ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و چهارم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
بايد پنجره ها را گشود
٢ ص
(٤)
حديث عدالت در كلام ولايت
٤ ص
(٥)
گفت وگو با مرجع عالى قدر حضرت آية الله العظمى صافى گلپايگانى
٦ ص
(٦)
از قنوت عارفان
١١ ص
(٧)
مسيح و ما، ما و مسيحيان
١٢ ص
(٨)
در انتظار مهدى (عج)
١٨ ص
(٩)
وعباس همچنان در اهتزاز
٢٢ ص
(١٠)
مظلوم ترين امام معصوم
٢٤ ص
(١١)
در رواق عشق
٣٠ ص
(١٢)
چهره امام مهدى (ع) در آينه القاب
٣٢ ص
(١٣)
7 مضطر
٣٢ ص
(١٤)
8- منتقم
٣٤ ص
(١٥)
گلبانگ
٣٦ ص
(١٦)
اگر آن يار سفر كرده
٣٦ ص
(١٧)
در خلوت دل
٣٧ ص
(١٨)
ودوباره
٣٧ ص
(١٩)
احياى دل
٣٧ ص
(٢٠)
منتظران برترين مردم همه روزگاران
٣٨ ص
(٢١)
ششمين مسابقه بزرگ در انتظار موعود
٣٩ ص
(٢٢)
پاداش بزرگ انتظار
٤٣ ص
(٢٣)
شوق وصال
٤٤ ص
(٢٤)
ابر صبر
٤٤ ص
(٢٥)
پايان غروب تنهايى
٤٤ ص
(٢٦)
دلبر شيرين
٤٥ ص
(٢٧)
رباعى هاى انتظار
٤٥ ص
(٢٨)
امام مهدى (ع) و سنت هاى الهى
٤٦ ص
(٢٩)
4- 2 وقت و اجل شرط نابودى تمدن ها
٤٧ ص
(٣٠)
نتيجه گيرى
٤٨ ص
(٣١)
4- 3 تغيير نعمت ها به دليل تغيير رفتار و روحيات امت ها
٤٨ ص
(٣٢)
نتيجه گيرى
٤٩ ص
(٣٣)
4- 4 امامت، وراثت و خلافت مؤمنان صالح
٥٠ ص
(٣٤)
نتيجه گيرى
٥١ ص
(٣٥)
چراغانى ملكوت
٥٢ ص
(٣٦)
فجر مقدس
٥٤ ص
(٣٧)
حوادث بر طبق تقويم سال ظهور
٥٤ ص
(٣٨)
جريانات و اتفاقات ماه رجب
٥٥ ص
(٣٩)
1- باران شديد و فراوان
٥٥ ص
(٤٠)
2 شورش سفيانى (از علايم حتمى ظهور)
٥٥ ص
(٤١)
آن بيست ليره
٦٠ ص
(٤٢)
شرحى بر كتاب استراتژى انتظار
٦٦ ص
(٤٣)
پيچك انتظار
٧٢ ص
(٤٤)
رجعت سبز
٧٣ ص
(٤٥)
چشم انداز تمدن جهانى اسلام
٧٤ ص
(٤٦)
مهدويت نماد تمدن جهانى اسلام
٧٤ ص
(٤٧)
3 جوهره تمدن حضرت مهدى (عج)
٧٦ ص
(٤٨)
3- 1 گسترش عدل و احسان
٧٧ ص
(٤٩)
3- 2 استوارى پيوندهاى اجتماعى
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - مظلوم ترين امام معصوم

مظلوم ترين امام معصوم‌

سيد مصطفى موسوى گرمارودى‌

شب از نيمه گذشته است، ساعت يك و ده دقيقه بامداد را نشان مى دهد؛ سكوت شبانه را گاهى صداى زوزه اتومبيلى كه شتابنده مى گذرد، درهم مى شكند، اهل خانه در خوابند و من به انبوه كتاب هايى مى نگرم كه درباره زندگى و ظهور امام همام حضرت اباصالح المهدى (ع) نوشته شده است. آنها را از ميان كتابخانه جمع آورى كرده ام تا در نوشتن مقاله اى كه مى خواهم بنويسم، ياريم دهند، اما چه بايد بنويسم؟ مستاصل مانده ام. پيش از اين چند ورقى را سياه كرده ام، اما هيچكدام چنگى به دلم نمى زند. مى خواهم در كوتاه ترين و زيباترين جملات، بهترين و رساترين تصوير را از وجود مقدس او ارائه كنم. درد و داغ دوازده قرن انتظار را در سينه دارم، ساعتى قبل سخت گريسته ام، صداى پاى دختركم را كه از پله ها بالا مى آمد شنيدم. اشك را از صورتم پاك كردم. نمى خواستم شاهد گريه ام باشد، دختركم چه مى داند كه گريه من براى چيست! شايد او هم روزى در خلوت خود با ياد امام مهدى (ع) بگريد. همچنانكه پدرانمان در ماتم فراق او گريسته بودند. حالا نوبت نوشتن است، بى جهت نيست كه قدما مى گفتند: