ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - ١- ٣ دلايل كلامى- نقلى
حفظ جانشان بوده است. در آن زمان اختناق سياسى به قدرى بوده است كه حتى سؤال از نام آن حضرت نيز حرام شده است. لذا غيبت كاملًا يك حركت عقلانى و سياسى بوده است.
البته نام بردن اسم امام (ع) علاوه بر اينكه براى امام خطر داشته است براى شيعيان نيز خطر داشته است.[١] لذا بعضى از علماى معاصر منع نام بردن اسم حضرت (ع) را دائر مدار خوف بر امام (ع) يا خودمان دانسته اند.
مؤيد دوم: احاديثى كه درباره محل سكونت امام زمان (ع) وارد شده است به دو دسته تقسيم مى شوند: يك دسته از روايات محل سكونت امام (ع) را دور از شهر و جايى كه كسى در آنجا زندگى نمى كند؛ مثل كوهها و بيابانها دانسته اند. براى نمونه امام زمان در نامه اى به شيخ مفيد- كه گويا نگران حال آن حضرت (ع) بوده است- چنين نوشته اند:
... اكنون در قله كوهى در مكانى ناشناخته سكونت داريم كه اخيرا به خاطر افرادى بى ايمان به ناچار از منطقه اى پر درخت به اينجا آمده ايم و به همين زودى از اين محل به دشتى هموار كه چندان از آبادى دور نباشد خواهيم رفت.[٢]
در اين روايت علّت تغيير مكانشان را فرار از دست ظالمان اعلام كرده اند. به هر حال محل سكونت امام دور از شهر و اجتماع مردم بيان شده است.
دسته ديگرى از روايات، محل سكونت امام زمان (ع) را در بين مردم، اما به گونه اى كه شناخته نمى شوند، دانسته اند. امام صادق (ع) امام زمان (ع) را به حضرت يوسف (ع) تشبيه نموده و مى فرمايند:
امام غايب ميان آنها گردش مى كند و در بازارهاى آنها راه مى رود و پا روى فرش آنها مى نهد، در حالى كه آنها او را نمى شناسند تا آنكه خداى عزّوجلّ، به او اجازه دهد كه خود را به آنها معرفى كند ....[٣]
البته در اين روايات بر ناشناخته ماندن امام (ع) تأكيد شده است. يعنى اگرچه در بين مردم هستند ولى به خاطر گمنام بودن، كاملًا از دست ظالمان در امنيت به سر مى برند.
جمع اين دو دسته روايات بر اين است كه دسته اول روايات محل سكونت امام را در سالهاى اول غيبت تعيين كرده اند؛ يعنى چون امكان شناختن حضرت (ع) توسط حكومت وقت بوده است لذا كاملًا دور از دسترس آنها و مردم زندگى مى كرده اند ولى بعد از گذشت سالهاى متمادى كه شناختن امام منتفى شده است امام در بين مردم زندگى مى كنند و اين مضمون روايات دسته دوم است. به هر حال همه روايات بر اختفاى حضرت از ظالمان و ناشناخته ماندن ايشان تأكيد كرده اند؛ يعنى مسأله اصلى حفظ جان مباركشان از دست حكومتهاى طاغوت بوده است و ايشان با رعايت اين اصل محل زندگى خود را تعيين مى كنند. بنابراين، اين روايات نيز به گونه اى علّت غيبت و اختفاى امام زمان (ع) را حفظ خون مباركشان مى دانند.
مؤيد سوم: بعضى از شيعيان با توجه به محبتى كه به امام زمان (ع) دارند، همواره در جست وجوى حضرت بوده اند و سعى كرده اند به زيارت ايشان نائل شوند. ولى بسيارى از آنها توفيق حضور نيافته اند.
با بررسى رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است به اين نتيجه مى رسيم كه علّت نديدن امام زمان (ع) به خاطر پنهان ماندن مكان و امنيت امام زمان (ع) بوده است. لذا به يكى از شيعيان كه در جست وجوى امام خسته شده بود از طرف امام (ع) توسط حسين بن روح، يكى از نائبان خاص حضرت (ع) نامه اى رسيد كه در آن نوشته شده بود:
هر كس كنجكاو شود پس حتما به جست وجو برخيزد و هر كه به جست وجو برخيزد، دشمنان را راهنما شود و هر كه دشمنان را راهنما شود، جان مرا به خطر انداخته است و هر كه جان مرا به خطر اندازد، حتما مشرك خواهد بود.[٤]
لذا علّت به حضور نرسيدن شيعيان به محضر امام (ع) همان مخفى ماندن و ناشناس ماندن آن حضرت (ع) است؛ چرا كه اگر شناخته شوند جان شريفشان تهديد مى شود و حال آنكه خداوند اراده كرده است امام (ع) را براى فرج مستضعفان ذخيره كند. پس علت نديدن امام (ع) خوف از ظالمان و در امان ماندن ايشان است.
البته بسيارى از علماء تصريح به اين علّت غيبت كرده اند. شيخ مفيد (ره) مى فرمايد:
امام زمان (ع) در تقيه و ترس زندگى مى كنند چون ظالمان ريختن خون مباركش را مباح مى دانند ....[٥]
شيخ طوسى نيز فرموده است:
لاعلة تمنع من ظهوره إلّا خوفه على نفسه من القتل.[٦]
تنها علتى كه مانع از حضور حضرت شده است ترس از قتل امام (ع) مى باشد.
در جايى ديگر فرموده است:
از جمله اسبابى كه قطع داريم موجب غيبت امام (ع) شده است ترس بر قتل امام مى باشد. پس هنگامى كه بين امام و مرادش (اقامه امامت) حائل شدند وجوب اقامه امامت ساقط مى شود و هنگامى كه بر جانش خوف داشته غيبت بر امام (ع) واجب شد و مخفى شدن بر امام لازم گرديد، همانطور كه رسول اكرم (ص) يكبار در شِعب و بار ديگر در غار مخفى شدند.
ب) علت غيبت امتحان شيعيان است: امام كاظم (ع) فرمودند:
صاحب الامر (ع) چاره اى جز غيبت ندارد. به طورى كه گروهى از مؤمنان از عقيده خويش بر مى گردند. همانا غيبت امام (ع) امتحانى است از