ماهنامه موعود
(١)
شماره چهل و نهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
هنگامه بيدارى
٢ ص
(٤)
غريب در غرب
٤ ص
(٥)
از ميان اخبار
١٤ ص
(٦)
آموزش شصت مزدور و آدم ربايى در عراق
١٤ ص
(٧)
حضور پوششى مأموران يهودى در مناطق شيعه نشين افغانستان
١٤ ص
(٨)
گسترش خشونت عليه مسلمانان در اروپا
١٤ ص
(٩)
يكى ديگر از مساجد هلند در آتش سوخت
١٤ ص
(١٠)
رشد بى سابقه و چشمگير اسلام در آمريكا
١٤ ص
(١١)
آمادگى جانفشانى 40000 شهادت طلب آلمانى براى اسلام
١٤ ص
(١٢)
گرايش بى سابقه مردم اروپا به اسلام
١٤ ص
(١٣)
جنگ چهارم جهانى
١٥ ص
(١٤)
نبش قبر صحابه و دانشمندان در شهر قدس اشغالى
١٥ ص
(١٥)
احداث ايستگاه راديويى پاكستان توسط مبلغان مسيحى
١٥ ص
(١٦)
تدريس تورات و انجيل در دانشگاههاى تونس
١٥ ص
(١٧)
تكفير شيعيان در گفت وگو با كانال الجزيره قطر
١٥ ص
(١٨)
مرزداران حريم تفكّر شيعى
١٦ ص
(١٩)
چراغ آستان حق
٢٠ ص
(٢٠)
تقديم به «او» كه يكى از همين جمعه ها خواهد آمد
٢٣ ص
(٢١)
ضرورت انس با موعود (ع)
٢٤ ص
(٢٢)
نظريه اختيارى بودن ظهور
٢٨ ص
(٢٣)
3 دلايل نظريه
٢٨ ص
(٢٤)
1- 3 دلايل كلامى- نقلى
٢٨ ص
(٢٥)
عمر با بركت
٣٤ ص
(٢٦)
گلبانگ
٤٠ ص
(٢٧)
شاديت مبارك باد
٤٠ ص
(٢٨)
ياران آفتاب
٤٠ ص
(٢٩)
بخوان
٤١ ص
(٣٠)
يا صاحب دنيا
٤١ ص
(٣١)
بهشت زمينى
٤٢ ص
(٣٢)
پروتستانتيزم، عهد عتيق و لوتر
٤٣ ص
(٣٣)
نيمه يهودى پنهانكار
٤٤ ص
(٣٤)
تأثيرپذيرى پيوريتانهاى انگليس و آمريكا از جريان يهوديزه شدن مسيحيت
٤٥ ص
(٣٥)
نكته
٤٧ ص
(٣٦)
آينده نزديك
٤٨ ص
(٣٧)
پرسش از آينده
٤٩ ص
(٣٨)
1 افزايش جنگها و نزاعها
٤٩ ص
(٣٩)
1- 1 جنگهاى فراگير
٤٩ ص
(٤٠)
2- 1 نزاعهاى قومى و نژادى
٥٠ ص
(٤١)
2 گسترش قحطى و خشكسالى
٥١ ص
(٤٢)
3 شيوع بيماريهاى واگيردار
٥٢ ص
(٤٣)
ضرورت بازنگرى معارف مهدوى
٥٤ ص
(٤٤)
اشك ها و گريه ها
٥٩ ص
(٤٥)
در انتظار عنايت
٦٠ ص
(٤٦)
حكايت نيكبختان
٦٦ ص
(٤٧)
1 شيخ صدوق (م 381 ق )
٦٧ ص
(٤٨)
تأليف كتاب كمال الدين
٦٧ ص
(٤٩)
بى تو مى چرخم و مى چرخم
٦٩ ص
(٥٠)
تاريخ پس از ظهور
٧٠ ص
(٥١)
فصل اول
٧٠ ص
(٥٢)
فصل دوم
٧١ ص
(٥٣)
پرسش شما، پاسخ موعود
٧٦ ص
(٥٤)
او سليمان وجود است
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - عمر با بركت

بنده در سال ١٣٠٣ ش. در تهران در يك خانواده متوسط و مذهبى به دنيا آمدم و با تلاش مجدانه و قابل تقدير والده مرحومم كه على رغم شرايط موجود اهتمام وافرى در مورد سوادآموزى فرزندان خود داشت تحصيلات ابتدايى را به پايان رساندم. و حسب مرسوم خانواده هاى مذهبى آن روزگار به فراگيرى قرائت قرآن و تجويد و احكام و مسايل مربوط به آن در محضر يكى از قراء معروف تهران (ره) پرداختم. و پس از تكميل اين مرحله با تشويق و راهنمايى آن مرحوم به تحصيل دروس مربوط به تفسير قرآن پرداختم و در جلسات درس فضلاى آن روزگار تهران كه مرتبا تشكيل مى شد شركت كردم و با اشتياق فراوان دروس تفسير قرآن را پيگيرى مى نمودم.

بديهى است براى آشنايى و آگاهى از معانى قرآن و معارف اسلامى ابتدا بايد دروس حوزوى نظير فقه و اصول و كلام و ادبيات عرب و غيره را فرا مى گرفتم. لذا دروس «سطح» را نزديكى از فضلا و مدرسين مدرسه «خان مروى» در خارج از مدرسه تا پايان شرح لمعه تلمذ نموده، و براى شركت در درس تفسير مرحوم آيت اللّه اشراقى كه در قم تشكيل مى شد و عده اى از فضلا نيز در آن شركت مى نمودند به قم مشرف مى شدم ... همزمان در جلساتى كه جهت تفسير قرآن در تهران توسط مرحوم ميرزا خليل كمره اى (ره) تشكيل مى شد نيز مرتبا حضور مى يافتم و از افاضات آن مرحوم بهره مى گرفتم.

بالجمله از دوران جوانى عطش دائم التزايد اين جانب به آگاهى و درك مفاهيم عميق و متعالى قرآنى موجب شد كه پيوسته و در هر زمان و مكانى كه امكان بهره يافتن و آموختن آن كلام آسمانى فراهم مى آمد شركت كنم و از آن بى نصيب نمانم. لذا در درس مرحوم آيت اللّه آقا سيد كاظم گلپايگانى (ره) كه در تهران تشكيل مى شد تماما شركت نموده؛ و بعون اللّه تعالى و حسن تأييده يك دوره كامل تفسير قرآن مجيد را از محضر پر فيض ايشان استفاده و بهره فراوان بردم. آن فقيد سعيد عالمى متقى و متواضع، خوش حافظه، پر مطالعه، ژرف نگر، فقيه و اديب و جامع الاطراف بود و علاوه بر آشنايى عميق با ادب فارسى و عربى؛ با زبان فرانسه نيز آشنا بود.

و اما در خصوص كارهاى فرهنگى و استادانى كه با آنان محشور بوده ام: ابتدا با استاد فقيد مرحوم سيد جلال الدين محدث ارموى آشنا شدم و اين آشنايى و همكارى نزديك با ايشان تا پايان عمر پر بركت آن مجتهد سعيد (ره) ادامه داشت. هم چنين لازم است از استاد فاضل و نادره زمان و وحيد دوران دانشمند عظيم الشأن مرحوم علامه ميرزا ابوالحسن شعرانى (ره) نام ببرم كه آشنايى و همكارى بسيار نزديك و ثمربخش و پر فايده اى با ايشان داشتم. شيوه معظم له از پختگى زايدالوصف و بسيار محققانه اى برخوردار بود، كه تأثير آن در خدمات و آثار اين جانب از هر جهت- تحقيق، مقدمه نويسى، تعليم و غيره- آشكار است. علاوه بر آن با مرحوم علامه طباطبايى و علامه امينى (ره) نيز در تماس بودم و آشنايى نزديك و همكارى داشتم ....

اما در اين مقدمه مى خواهم نكته اى را مجملًا متذكر شوم، چرا و با چه انگيزه اى از دوران جوانى به كار تنقيح و تعليق و تصحيح در زمينه علم الحديث و درايه و رجال پرداخته و هرگز احساس خستگى و ملال ننموده ام:

بى ترديد همه رشته هاى مختلف علوم هر كدام به گونه اى از كار بسط معرفت و پيشبرد انسانها به سوى كمال است؛ اما بايد توجه داشت كه فراگيرى علوم و فنون و شاخه هاى مختلف آن با وجود ارزش و اهميت انكارناپذيرى كه دارند به تنهايى مقصود را حاصل نمى كنند، بلكه به منزله ابزار و مفتاحى هستند در دست طالبان علم؛ و به همين جهت غالبا مشاهده مى كنيم كه دانش پژوهان علوم و معارف رسمى دانشگاهى و كتبى آن را به صورت تكليف و خالى از نشاط تلقى مى نمايند. در حالى كه كسانى كه به انگيزه جاذبه قوى و تأثير عميق و ايمان و اخلاص، مطلوب خود را مشتاقانه و با شيفتگى دنبال مى كنند و همان ابزار را به كار مى گيرند محصول كارشان مؤثرتر، دلنشين تر و كاراتر در تمام شئون زندگى فرهنگى و اجتماعى ايشان به چشم مى خورد.

اين جانب از ابتداى جوانى كه با كلام وحى و معانى و مفاهيم قرآن كريم آشنا شدم همواره مى كوشيدم كه به هر وسيله اى مفاهيم آن را هر چه بيشتر و بهتر درك كنم ودر اين راه خستگى نمى شناختم و با رسيدن به هر چشمه اى در اين طريق، احساس تشنگى افزونترى در روح خود براى رسيدن به سرچشمه هاى زلال تر و بكرتر مى كردم و هر خدمتى را در اين راه ناكافى مى شمردم، و از خداوند متعال توفيق بيشترى درخواست مى نمودم. و اين رويه را تا امروز كه در آستانه هشتاد سالگى هستم با عنايات خداوند تبارك و تعالى ادامه داده ام.

به نظر من، علت و موجب تمام بدبختيهاى بشر،