ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - ١- ٣ دلايل كلامى- نقلى
بنابراين كليد معماى غيبت را بايد از سنت پيامبران سراغ گرفت. براى روشن شدن اين مطلب به ناچار به سنت پيامبران نگاهى گذرا مى اندازيم:[١]
ادريس پيامبر (ع) در زمان پادشاه ستمگرى با تقيه زندگى مى كرد تا اينكه يكى از شيعيان ايشان به دست پادشاه كشته شد و زمين او غصب شد. حضرت ادريس (ع) از طرف خداوند به پادشاه وعده عذاب داد. پادشاه كه از اين وعيد عصبانى شده بود چهل نفر را در تعقيب آن حضرت فرستاد تا او را بكشند. آن حضرت بعد از اطلاع به بيرون از شهر گريخت و در كوهى بلند در درون غار مخفى گرديد. يعنى وقتى حضرت ادريس يقين كرد كه در صورت حضور در بين امت لحظاتى بعد كشته خواهد شد، از بين امت خويش غيبت كرد؛ چرا كه فرار نكردن ايشان مساوى با خودكشى بود.
حضرت ابراهيم (ع) در زمان نمروديان به دنيا آمد. وعده تولد ابراهيم توسط پيامبران به مؤمنان داده شده بود و اين خبر را نمروديان مى دانستند. لذا حضرت ابراهيم مخفيانه به دنيا آمد. و مادرش مخفيانه ايشان را بزرگ كرد تا اينكه حضرت ابراهيم بزرگ شد و براى انجام رسالت تبليغ دين دعوتش را علنى كرد، اما بعد از ماجراى زنده ماندن در درون آتش دوباره غيبت كرد، چون آن حضرت را از شهر بيرون كردند.
قبل از تولد حضرت موسى، همه در انتظار تولد چنين مولودى بودند؛ زيرا همه اين وعده الهى را مى دانستند كه به دست ايشان كاخ فرعونيان نابود مى شود و مؤمنان به فرج خواهند رسيد. حضرت موسى (ع) مخفيانه به دنيا آمد و مادرش از ترس اينكه فرزندش به دست فرعونيان كشته شود با الهام الهى وى را درون تابوتى گذاشت و در رود نيل رها كرد. آسيه زن فرعون در كنار رود به تفريح مشغول بود. تابوت را پيدا كرد و موسى را به دامان گرفت و محبت آن حضرت (ع) در دل آسيه افتاد و او فرعون را متقاعد ساخت كه حضرت را به فرزندى قبول كند. موسى (ع) به دست فرعونيان بزرگ شد و مخفيانه به انجام رسالت و تبليغ دين مشغول بود تا اينكه روزى به دفاع از يكى از شيعيانش يك مرد فرعونى را كشت و فرعون دستور قتل ايشان را صادر كرد و سربازانش را در تعقيب وى فرستاد. موسى (ع) كه از اين ماجرا با خبر شد از آن سرزمين فرار كرد و از امت خويش غايب شد؛ چرا كه اگر لحظه اى بيش تر در آنجا مى ماند به دست سربازان فرعون كشته مى شد و اين چيزى جز خودكشى نبود.
امام صادق (ع) فرمودند: در قائم (ع) سنتى از موسى بن عمران هست. عرض كردم: چه سنتى؟ فرمودند: پنهانى ولادت او و غيبت او ....[٢]
بعد از حضرت موسى (ع) يوشع بن نون به نبوت رسيد. مردم از دعوت وى استقبال كردند تا آنكه توانست به كمك شيعيانش حكومت را به دست گيرد. ولى بعد از ايشان دوباره محيط رعب و وحشت براى مؤمنان ايجاد شد و پيامبران بعد از اين پيامبر تا زمان حضرت داوود (ع) مخفيانه ابلاغ رسالت مى كردند. لذا از اسم و زندگانى آنها خبرى نداريم ولى مى دانيم كه در هيچ زمانى، زمين از پيامبران و اولياى الهى براى رساندن دين به مردم خالى نمانده است.
امير المؤمنين (ع) مى فرمايند:
خدايا چنين است كه هرگز روى زمين از قيام كننده اى با حجت و دليل، خالى نمى ماند، خواه ظاهر و آشكار باشد و خواه بيمناك و پنهان، تا دلائل و اسناد روشن الهى از بين نرود و به فراموشى نگرايد.[٣]
حضرت داوود (ع) با كشتن جالوت، طاغوت زمان خويش، حكومت را به دست گرفت و حضرت سليمان (ع) را براى نبوت و خلافت بعد از خودش به مردم معرفى كرد، ولى آنها به بهانه جوان بودن حضرت سليمان (ع) اطاعت نكردند. حضرت سليمان (ع) مخفيانه به تبليغ دين پرداخت و پس از مدتى با امداد غيبى به چنان قدرت عظيمى رسيد كه همه موجودات در خدمت ايشان قرار گرفتند. ايشان با اين قدرت الهى حكومت را در دست گرفت و اين سندى شد تا مردم بدانند كه خداوند مى تواند اوليا و پيامبران خود را با قدرت خودش به حكومت برساند، ولى آن را به اختيار و انتخاب مردم وا گذارده است تا آنها را در دنيا آزمايش كند.
بعد از حضرت سليمان تا حضرت عيسى (ع) همه پيامبران در خفا به رسالت تبليغ دين مشغول بودند. حضرت عيسى (ع) نيز مخفيانه متولد شد ولى تولد ايشان به تولد امام عصر (ع) تشبيه نشده است بلكه تولد آن حضرت به تولد حضرت موسى (ع) تشبيه شده است. چون علّت مخفيانه بودن تولد حضرت عيسى (ع) شرم و حياى حضرت مريم (س) و ترس از اتهام به آن بانو بود ولى علّت مخفيانه بودن تولد امام عصر (ع) همچون تولد حضرت موسى (ع) ترس از به قتل رسيدن توسط حكومتهاى طاغوت بود. حضرت عيسى (ع) نيز در رسانيدن دين و معنويت به مردم مصائب زيادى را تحمل كرد تا اينكه حكومت وقت تصميم به قتل ايشان گرفت و هنگامى كه گروهى در تعقيب وى برآمدند تا ايشان را به صليب بكشند، ايشان با امداد الهى به آسمان رفت و از بين امت خويش غايب شد.
بعد از حضرت عيسى (ع) انبياء الهى در خفا و تقيه زندگى مى كردند.
رسول اكرم (ص) نيز در سه سال اول به تبليغ مخفيانه پرداختند و بعد از آن كه دعوت خود را علنى كردند از طرف كفار مورد ستم و اذيت قرار گرفتند لذا تصميم به هجرت گرفتند و هنگامى كه به سوى مدينه حركت كردند، كفار در تعقيب ايشان برآمدند تا آن حضرت را به قتل برسانند. ايشان به غار نور پناه بردند و در آنجا مخفى شدند.