيحيت و ماركس به سوسياليزم منتقل كرد.[٣] تمامى قيامها، اتوپياها، سوسياليزمها و ديگر جرياناتى كه خواستار ايجاد بهشت در روى زمين هستند، در بنيان و ماهيت خود داراى آبشخورى توراتى و عهد عتيقى بوده و ريشه اى يهودى دارند.»[٤]
اين تحليل بسيار خردمندانه است. حقيقتا برخلاف اسلام و مسيحيت، در دين يهود ايمان به آخرت وجود ندارد، بلكه برعكس ميل و حسرت دستيابى به «بهشت زمينى» و به بيانى ديگر «وابستگى به دنيا» در آن وجود دارد. شدت اين وابستگى را قرآن كريم چنين بيان مى دارد:
«آنان را از مردم ديگر، حتى مشركان به زندگى اين جهانى حريص تر خواهى يافت و بعضى از كافران دوست دارند كه هزار سال در اين دنيا زندگى كنند، و اين عمر دراز عذاب خدا را از آنها دور نخواهد ساخت كه خدا به اعمالشان بيناست.»[٥]
به همين علت رويكرد اين روند كه با پروتستانتيزم آغاز گرديده، با روشنگرى ادامه يافت، از «بهشت اخروى» به سوى «بهشت دنيوى» و از مسيحيت كاتوليك به يهوديت است. جريان روشنگرى كه به اوج قله لذت پرستى[٦] رسيده- تا آن جا كه وابستگى آن به دنيا در بالاترين حد خود است- از مسيحيت كاتوليك- كه به دست شستن از دنيا دعوت مى نمايد- بسيار فاصله دارد و به يهوديتى كه ويژگى آن در آيه قبل مشخص شده، بسيار نزديك است اما اين نقطه عطفى كه از نظر فلسفى تحت تأثير آشكار انديشه هاى عبرانى است، عملًا چگونه قابل تغيير است؟ آيا اين رخداد امرى اتفاقى بوده است يا معماران پروتستانتيزم و روشنگرى در چمبره «يهوديزه شدن» گرفتار آمده بودند؟
پروتستانتيزم، عهد عتيق و لوتر
پروتستانتيزم حركتى بود كه نظام اروپايى ايجادشده تحت اقتدار كليساى كاتوليك را ويران ساخت. همراه با پروتستانتيزم دين از مفهوم حقيقى خود جدا شده، به كاتاليزورى اجتماعى تبديل شد كه اهداف نظام فكرى سكولار را تقديس نمود و بدين ترتيب پيشاهنگ حركتى گرديد كه حيات دنيوى را به اساسى ترين هدف انسان بدل ساخت.
به عنوان يكى از دستاوردهاى اين فرآيند، اقتدار كاملًا از اتوريته الهى جدا گرديد. دين از مسئوليت «ايجاد و تأسيس نظام» خود منفك شده، خود تابعى از نظامى گرديد كه مستقر شده بود. يكى ديگر از دستاوردهاى پروتستانتيزم- كه با همه موارد ياد شده مرتبط بود- همانگونه كه از طرف «ماكس وبر»[٧] در اثر مشهور او مورد يادآورى قرار گرفته و از سوى تمامى علماى علوم اجتماعى پذيرفته شده، اخلاقى مناسب با نظام سرمايه دارى اروپا بود.
بايد پرسيد آن چيزى كه معماران پروتستانتيزم را ضمن جدا نمودن از كليساى كاتوليك دچار چنين گمراهى بنيادى نمود چه بود؟ چگونه و از چه طريقى به سمت آرمان بهشت زمينى متمايل شده بودند؟
هنگامى كه چگونگى پيوستن لوتر به عنوان مهم ترين رهبر و پيشواى پروتستانتيزم به اين باور را مورد مطالعه قرار مى دهيم، با تمايلات شديد و فوق العاده او به دين عبرانى و منابع اين دين روبه رو مى شويم.
لوتر به هنگام اعلام اساس دين جديد خود كه با سنتهاى كليساى كاتوليك كاملًا متفاوت بود، به عهد عتيق متمايل شده بود. او كه زبان عبرانى را آموخته بود، به مطالعه منابع عبرانى پرداخت. لذا او و همفكرانش در منابع يهودى چيزهاى بسيارى يافتند.
در دانشنامه يهود[٨] درباره اين موضوع چنين آمده است:
«حركت اصلاحى مسيحى در حد بسيار وسيعى از ادبيات و فلسفه يهودى تأثير پذيرفته بود. به طورى كه به آن از جانب رقبا و مخالفين اين رفورم و حركت به عنوان «يهودى گرى» نگاه مى شد ... گروههاى مختلف پروتستان به فرمان تورات به عباداتى ازجمله آيين «شابات» كه از نظر كليساى كاتوليك مطرود و منسوخ اعلام شده بود، پرداختند و به عهد عتيق (تورات)