ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - چراغ آستان حق
اميرالمؤمنين (ع) مشاهده كردم در حالى كه انگشتر، شمشير، عصا، كتاب و عمامه اى با ايشان بود. به آن حضرت (ص) عرض كردم: اينها چيست؟ فرمودند: عمامه، سلطنت؛ شمشير، عزّت؛ كتاب، نور؛ عصا، قدرت خداوند متعال و انگشتر، شامل تمام اين امور است. آنگاه رسول اللّه (ص) فرمودند: آن امر به سوى فرزندت على خارج مى شود (به آن حضرت مى رسد).
آنگاه امام كاظم (ع) مى فرمايد:
سپس پيامبر خدا (ص) او را اينگونه برايم توصيف فرمودند:
على، فرزند تو، كسى است كه به واسطه نوراللّه مى نگرد؛ با تفهيم او مى شنود؛ با حكمت او سخن مى گويد؛ [همواره] بر راه صواب است و خطا از او سر نمى زند؛ داناست و جهل در او راه ندارد و لبريز از علم و حكمت است. چقدر حضور تو در كنار او اندك است؛ آنقدر كه چيزى به حساب نمى آيد. پس همين كه از سفر بازگشتى، امورت را به صلاح و آنچه اراده نموده اى به انجام رسان كه همانا از آن [جايگاه] انتقال خواهى يافت. فرزندانت را جمع كن و خدا را ميان آنها شاهد بگير و خداوند براى شهادت كافى است.[١]
هر يك از فرازهاى [اين سخن] در ذكر صفات حضرت امام رضا (ع) محيرالعقول است. در آن دقت كنيد تا معنى سراج اللّه را از آن بفهميد.
والاترين اين صفات، اين سخن حضرت (ص) است كه:
[همواره] بر راه صواب است و خطا از او سر نمى زند؛ داناست و جهل در او راه ندارد.
در اينجا به ايجاب اكتفا ننموده مگر آنكه نفى را نيز به آن افزوده است. و آن را در نهايت (علوّ) با اين صفت بليغ به پايان رسانده است كه:
لبريز از علم و حكمت است.
اين چه جمله اى است كه ادراك آن دشوار است؛ زيرا هر كس كه با خلقت بشر آشناست مى داند كه انسان [اساسا] هر چه از علم بياموزد، پر نمى شود و هر چه از حكمت و كمالات علمى بيندوزد، لبريز نمى گردد. انسان، اندوزنده اى اشباع ناپذير از علم و طالبى اقناع ناپذير از كمال است؛ بر حسب آنچه براى نفس خود از كمال مى فهمد.
اما آن انسان انباشته از علم كه ديگر علمى براى آموختنش وجود ندارد و لبريز گشته اى از حكمت كه ديگر حكمت و كمالى براى فراگيرى اش وجود ندارد، آن سراج اللّه در ميان بندگانش على بن موسى الرضا (ع) است.
حال چطور تصور كنيم كه ما [شأن و مقام] امام رضا (ع) را ادراك كرده ايم؟ چطور ادعا كنيم كه امام رضا (ع) را شناخته ايم. آن كسى كه پيامبر اكرم (ص) به شخصى كه اسم او را برد، فرمودند:
قل: صلّى اللّه عليه، قل: صلّى اللّه عليه، قل: صلّى اللّه عليه.
بگو: درود خدا بر او؛ بگو: درود خدا بر او؛ بگو: درود خدا بر او.
چطور شناخته ايم اين تربتى را كه او در آن مدفون گشته و كيست آنكه در آن آرميده است؟ و كدام روضه از باغهاى بهشت در آن بوستان عظيم نبوى جاى گرفته است؟
شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا (ع) نقل كرده است:
مردى از صالحان، راجع به آنچه كه در حال خواب رسول اللّه (ص) را رؤيت كرده بود، چنين گفت كه از آن حضرت (ص) پرسيدم: به زيارت كدام يك از فرزندان شما بروم؟
آن حضرت (ص) فرمودند: بعضى از فرزندان من مسموم و بعضى مقتول به سوى من آمدند!
و گفت كه به ايشان عرضه داشتم: اى رسول خدا (ص) به زيارت كدام يك از ايشان بروم در حالى كه مزارهاى ايشان از هم متفرق و جدا مى باشد؟
فرمودند: آن كه نزديك تر است و همسايه اش مى باشى و در سرزمين غربت مدفون گشته است.
به ايشان عرض كردم: اى رسول خدا منظورتان [حضرت] رضا (ع) است؟
فرمودند: بگو صلى اللّه عليه، صلى اللّه عليه، و سه بار اين جمله را تكرار نمودند.[٢]
صلوات خدا بر او باد به تعداد آنچه در علم خدا موجود است، صلواتى ابدى و دايمى تا وقتى فرمانروايى خداوند پايدار است.
پى نوشتها:
\* متن عربى سخنرانى برگرفته از: على، كورانى، ألحقّ المبين فى معرفة المعصومين (ع)، صص ٤٩٥- ٤٨٩ (سخنرانى در تاريخ ١٠ ذى القعده ١٤٢١ ق مصادف با ١٦/ ١١/ ١٣٧٩ ايراد شده است).
[١]. محمد بن جرير طبرى شيعى، دلائل الإمامة، ص ٣٥٩؛ بحارالانوار، ج ٤٩، ص ١٠ به نقل از مناقب ابن شهر آشوب: القاب آن حضرت (ع): سراج اللّه، نورالهدى، قرّة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفؤالملك، كافى الخلق، ربّ السّرير، ربّ التّدبير، الفاضل، الصّابر، الوفى، الصّديق، الرّضى.
[٢]. سوره فرقان (٢٥)، آيه ٦١.
[٣]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٤٦- ٤٥.
[٤]. سوره نور (٢٤)، آيه ٣٦.
[٥]. عيون اخبارالرضا (ع)، ج ٢، ص ٣٣.
[٦]. همان، ج ١، ص ٣١٣.