ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٢ - پيچك انتظار
پيچك انتظار
زهره الماسيان
پيچك انتظار از ديوار دلم بالا مى رود. پر از تمنا مى شوم و پر از عطر خوش ريحانه كه در سبزه زار وجود روييده است.
پيچك انتظار چه غوغايى مى كند! باز هم پر از تمنا مى شوم. پر از گل هاى سوسن. گل هاى نرگس و اينك از صداى پاى ظهور است كه سرشار مى شوم. سرشار از موج. سرشار از ماه. ستارگان و خورشيد!
قلبم از عشق درنگى مى كند و در خيال جبرييل را مى بينم كه سر از پا نشناخته مى آيد تا براى زمينيان مژده اى بياورد. مژده آمدن امامى كه خداوند تمامى رحمتش را در وجود او ريخته است!
مهديا! كوى تو كوى بى تابى فرشتگان است.
كوى تو كوى شور است.
كوى سوز. همان سوز كه در جان فرشيان جارى است.
كوى تو كوى ركوع لاله هاست.
كوى شيدايى ياس است.
كوى شبنم بر گلبرگ ناز محمدى است.
كوى تو كوى آب است.
كوى باران
كوى شستن چشم هامان در جويباران!
مهديا! كوى تو كوى قنارى است.
كوى بال است.
كوى پريدن.
كوى تو كوى بى قرارى در آسمان آبى است.
پس اگر بيايى دلم كبوتر مى شود!