ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - نتيجه گيرى
كنش هاست. عمل هاى معين اجتماعى عكس العمل هاى معينى به دنبال خود دارد. از اين رو در عين آنكه تاريخ با يك سلسله نواميس قطعى و لايتخلف اداره مى شود، نقش انسان و آزادى و اختيار او به هيچ وجه محو نمى گردد.[١]
در اينجا به برخى از آياتى كه اين موضوع از آنها استفاده مى شود اشاره مى كنيم:
٤- ٣- ١. آيات ٥٢ و ٥٣ سوره انفال: در اين آيات پس از بيان اين موضوع كه چگونه خاندان فرعون و كسانى كه پيش از آنها بودند، پس از كفر ورزيدن، به كيفر گناهان خود گرفتار آمدند، اين گرفتار آمدن را ناشى از يك قاعده كلى در نظام آفرينش دانسته، مى گويد: خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى دهد، مگر آنكه آنها آنچه را در دل دارند تغيير دهند:
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ\* ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.
[رفتارشان] مانند رفتار خاندان فرعون و كسانى است كه پيش از آنان بودند: به آيات خدا كفر ورزيدند؛ پس خدا به [سزاى] گناهانشان گرفتارشان كرد. آرى، خدا نيرومند سخت كيفر است. اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشت تغيير نمى دهد، مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند، و خداى شنواى داناست.
علامه طباطبايى در ذيل اين آيه مى فرمايد:
عقابى كه خداوند معاقبين را با آن عذاب مى كند هميشه به دنبال نعمت الهى اى است كه خداوند قبل از آن عقاب ارزانى داشته، به اين طريق كه نعمت را برداشته عذاب را به جايش مى گذارد و هيچ نعمتى از نعمت هاى الهى به نقمت و عذاب مبدل نمى شود مگر بعد از تبديل محلش كه همان نفوس انسانى است. پس نعمتى كه خداوند آن را برقومى ارزانى داشته وقتى به آن قوم افاضه
مى شود كه در نفوسشان استعداد آن را پيدا كنند و وقتى از ايشان سلب گشته و مبدل به نقمت و عذاب مى شود كه استعداد درونى شان را از دست داده و نفوسشان مستعد عقاب شده باشد. و اين خود يك قاعده كلى است در تبدل نعمت به نقمت و عقاب ...[٢]
٤- ٣- ٢. آيه ١١ سوره رعد: در اين آيه نيز به صراحت سرنوشت اقوام را ناشى از تغيير حال آن دانسته، مى فرمايد:
... إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ....
... در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمى دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند.
علامه طباطبايى در ذيل اين آيه مى فرمايد:
از قضاياى حتمى و سنت جاريه الهى يكى اين است كه همواره ميان احسان و تقوى و شكر خدا، و ميان توارد نعمت ها و تضاعف بركات ظاهرى و باطنى و نزول و ريزش آن از ناحيه خدا ملازمه بوده و هر قومى كه احسان و تقوى و شكر داشته اند خداوند نعمت را برايشان باقى داشته، و تا مردم وضع خود را تغيير نداده اند روز بروز بيشتر كرده است ... واما اينكه اگر فساد در قومى شايع شود و يا از بعضى از ايشان سر بزند نقمت و عذاب هم برايشان نازل مى شود. آيه شريفه از تلازم ميان آنها ساكت است، نهايت چيزى كه از آيه استفاده مى شود اين است كه: خداوند وقتى روش خود را تغيير مى دهد و عذاب مى فرستد كه مردم رفتار خود را عوض كرده باشند، البته اين مطلب امكان دارد نه اينكه به فعليت در آوردنش واجب باشد؛ زيرا اين از آيه استفاده نمى شود[٣]
نتيجه گيرى:
گفتيم كه براساس يكى از سنت هاى تغييرناپذير الهى، اقبال و ادبار خداوند به هر قوم يا ملتى تابعى از روحيات، اعمال و رفتار آنهاست و بقا و زوال نعمت هايى كه خداوند به جامعه اى ارزانى داشته، ارتباطى ناگسستنى با واكنش هاى آنها در برابر اين نعمت ها دارد.