ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - مظلوم ترين امام معصوم
وهابيت در كشور سعودى و دشمن آشكار تشيع) است، با اين حال در پاسخنامه خويش عدم اعتقاد مؤلف كتاب به وجود مقدس امام مهدى (ع) و آرمان مهدويت را مورد نقد و نكوهش قرار مى دهد[١].
در هر حال هر گونه تهمت، دروغ و افترا به شيعه و باورهاى اصيل و الهى آن را بايد وجهى از وجوه مظلوميت مولايمان اباصالح المهدى (ع) بدانيم.
٦- وجود مدعيان مهدويت در دوران غيبت كبرى، بارزترين وجه ستم به ساحت مقدس امام (ع) است. اينان كه غالبا دست پروردگان دواير جاسوسى استكبار جهانى بوده و هستند، هر چند با استفاده از آرزومندى امت اسلام در مورد ظهور پيشواى غائب و بهره بردارى از ساده لوحى جمعى عوام، داعيه خود را آغاز كرده و بدون استثنا رسوا و منكوب گرديده اند اما به هر حال گروهى را به خود خوانده و مقاصد استعمارى را در ايجاد تنش و تفرقه امت اسلامى جامه عمل پوشانده و مهمتر كوشيده اند تا با حركات سخيف خود امت شيعى را نسبت به اصل ظهور و تحقق حضور امام غائب دلسرد نموده مقدمه اى براى انكار وقوع و يا استبعاد حكومت جهانى امام (ع) فراهم آورند، بازى بابيگرى و بهائى گرى- كه تا هم اكنون مورد حمايت دول استعمارى است[٢]- در ايران و ماجراى سفيهانه جهيمانى و محمد بن عبدالله قحطانى در حجاز نمونه اى از اين گونه ادعاهاى واهى است[٣].
جالب آن كه اين مدعيان بدون استثنا سر سالم به گور نبرده اند و هر كه با اين ادعا سر برافراشته پس از رسوايى و بى آبرويى و ثبت نام خود در تاريخ به ننگ، در راه اين ادعا سر خود به باد داده است. چنانك على محمد باب در بيت الخلاء به گلوله بسته شد و مدعيان مهدويت در حجاز نيز با تمام اتباعشان به قتل رسيدند، آن هم به دست نيروهاى فرانسوى!!! ولى تحقق فرجام تيره براى اين مدعيان، اصل ستم نسبت به ساحت قدس مهدوى را نفى نمى كند.
ناصرالدين شاه قاجاربا سركوب بابيان سلطنتش را تحكيم بخشيد و آل سعود در حجاز با سركوب جهيمانى بر سلطه خويش ادامه دادند و در اين ميان آنكه نام و ياد و اعتبارش دستمايه جمعى دنيا طلب قرار گرفت، ولى معصوم خداوند است كه در اوج اقتدار، مظلوم است.
٧- يكى از بارزترين انواع ستمى كه در حق شيعه و به خصوص در حق امام عصر، ارواحنا له الفداء، روا داشته و مى دارند، حركت ناجوانمردانه تحريف در آثار است. از سال ها پيش خاصه از زمان وقوع انقلاب اسلامى ايران، دشمنان شيعه به ويژه پيروان وهابيت و نيز متعصبان اهل تسنن در هند و پاكستان و عربستان و ... در چاپ كتب مرجع خود هر جا كه نام مقدس حضرت مهدى (ع) در ضمن روايتى به تاييد آمده، يا در هر موضع كه محققان آنها از ازمنه قديم در آثار خود حديث يا سخنى را آورده اند كه تصريح به حقانيت شيعه و ائمه اثنى عشر دارد، در چاپ هاى جديد آن آثار، نكات مزبور را حذف مى كنند تا مورد استناد و استفاده نسل هاى آينده قرار نگيرد! و اين در حالى است كه مطابق برخى از تحقيقات اين گونه افراد كه در واقع حقيقت را تاب نمى آورند و آنچه را كه رهبرانشان در آثار و تاليفات خود بدان اعتراف نموده مورد انكار قرار مى دهند، با پشتيبانى قدرت هاى شيطانى و هزينه كردن مبالغ گزاف، نسخ خطى مآخذ دست اول را خريدارى نموده مى سوزانند، تا به پندار باطل خود نخست عالمان و دانشوران و آنگاه نسل هاى جست وجوگر و پژوهنده نتوانند به معارف مذكور دست يابند.
اينك به تناسب بحث فقط به يك نمونه از اين رفتار- كه من آن را خيانت به فرهنگ و مواريث فرهنگى مى نامم دررابطه باوجودمقدس حضرت بقيه الله الاعظم، عجل الله تعالى فرجه الشريف، اشاره مى كنم:
محى الدين عربى كه از بزرگان اهل سنت است، در كتاب فتوحات مكيه كه به سال ١٣٠٧ در مطبعه الازهريه مصر چاپ شده در مبحث ٦٥ به تصريح تمام مى گويد:
مهدى كه از اولاد امام حسن عسكرى است، در نيمه شعبان سال ٢٥٥ هجرى به دنيا آمده و زنده خواهد ماند تا با عيسى بن مريم اجتماع كند، پس عمر آن حضرت اكنون كه سال ٩٨٥ هجرى مى باشد ٧٠٣ سال است ...
اين عبارات را در چاپ جديد فتوحات، دست متعصبان عامه و وهابى حذف نموده است[٤].
خاتمه سخن در اين سرفصل اينكه توطئه تحريف فقط به حذف مناقب اهل بيت (ع) از كتب و آثار، توسط متعصبان اهل سنت محدود نمى شود بلكه روى ديگر اين سكه حذف مطاعن اعداءالله از كتب شيعه را نيز شامل مى شود كه به بهانه پاسداشت وحدت بين فرق، به دست برخى از ساده انديشان شيعى مذهب صورت مى پذيرد.
٨- مى دانيم كه ظهور حضرت ولى عصر حجة بن الحسن العسكرى، ارواحنا له الفداء، وعده خداوند است و إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ، بنابراين جهان آينده به هر گونه اى كه از هم اكنون ترسيم كنند، جهانى تحت لواى ولايت معصوم خواهد بود: وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ، ولو كره الكارهون اما استكبار جهانى با علم و اطلاع از اين موضوع مى كوشد تا تصويرى از آينده بر اساس اميال و منافع خود ترسيم نمايد و آن را در اذهان عمومى جهان مستقر سازد. آنها به تجربه دريافتند كه آدمى با تغيير نگرش هايش تغيير مى كند و بر مبناى تصورات ذهنى خود عمل مى نمايد. بر اين اساس از هم اكنون با خلق رمان هاى آينده نگر و ساخت