ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - فصل دوم
ج) وجود شمارى كافى از مؤمنين مخلص كه آن پيشوا را در اجراى مطلوب مأموريت اش يارى دهند.
توضيحى درباره شرط الف: برنامه خداوند آن است كه چنين قانونى را بنيان گذارده، بشر را به مدد آن و در امتداد كاروان انبيا (ع) در درازناى تاريخ پرورش دهد تا سرانجام اجراى اين برنامه در چارچوب مكتب اسلام با موفقيت صورت پذيرد. البته روشن است كه آن «طرح و برنامه كامل و عدالت محور» چيزى جز اسلام نيست.[١]
توضيحى درباره شرط ب: خداوند متعال اين شرط را در امام مهدى (ع) به عنوان پيشوايى اسوه و نمونه ذخيره كرده است تا آن كه حضرتش همان كسى باشد كه آن قانون كامل را در روز موعود، پياده سازد. خداوند او را پس از گذشت زندگى نسلهاى فراوانى از انسانها، همچنان زنده نگه داشته است و بى شك زنده بودن آن حضرت در طول اين دوران، براى به عهده گرفتن رهبرى قيام جهانى در روز موعود، امرى لازم و ضرورى است.[٢]
توضيحى درباره شرط ج: تحقق اين شرط در برنامه الهى، تنها پس از ظهور دين اسلام امكان پذير شده است. به عبارت ديگر، اسلام است كه مى تواند چنان مؤمنان مخلصى را براى يارى آن رهبر جهانى در روز موعود پرورش دهد؛ زيرا تربيت افراد بر اساس درك و عمل به شرايع پيشين، آن چيزى نيست كه در تحقق بخشيدن به «عدالت» در روز موعود، به كار آيد و ثمربخش باشد.
بشر در دوران پيامبران گذشته، توان فهم و هضم مفاهيم عالى آن «برنامه و قانون كامل عدالت محور» را نداشته است[٣] و بنابر اين فقط امّت اسلامى اند كه مى توانند براساس آن قانون و برنامه، هم از نظر فراگيرى و درك مفاهيم آن و هم از نظر پيروى عملى از آن، تحت تربيت قرار گيرند؛ تا در اين سير و سلوك علمى و عملى، توفيق هم يارى و مشاركت در تحقق وعده روز موعود و تحكيم پايه هاى حكومت عدل جهانى، براى گروهى از مخلصين پاك سرشت اين امت فراهم آيد.
از اين رو بايد امت اسلامى مسير طولانى تربيت را در شرايط ويژه اى هم چون امتحان و پالايش روح و روان بپيمايند، كه اين خود در دو ساحت تربيت فكرى و تربيت معنوى سامان مى پذيرد:
تربيت فكرى (عقلى): امت اسلامى و نيز به طور غير مستقيم همه بشريت، از رهگذر آموزه هاى علما و متفكران اسلامى و نازك انديشيهاى آنان درباره معارف والاى دين اسلام، تحت تربيت قرار مى گيرند تا آن كه به سطحى از تفكر و تعقل برسند كه توان درك انديشه ها و قوانين جديدى راكه در روز موعود اعلان خواهد شد، پيدا نمايند.
تربيت معنوى (ايمانى): اين جنبه از تربيت، آنگاه حاصل مى شود كه امت اسلامى، شرايطى دشوار از ظلم و بيداد و انحرافات را از سر بگذراند و برگزيدگان صالح اين امت، آن چنان اخلاص و ايمان و اراده اى داشته باشند كه عكس العمل شان در برابر اين كژيها و زشتيها، تنها و تنها در راستاى اجراى آن «قانون كامل» و يا به عبارتى ديگر، پيروى تام و تمام از اسلام باشد.
بر همين اساس، نسل در نسل، اين تربيت استمرار مى يابد و در طى اين فرآيند، شمار اين مخلصان فزونى مى يابد- هم چنان كه برشمار هواخواهان جور و ستم نيز افزوده مى گردد- تا آن كه روزى فرا رسد كه تعداد اين مؤمنان مخلص براى قيام جهانى در روز موعود به شمارى كافى برسد؛ در آن هنگام است كه تحقق وعده الهى حتمى خواهد شد (زيرا سه شرط پيش گفته، محقق شده است).
در اين جا مى توانيم ميزان ارتباط «روز موعود» را با «برنامه كلى الهى براى بشريت» به روشنى دريابيم؛ زيرا حقيقتا در آن روز است كه عبوديت و پرستش واقعى پروردگار- به عنوان هدف اصلى آفرينش آدميان- محقق مى گردد.
پس در اين صورت، روز ظهور نه روزى غيرمنتظره و اتفاقى است و نه پديده اى موقت و زوال پذير بلكه نتيجه طبيعى و موردنظر خداوند از آفرينش مى باشد.
در اين مسير بوده است كه پيامبران و اوليا (ع) و شهيدان، تلاشها و مجاهدتها نموده اند. اگرچه تكاپوى خالصانه آنها در عصر و دوره خويش به نتيجه مورد نظر نرسيد ولى تلاش آنها ذخيره اى گرديد براى روز موعود.
تحمل رنج و سختيها و فداكارى و جانفشانى انسانها در طول تاريخ، در راه رسيدن به چنان روزى بوده است، زيرا پيشواى آن روز بزرگ، فريادرس فرياد خواهان، آرزوى آرزومندان، برطرف كننده درد و رنج مظلومين و پديد آورنده عدالت بزرگ است.
فصل دوم
در اين فصل درباره نتايج غيبت كبرا در دوران پس از ظهور، نسبت به خود امام مهدى (ع) و نيز نسبت به اصحاب و خواص ايشان و همچنين امت اسلامى به شكل عام و بلكه تمامى بشريت، سخن خواهيم گفت.