ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - ٤- ٣ تغيير نعمت ها به دليل تغيير رفتار و روحيات امت ها
٤- ٢- ٥. در آيه ٤٥ سوره فاطر همين تعبير تكرار شده است.
٤- ٢- ٦. در سوره نوح نيز موضوع اجل اقوام و امت ها به بهترين شكلى بيان شده است. در آغاز اين سوره هدف از فرستادن نوح را انذار قومش پيش از فرارسيدن عذاب دردناك و به بيان ديگر سرآمدن اجل و وقت مقرر دانسته، مى فرمايد:
إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.
ما نوح را به سوى قومش فرستاديم كه: قومت را، پيش از آنكه عذابى دردناك به آنان رسد، هشدار ده.
آنگاه به نقل سخنان نوح خطاب به قومش پرداخته، مى فرمايد:
قالَ يا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ\* أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِيعُونِ\* يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.
[نوح] گفت: اى قوم من، من شما را هشدار دهنده اى آشكارم، كه خدا را بپرستيد و از او پروا داريد و مرا فرمان بريد. [تا] برخى از گناهانتان را بر شما ببخشايد و [اجل] شما را تا وقتى معين به تاخير اندازد. اگر بدانيد، چون وقت مقرر خدابرسد، تاخير بر نخواهد داشت.
٤- ٢- ٧. آيه ١١ سوره رعد: در اين آيه بر اين نكته تاكيد شده است كه هرگاه اراده خداوند به نابودى قومى تعلق گيرد ديگر هيچ قدرتى نمى تواند مانع تحقق اين اراده شود. به عبارت ديگر با فرارسيدن اجل مقرر هر قوم و پايان يافتن مهلت آنها، هيچيك از توانايى ها، امكانات و تجهيزات آنها نمى تواند اندكى اين اجل مقرر را به تاخير بيندازد:
... وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ.
... و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد، هيچ برگشتى براى آن نيست و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود.
نتيجه گيرى:
نتيجه اى كه از آيات ياد شده به دست مى آيد چنين است:
همه اقوام و تمدنهاى ستم پيشه، هر چند قدرتمند و داراى توان نظامى و اقتصادى قابل توجه، براساس سنت الهى، اجل و سرآمد معين و مشخصى دارند و بالاخره روزى طعم نابودى و فنا را مى چشند. در چنين روزى هيچ كس و هيچ چيز نمى تواند مانع سقوط و فروپاشى آنها شود. حتى اگر آنها همه توان نظامى و اقتصادى خود را به كار گيرند حتى لحظه اى نيز نمى توانند اجل معين خود را به تاخير اندازند.
براين اساس مى توان گفت كه چون در زمان ظهور امام مهدى (ع) اجل و مهلت تمدن هاى ستم پيشه به سر آمده و عمر آنها پايان يافته است، هرگونه مقاومتى از سوى اين تمدن ها بى فايده است و هيچ عاملى نمى تواند موجب بقا و استمرار حيات آنها شود و به همين دليل آن امام مى تواند در ظرف مدت نسبتا كوتاهى همه نظام ها و حكومت هاى خودكامه، ستمگر و كفر پيشه را از روى زمين براندازد و حكومت عادلانه خود را برقرار سازد.
٤- ٣. تغيير نعمت ها به دليل تغيير رفتار و روحيات امت ها
از آيات متعددى از قرآن استفاده مى شود كه اقبال و ادبار خداوند به هر قومى تابعى از روحيات، اعمال و رفتار آنهاست و بقا و زوال نعمت هاى الهى براى هر ملتى وابسته به عملكرد آن ملت است.
استاد شهيد مرتضى مطهرى در اين زمينه مى نويسد:
قرآن كريم نكته فوق العاده آموزنده اى در مورد سنت هاى تاريخ يادآورى مى كند و آن اينكه مردم مى توانند با استفاده از سنن جاريه الهيه در تاريخ، سرنوشت خويش را نيك يا بد گردانند ... يعنى سنت هاى حاكم بر سرنوشت ها در حقيقت يك سلسله عكس العمل ها و واكنش ها در برابر عمل ها و كنش هاست. عمل هاى معين اجتماعى عكس العمل ها و واكنش ها در برابر عمل ها و