ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - عمر با بركت
كداميك را ترجيح مى دهيد؟ از نظر زمان تأليف كه ظاهرا غيبت نعمانى زودتر تأليف شده است.
غيبت شيخ طوسى غيبت كلامى است، يعنى مانند ديگر كتابهاى كلامى، موضوعات مرتبط با حضرت مهدى و غيبت را مطرح و براى اثبات آنها استدلال مى كند. كتابهاى ديگر تنها نقل روايات مى كنند، شيخ طوسى عناوينى را كه مطرح كرده آن وقت اخبارش را آورده است، در واقع دارد برهان مى آورد به آن مطالبى كه شيعه معتقد است. يعنى از معصومين و رسول خدا برهان مى آورد، يعنى وقتى مى گويد اينها معتقدند كه وقتى مى آيد چنين مى كند آن وقت برهانش را از اخبار نقل كرده است. آن عنوانهايى كه در غيبت شيخ طوسى است عنوانهاى خيلى علمى و درجه بالاست، يعنى دانشمندان روى اين عناوين كار مى كنند همه شان همينطور هستند، شيخ مفيد هم همين طور است. شيخ مفيد آن اشكالهايى را كه گرفته شده، رفع كرده است، او در كتاب غيبت خود مطالب را به صورت برهانى و استدلالى آورده است و اينها همه قابل استفاده است.
\* يكى ديگر از كتابهايى كه شما احيا كرده ايد كتاب البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان، متقى هندى است؛ با توجه به اينكه اين كتاب از كتب اهل سنت است بفرماييد چه انگيزه اى باعث شد كه اقدام به تصحيح آن كنيد؟
البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان با آن پانوشتهايى كه من بر آن نوشته ام براى آنكه اثبات كنم كه اين را كه على متقى هندى در قرن دهم دارد مى گويد در قرن ششم هم گفته اند در قرن چهارم هم گفته اند، در قرن پنجم هم گفته اند، من به آن كتابها تمسك كرده ام يعنى پانوشتها آورده ام. على متقى هندى شخصيت علمى بسيار بزرگى است تا جايى كه زمان او چندين نفر كه كتابهايى داشته اند درباره احكام از علما سؤال مى كنند همه آن علما مى گويند آنچه كه على متقى هندى نگفته باشد به آنها اعتنا نكنيد.
او راجع به حضرت مهدى (ع) نوشته است، درباره غيبتش چيزى ننوشته است در اينكه امام مهدى (عج) ظهور مى كند و اين كارها را مى كند. غيبت و اينكه حضرت زنده و غايب اند، فقط اعتقاد شيعه اثنى عشرى است. على متقى هندى آن اخبارى كه راجع به حضرت است همه را آورده است و به صورت اخبار از پيغمبر نقل كرده، كه مهدى اى هست، مى آيد و دنيا را اينطور مى كند، اما غيبت او را روايت نمى كند. من آن مقدار كه امكان داشته است اين را تصحيح كرده ام. اگر مطلبى در متن بوده كه با كتابهاى ديگر كم و زياد داشته است ما اينجا آورده ايم.
\* ما شما را خيلى خسته كرديم. به عنوان آخرين سؤال بفرماييد كه چه توصيه اى براى پژوهشگران حوزه و دانشگاه و كسانى كه در زمينه مهدويت مى خواهند كار بكنند داريد؟ آيا در زمينه موضوع مهدويت اولًا ما آثار احيا نشده اى داريم كه لازم است احياء بشود يا نه و در ثانى با توجه به اينكه قدما كار خودشان را انجام داده و رسالت خودشان را در باب مهدويت به كمال رسانده اند، پژوهشگرانى كه الآن مى خواهند در باب مهدويت قلم بزنند و كار كنند به نظر شما بايد وارد چه عرصه هايى شوند كه در آن زمينه ها كارى نشده است؟
اين را بايد توجه داشته باشيم كه بعد از رسول خدا (ص) اين ائمه ما (ع) بوده اند كه دين مقدس اسلام را معرفى و حفظ كرده اند. اين دينى كه آخرين درجه اديان از نظر عظمت است و احكامش انسان ساز است. اما متأسفانه ائمه ما را نگذاشتند كار كنند آنها را يا خانه نشين كردند و يا كشتند، دوازدهمى هم اگر مى آمد يا خانه نشين مى كردند، چنان كه بود يا مى كشتند. خداوند او را غايب كرد تا اين مردم روى زمين آماده براى او باشند؛ يعنى آن نوع خودشان را درست كنند، يعنى بفهمند كه اين طرز حكومتى كه درست مى كنند، سلطنتى، جمهورى و از اين قبيل كه هزارها هست اينها نمى تواند انسان را به واقعيت انسانيت برساند، مگر آن حكومت الهى كه انبيا دارند؛ يعنى حكومت بايد در اختيار او باشد كه نبوى است. چون يازده نفر از آنها را يا خانه نشين كردند يا كشتند كه به عقيده بعضيها همه را كشتند، آن دوازدهمى را خدا غايب كرد، آنچه ما از روايات مى فهميم اين است كه وقتى آماده براى آن حكومت شدند خداوند آن حضرت را مى فرستد. ولو همه مردم نه، اما لااقل يك جمعيتى پشتيبان او باشند كه وقتى او دعوت مى كند حاضر باشند از همه اطراف عالم به هر صورتى كه هست خودشان را به او برسانند تا آن حكومت سر كار بيايد. آن افرادى كه منتظر حكومت آن حضرت اند بايست اين طور باشند كه تنها آنچه را كه خدا مى خواهد بخواهند و انتظار