ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - ياران آفتاب
گلبانگ
شاديت مبارك باد
|
ما در غم هجر تو، با ديده خونباريم |
در عشق و وفادارى، ما شهره بازاريم |
|
|
تو يوسفى و ما هم، مشتاق خريداريم |
«در دايره قسمت، ما نقطه پرگاريم |
|
|
لطف آنچه تو انديشى، حكم آنچه تو فرمايى» |
رسوايى و بدنامى، در كوى تو ننگى نيست |
|
|
از دامن تو خالى، برآمده چنگى نيست |
والاتر از عشق تو، پيمانه و سنگى نيست |
|
|
«ساقى چمن گل را، بى روى تو رنگى نيست |
شمشاد خرامان كن، تا باغ بيارايى» |
|
|
در عشق گل زهرا، با هلهله مى خوانند |
چون بلبل دلداده، بر عشق تو مى بالند |
|
|
تا هست جهان برپا، در خيل تو مى مانند |
«صد باد صبا اينجا، با سلسله مى رقصند |
|
|
اين است حريف اى دل، تا باد نپيمايى» |
اى شاهد زيبارو! شب تا سحرم مى ده |
|
|
در محو جمال تو، از خود به درم مى ده |
در حلقه مستانت، من نوسفرم مى ده |
|
|
«زين دايره مينا، خونين جگرم مى ده |
تا حل كنم اين مشكل، در ساغر مينايى» |
|
|
مژده كه «رضا» امشب، جان داروى اصل آمد |
در پهنه دنيا بين، فرمانبر عدل آمد |
|
|
بر اهل وفاداران، جانانه و اهل آمد |
«حافظ شب هجران شد، بوى خوش وصل آمد |
|
|
شاديت مبارك باد، اى عاشق شيدايى» |