ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - بهشت زمينى
بهشت زمينى
رؤياهاى عهد عتيقى لوتر در پروتستانتيزم
نصير صاحب خلق
قبل از آشنايى جوامع اروپايى با فلسفه روشنگرى، در ذهن انسانهاى اين جوامع، سؤالات بى پاسخ چندانى وجود نداشت. درباره اينكه «انسان كيست؟»، «زندگى چه مفهومى دارد؟»، «چگونگى دستيابى انسان به حقايق» و اينكه «چه چيزى درست و چه چيزى نادرست است»، نظريات چندان متفاوتى وجود نداشت. دين پاسخگوى اين گونه سؤالات بود و زعامت مردم بر عهده كسانى بود كه صلاحيت دينى داشتند.
در رأس ارزشهايى كه توسط دين به انسان آموزش داده مى شد نيز «گذرا و بى ارزش بودن دنيا»، «وجود حيات جاويد پس از مرگ» و ضرورت تلاش انسان براى دستيابى به آن- ايمان به آخرت- قرار داشت؛ اما روندى كه با پروتستانتيزم آغاز شد و با روشنگرى ادامه يافت، نفوذ دين[١] را از ميان برداشت.
در چنين شرايطى تلاشهاى جديد براى پاسخ به سؤالاتى كه در بالا مطرح شد آغاز گرديد و ايدئولوژيهايى چون ليبراليزم، سوسياليزم، فاشيزم و ... پديد آمد.
آنچه در اينجا جالب توجه است وجه اشتراك تمامى اين ايدئولوژيها است و آن نظر غيردينى آنها در ارتباط با چيستى انسان، زندگى و دنيا بود. به بيانى ديگر همه آنها از بهشتى كه دين به مثابه ارزشى پايه به انسان نشان مى داد، روى گردانيده، تحقق بهشتى زمينى يا بهشت دنيايى را وعده مى دادند و اين موضوع را كه انسان پس از مرگ با چه مسائلى روبه رو خواهد بود، ناديده انگاشته، تنها به زندگى دنيايى و رخدادهاى آن علاقه نشان مى دادند.
معماران فلسفه روشنگرى- همانطور كه در صفحات بعدى با دلايل و مدارك به آنها خواهيم پرداخت- اصولًا با رد انديشه و اعتقادات مسيحى «بى دين» نمى شدند، بلكه دقيقا برعكس «دين» جديد و كاملًا متفاوتى را مى پذيرفتند. اين دين، دين «بى خدايى» نبود، بلكه غالبا «دئيست» ها[٢] روشنفكرانى بودند كه به خالق و پديدآورنده جهان معتقد بودند. تنها تفاوت اساسى و اصولى بين مسيحيت و اين دين جديد مردود شمردن آخرت گرايى و زندگى پس از مرگ بود. كوتاه سخن اينكه همراه با ايدئولوژيها دينهاى غيرآخرت گرا نيز سر برداشتند كه هدف آنها دستيابى به «بهشتهاى روى زمين» بود.
«پروتستانتيزم» نيز به عنوان اولين عامل مهم در تضعيف آخرت گرايى، سردمدارى دينهاى غيرآخرت گرا را عهده دار شد. حال بايد ديد كه عامل جذب روشنفكران به اين دين غيرآخرت گرا و انديشه اى كه آنها را در اين رابطه تحت تأثير قرار داد چه بود.
گفته مى شود كه انديشمندانِ غربى پايه گذار رنسانس تحت تأثير تمدن يونان باستان قرار