ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - ٤- ٢ وقت و اجل شرط نابودى تمدن ها
٤- ٢. وقت و اجل شرط نابودى تمدن ها
اگر چه ظلم و ستم، خواه در صورت فردى و خواه در صورت اجتماعى آن، موجب نابودى اقوام و تمدن ها مى شود، اما اين نابودى زمانى به فعليت مى رسد كه مهلت و اجل آن اقوام و تمدن ها به سرآيد و به تعبير قرآن موعد نابودى آنها فرا رسد. به بيان ديگر از ديدگاه قرآن هر جامعه مستقل از افراد، حيات و شخصيت و مدت و اجل[١] مشخصى دارد و زمانى كه اين مدت و اجل به سرآيد ديگر هيچ چيز نمى تواند مانع نابودى آن قوم و ملت شود. در اين زمينه آيات متعددى در قرآن وارد شده كه از جمله مى توان به اين آيات اشاره كرد:
٤- ٢- ١. آيه ٥٨ سوره كهف: در اين آيه، كه پيش از اين نيز بدان اشاره شد، به صراحت بيان شده كه سنت خدا بر اين نيست كه به مجرد عصيان، نافرمانى و ستمگرى قومى آنها را گرفتار عذاب و هلاكت كند، بلكه خداوند براساس غفران و رحمت بى انتهاى خويش براى هر قومى موعد، اجل و يا سررسيدى تغييرناپذير قرار داده است و تا زمانى كه اين اجل سرنيايد، آن قوم هلاك نمى شوند:
وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا.
و پروردگار تو آمرزنده [و] صاحب رحمت است. اگر به [جرم] آنچه مرتكب شده اند، آنها را مؤاخذه مى كرد، قطعا در عذاب آنان تعجيل مى نمود [ولى چنين نمى كند] بلكه براى آنها سررسيدى است كه هرگز از برابر آن راه گريزى نمى يابند.
٤- ٢- ٣. آيه ٣٤، سوره اعراف: در اين آيه نيز بر اين موضوع تاكيد شده كه هر امتى جدا از بقا و فناى تك تك افراد آن، بقا و فناى خاص خود را دارد و زمانى كه اجل امتى فرارسد هيچ چيز نمى تواند از آن جلوگيرى كند:
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ.
و براى هر امتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرارسد، نه [مى توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پيش.
٤- ٢- ٣. آيه ٤٨ و ٤٩ سوره يونس: در آيات سخن از پرسشى است كه از سوى مشركان خطاب به رسول گرامى اسلام (ص) مطرح شده است. آن پرسش اين است كه: خداوند چه زمانى بين ما و بين تو قضاوت مى كند و ما را هلاك و ايمان آورندگان به تو را نجات مى دهد به بيان ديگر مشركان با كلامى كه جنبه تعجيز و استهزا داشت مى خواستند به پيامبر بگويند كه: پروردگار تو هيچ كارى نمى تواند بكند، و اين تهديدهاى تو، بيهوده اى بيش نيست، وگرنه چرا عجله نمى كنى و آن را عملى نمى سازى؟ خداوند نيز در پاسخ اين استهزاى مشركان به پيامبر خود خطاب مى كند كه: به آنها بگو من مالك نفع و ضرر خود نيستم، نه مى توانم ضررى از خود رفع كنم و نه منفعتى را به سوى خود جلب نمايم. اما اينكه چرا عذاب خدا نازل نمى شود به اين دليل است كه هر امتى اجل معينى دارد كه به هيچ وجه نمى تواند از آن تخطى كند. آن اجل خواه ناخواه فرا مى رسد بى آنكه ساعتى از زمان مقرر خود، پيش يا پس افتد[٢]:
وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ\*قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ.
مى گويند: اگر راست مى گوييد، اين وعده چه وقت است؟ بگو: براى خود زيان و سودى در اختيار ندارم، مگر آنچه را كه خدا بخواهد. هر امتى را زمانى [محدود] است. آنگاه كه زمانشان به سررسد، پس نه ساعتى [از آن] تاخير كند و نه پيشى گيرند.
در تفسير الميزان در ذيل اين آيه چنين آمده است:
... هر امتى حياتى اجتماعى وراى حيات فردى كه مخصوص تك تك افراد است دارد، و حيات اجتماعى هر امتى از بقا و عمر آن مقدارى را دارد كه خداى سبحان برايش مقدر كرده است. و همچنين از سعادت و شقاوت و تكليف و رشد و ضد رشد و ثواب و عقاب سهمى را دارد، كه خداى تعالى برايش معين فرموده است و اين حقيقت از چيزهايى است كه تدبير الهى عنايتى به آن دارد.[٣]
٤- ٢- ٤. آيه ٦١ سوره نحل: اين آيه نيز چون آيه پيشين بر اين حقيقت تاكيد مى كند كه كيفر الهى تنها در زمان معين آن فرا مى رسد:
وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ.
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى كرد، جنبنده اى بر روى زمين باقى نمى گذاشت، ليكن [كيفر] آنان را تا وقتى معين باز پس مى اندازد، و چون اجلشان فرا رسد، ساعتى آن را پس و پيش نمى توانند افكنند.