ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - تأثيرپذيرى پيوريتانهاى انگليس و آمريكا از جريان يهوديزه شدن مسيحيت
كه تلاش نمود تا حقيقت دينى و عدالت را استوار سازد، نوآوريهاى او را اقدامى در راستاى بازگشت به يهوديت اعلام مى دارند.[١]
حركت آغاز شده توسط لوتر كه غيريهوديان را «سگان جيره خوار اربابان حقيقى خود (كه با تغذيه از باقى مانده سفره آنها ادامه زندگى مى دهند.)» تلقى مى كرد، از سوى يهوديان خدمتى در راستاى تئولوژى دينى يهودى- مبنى بر ضرورت آماده سازى و تحقق بهشت زمينى كه لازمه آن آمدن مسيح بود- عنوان شد:
يهوديان مارتين لوتر را به عنوان فردى ديدند كه ضمن ايجاد انعطاف در مسيحيان براى رويگردانيدن از انديشه هاى نادرست خويش، آنها را نجات داده و در راستاى آمدن مسيح راه را پيراست.[٢]
لوتر در سالهاى پايانى عمر خود على رغم تمامى اينها با نوشتن مطالبى عليه يهوديان موفق شد تا نام خود را به عنوان يك آنتى سميتيزم در تاريخ رسمى ثبت نمايد.[٣]
فردى كه منزلت خود را تا حد سگان درگاه يهوديان تنزل داده و مبهوت و دلخسته يهوديان بود آيا مى توانست ناگهان تغيير نظر داده، تبديل به دشمن يهوديان شود!؟
و يا اينكه براى متوقف كردن اعتراضات و مخالفتهاى ناشى از ارتباط تنگانگ مذهبى كه آورده بود، با يهوديت به صورت مصلحتى تغيير نظر داده بود؟
لوتر بعد از پاولس قديس[٤] دومين انحراف بزرگ را در مسيحيت موجب گرديد. بايد يادآور شويم كه پاولس همانند لوتر تحت نفوذ دين عبرانى بود.
پاولس كه تثليث را در دين مسيح تعبيه نمود، يهودى اى بود كه نام حقيقى او شائول[٥] بود و قبل از مسيحى شدن در قدس مشغول تحقيق و مطالعه بر روى كتاب كابالا- منبع ميستيزم[٦] عبرانى بود.[٧]
انحراف ديگرى كه توسط پاولس در مسيحيت ايجاد گرديده، به وسيله لوتر نهادينه گرديد، روان شناسى «تسليم محض» بود. پاولس پيش از اين اعلام داشته بود كه ايستادگى ولو در مقابل حكام جور هم كه باشد نادرست است.
روژه گارودى در آخرين كتاب خود كه تحت عنوانAvons -nous besoin de Dieu انتشار يافته است اين سخنان پاولس را عامل نهادينه شدن استعمار عنوان مى كند. گارودى مى نويسد كه پاولس با اين سخن مردم مسيحى را در خدمت حكام ظالم قرار مى دهد. علاوه بر اين وى نهادينه نمودن اين روان شناسى توسط لوتر را نيز يادآور مى شود. زيرا لوتر با گفتن اينكه «تمامى قوانين از جانب خداوند صادر مى شود»، هرگونه مخالفت با هرگونه نظامى را هر قدر هم كه انحرافى باشد عصيان و شورش عليه خداوند عنوان مى نمود. تهى كردن مسيحيت از واكنش و مقابله جويى، به عنوان يكى از مفاهيم بنيادى دين حق نيز اين چنين تحت القائات و نفوذ عبرانيگرى صورت پذيرفت.
بدين ترتيب يهوديزه شدن تحت لواى جريان پروتستانيزم، اروپاى شمالى را در نورديد.
بعد از آن نيز نوبت انگليس بود. انتظار «بهشت دنيايى» كه يكى از خصوصيات بارز خط فكرى يهودى- پروتستان[٨] بود و امكان انباشت سرمايه را فراهم نموده بود، در ميان تجار و صنعت كاران انگليسى نيز توسعه يافت. كليه علايق و ارتباطات با كليساى كاتوليك كه سود و بهره را ممنوع نموده بود قطع گرديد و ارتباط و پيوستن به پروتستانيزم و بويژه كالوين و طريقتهاى وابسته به او كه سود و ربا را تقديس مى نمود موجب افتخار بود.
تأثيرپذيرى پيوريتانهاى انگليس و آمريكا از جريان يهوديزه شدن مسيحيت
«كالوين» نيز علايم و شواهد يهوديزه شدن را (در افكار و انديشه هاى خود) داشت. حليت سود و بهره، پذيرش تورات مقدس به عنوان مرجع اصيل- بنابر بيان قرآن- انباشت سرمايه و مقبوليت آن، با ويژگيهاى دين عبرانى انطباق داشت. اصولًا كالوين نيز همانند لوتر سخنان ستايش آميزى در ارتباط با يهوديان بر زبان آورده بود (به طورى كه) بعضى از مذاهب ديگر، اين اظهارات كالوين را به عنوان دوستى او با يهوديان مورد استناد