ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - تقديم به «او» كه يكى از همين جمعه ها خواهد آمد
تقديم به «او» كه يكى از همين جمعه ها خواهد آمد
رضا اسماعيلى
١
جمعه
نور ظهور تو
ورت اتاق را نورانى كرده است
مادر سفره مى انداز
با يك بشقاب اضافه
و من بيقرار
به اتنظار بشقاب نگاه مى كنم
و آه ...
٢
اى عدالت موعود
سرآغاز هرچه بود و نبود
«يُسَبِّحُلِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ...»[١]
به خاطر خلقت نورت
و كرامات ظهورت
يا حجت بن الحسن
كى مى شود چشم عدالت
به جمالت روشن شود؟
٣
جمعه
زيمن دعاى فرج مى خوند
قاصدكها در آسمان
به دنبال ردّپاى سهيل مى گردند
و من در زمين
به دنبال ردّپاى تو
٤
وقتى بيايى
قرص ماه را به دو نيم مى كنى
و به گرسنگان مى بخشى
و مستضعفين را
ورثين زمين
اى اميد آخرين
٥
جمعه
زمين دعاى فرج مى خواند
بوى انتظار مى پيچد
و قاصدكها
بيدار مى شوند
٦
جمعه
بوى ظهور مى آيد
و من
كنار گل نرگس نشسته ام
تا مژدگانى بگيرم
٧
همه مى گويند:
«دارا» انار دارد
دلم مى گويد:
آن كه خواهد آمد
با «دارا»
قصد مدارا ندارد
٨
جمعه
چشم انتظار
به آسمان نگاه مى كنم
و آه ...
ستاره سهيل
عجّل على ظهورك
٩
جمعه
شعر سپيدى است
كه با حنجره منتظران
هر هفته آواز مى شود
و در دفتر كرامت تو
با سرانگشت اميد
باز
١٠
يكى بود، يكى نبود
زير گنبد كبود
غير از خدا ...
امّا نور تو بود
و خوب مى دانم
بى نور تو
سرنوشت زمين سياه
داستانها ناتمام
كلاغ ها سرگردان
و ما
در فصل «يكى نبود»
نانوشته مى مانديم
اى موعود!
بى بهانه ظهور تو
خداوند براى هميشه
كركره هستى را پايين مى كشيد
١١
شنبه ... يكشنبه ..
و ناگهان جمعه
السلام عليك يا موعود!
دلم روشن است
يكى از همين جمعه هاى آفتابى
مى تابى
لبيك!
اللّهم كن لوليك ...
پى نوشت ها:
[١]. قران كريم، سوره جمعه، آيه ١.