ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - تأليف كتاب كمال الدين
با ذكر اخبارى كه از پيغمبر و امامان (ص) وارد شده، كوشش و تلاش بسيار كردم. بعد از مدتى مردى بزرگ از اهل فضل و خرد به نام شيخ نجم الدين ابو سعيد محمد بن الحسن از بخارا، در شهر قم بر من وارد شد من از دير زمان آرزوى ملاقات او را داشتم و براى جنبه ديانت و فكر استوار و انديشه هاى بلند او مشتاق ديدارش بودم پس خدا را بر اين نعمت و رسيدن به آرزويم و بر دوستى و محبت و صفاى او شكر كردم تا يك روز كه با من مشغول صحبت بود نقل كرد كه در بخارا به مردى از بزرگان فلاسفه و اهل منطق برخورد كرده و از او درباره حضرت قائم (ع) سخنى شنيده كه موجب تحير و شك و شبهه اش در موضوع غيبت امام زمان و انقطاع خبر آن حضرت شده، من در اثبات وجود امام زمان (ع) مطالبى براى آن شخص فاضل و دوست باوفا گفتم و اخبارى را از پيغمبر و ائمه (ع) راجع به غيبت امام زمان برايش ذكر كردم كه شك و شبهه اش مرتفع گرديد و قلبش اطمينان يافت و در برابر اين اخبار صحيح كاملًا تسليم شد و از من درخواست كرد كه براى او كتابى در اين موضوع بنگارم من وعده دادم كه خواسته او را در آينده انجام دهم. در اين ميان شبى درباره خانواده و فرزندان و برادارن و نعمتى كه در رى رها كرده بودم، فكر مى كردم، ناگهان خواب بر من غلبه كرد. در عالم خواب ديدم گويا در مكه ام و بر گرد بيت اللّه الحرام طواف مى كنم و در دور هفتم مى باشم و به نزد حجرالاسود آمده ام، دست بدان مى كشم و آن را مى بوسم و اين دعا را مى خوانم: «امانت خود را ادا كرده و عهد و پيمان خويش را مواظبت نمودم تا به وفادارى من شهادت و گواهى دهى».
در اين هنگام مولايم حضرت قائم (ع) را ديدم كه بر در خانه كعبه ايستاده من با قلب مشغول و فكر پريشان نزديك شدم، آن حضرت در چهره من نگريست و راز درونم را دانست پس سلام كردم و جواب سلامم را دادند سپس فرمودند: «لم لا تصنّف كتابا فى الغيبة حتّى تكفى ما قد همّك؟»؛ چرا درباره غيبت كتابى تأليف نمى كنى تا اندوه دلت را برطرف كنى؟ عرض كردم: «اى فرزند پيامبر (ص) درباره غيبت چيزهايى نوشته ام». فرمودند: «به آن روش و سبك تو را امر نمى كنم كه كتاب را بنويسى بلكه الان كتابى در غيبت بنويس و غيبتهايى را كه پيامبران (ع) داشته اند ذكر كن». اين را فرمودند و سپس رفتند. من هراسان از خواب برخاستم و تا طلوع صبح به دعا و گريه و درد دل و شكايت مشغول بودم صبح كه فرا رسيد در پى امتثال امر ولى اللّه و حجت الهى شروع به تأليف اين كتاب كردم در حالى كه از خداوند، استعانت جسته و بر او توكل مى كنم و از تقصيرات خود طلب آمرزش مى كنم.
پى نوشتها:
[١]. كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، مترجم: منصور پهلوان، تصحيح: آقاى غفارى صفت.
[٢]. شيخ صدوق، محمدعلى خسروى، ناشر اطلاعات، ١٣٧٧.