ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - هنگامه بيدارى
است. هدفى كه غرب اميدوار است با رسيدن به آن مانع از «فروپاشى فرهنگ و تمدن خود» شود، آن هم در آستانه تاريخى نو كه به نام دين و به نام اسلام حقيقى آغاز شده است.
عوامل زير در جنگهاى دويست ساله صليبى نقش عمده اى را در طولانى شدن جنگ و وارد شدن خسارات و تلفات در ميان مسلمين ايفا كرد:
- تشتت و پراكندگى ميان اميران و حاكمان بلاد اسلامى؛
- دم غنيمت دانى و اشتغال به دنيا در پاره اى اميران و در نتيجه از بين رفتن غيرت و حساسيت؛
- غفلت از خصم و فقدان شناسايى كامل آن و دست كم گرفتن خصومت صليبيون؛
- عدم درك و تحليل درست از موقعيت تاريخى كه مسلمين در آن به سر مى بردند؛
- غفلت از عوامل خودى كه به شيوه هاى مختلف جذب و همراه با فرماندهان صليبى شده بودند؛
و ....
گوييا بى آنكه بخواهيم در شرايطى قرار گرفته ايم كه هر لحظه به آشكار شدن رويارويى نهفته و جدال پوشيده مسلمين و غرب استكبارى نزديك مى شويم.
در اين معركه سه عامل بر پيچيدگى و چند لايه بودن رويارويى مى افزايد:
١. آگاهى غرب از فرا رسيدن فصل فتور و سقوط در حوزه فرهنگ و تمدن و پايان تاريخ غربى، واسپس چهارصد سال اعتلاء، در برابر حوزه فرهنگى شرق اسلامى؛
٢. وابستگى شديد مسلمين در عموم مناسبات و معاملات به غرب و شيفتگى رو به تزايد براى مدرنيته؛
٣. سردمدارى يهود و معركه گيرى اولاد اسراييل در ميان ميدان.
اينك جدال با طى مراحل فرهنگى و سياسى وارد مرحله نظامى شده است؛ چنانكه امروز عراق ميدان بزرگ جنگ روياروست.
در چنين موقعيتى «فرصت سوزى» بزرگ ترين لطمه را به مسلمين وارد مى سازد. از همين روست كه مطالعه و شناسايى «شرايط تاريخى» ويژه اى كه در آن به سر مى بريم، شرط ضرورى استمرار حيات و حفظ سيادت ايران اسلامى است. در اين شرايط، توجه به موارد ذيل را مقام يك معلم و نويسنده در حوزه فرهنگ اسلامى لازم و ضرورى مى شناسيم:
١. احياى غيرت و تعصب دينى و روحيه مجاهده براى حراست از كيان فرهنگى و مواريث مسلمين به عنوان امانت الهى؛
٢. احياى روحيه سلحشورى و قهرمانى براى رويارويى با اجانب و حفظ شرف و دارايى مردم اين سرزمين؛
٣. بازسازى و تجديد بناى اعتماد عمومى مردم از طريق توجه به خواسته ها و اعطاى مطالبات آنها، توبيخ غارتگران بيت المال، نواخت مستضعفان و خدمتگزاران، توسعه عدالت (به دور از شعار و لفاظى) در همه مناسبات اجتماعى، حذف سلسله مراتب وحشتناك دسترسى به مسؤولان و احياى شيوه زندگى ساده و بسيط در ميان كارگزاران؛
كوتاه كردن دست عوامل شناخته شده و مرتبط با برخى افراد شاخص (معروف به آقا زاده ها) از قطبها و شريانهاى اقتصادى كشور؛
٤. حذف جدى و بى تعارف برخى مديران ضعيف و ناكارآمد كه تنها از طريق ارتباطات قومى و قبيله اى و حزبى مجال تصرف مادام العمر مناصب فرهنگى، سياسى و اقتصادى را يافته اند؛
٥. بريدن بندهاى وابستگى اقتصادى، فرهنگى و سياسى به غرب از طريق تلاش براى خارج ساختن مناسبات اجتماعى از پيچيدگى موجود، تشويق بساطت زندگى، خودكفايى سريع در تهيه مايحتاج عمومى؛
٦. تلاش براى شناسايى و حذف عوامل وابسته، جاسوس، مرعوب و مجذوب در برابر دشمن غربى در هر هيأت و لباس و ميان كليه سطوح مناسبات سياسى، اقتصادى، فرهنگى؛
٧. بسط فرهنگ مهدوى با اتكاء به مطالعات فرهنگى در سطوح مختلف به دور از شعار و سياست زدگى مرسوم و احياى فرهنگ انتظار در ميان مسلمين.
هر مسلمان با غيرتى در عجب مى ماند كه چرا با وجود آن همه لطمه و آسيب كه طى دويست سال اخير از سوى غربيان متوجه كيان كشورهاى اسلامى شده است، هيچ مركز جدى و فعالى براى «غرب شناسى» و «يهودشناسى» در اين كشورهاى تأسيس و راه اندازى نشده و هيچ دانشگاهى دو واحد درسى را- دست كم براى خالى نماندن عريضه- به اين مباحث اختصاص نداده است. چنانكه آدمى در عجب مى ماند از گزيده شدن چندباره مسلمين از يك روزنه موذى.
والسلام
سردبير