ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
آنان هجرت كرد دوست مى داشتند و در دل خويش نسبت به آنچه داشتند نيازى احساس نمى كردند و ديگران را بر خويش مقدم مى داشتند، گرچه آن چيز ويژه ايشان مى بود و كسانى كه بخل و آز درون مهار كنند، آرى همانان رستگارانند.
گزيده سخن آنكه اين ويژگى در ساختار تمدن اسلامى و شكوفايى آن نقش بنيادى و اساسى داشته است و همين ويژگى در تمدن جهانى اسلامى به رهبرى امام زمان (ع) نيز به گونه اى پر رنگ و گسترده پديدار خواهد شد. مواسات، مساوات، ايثار، انسان گرايى، انسان دوستى، تعاون و امداد رسانى، در مدينه مهدوى آنچنان ريشه دار و استوار است كه گويى همگى در يك خانواده مى زيند و نيازهاى خويش را از جيب و كيسه يكديگر بدون مانع برطرف مى سازند. من و تو در آن جامعه رنگ مى بازد و ما به مفهوم واقعى و راستى، خود را مى نماياند.
اسحاق بن عمار مى گويد:
كنت عند ابى عبدالله (ع) فذكر مواساة الرجل لاخوانه و ما يجب عليهم، فدخلنى من ذلك امر عظيم، فقال: انما ذلك اذا قام قائمنا وجب عليهم ان يجهزوا اخوانهم و يقووهم.[١]
نزد امام صادق (ع) بودم، و از يارى و غمخوارى هر كس با برادرانش و آنچه بر آنان واجب است، سخن به ميان آمد. من از اين موضوع در شگفت شدم. امام (ع) فرمود: اين هنگامى است كه قائم ما قيام كند، كه در آن روزگار بر همگان واجب است يكديگر را يارى رسانند و يكديگر را نيرو بخشند.
در آخرالزمان، اين مكارم اخلاقى و بزرگوارى هاى انسانى است كه پايه هاى تمدن جهانى اسلام را استوار مى سازند.
امام باقر (ع) مى فرمايد:
... حتى اذا قام القائم جاءت المزامله و ياتى الرجل الى كيس اخيه فياخذ حاجته لايمنعه.[٢]
به هنگام قيام قائم [آل محمد] آنچه مى بينى دوستى و يگانگى و تعاون است، تا آنجا كه هر كس آنچه نياز دارد، از جيب ديگرى برمى دارد، بدون هيچ دشوارى و بازدارنده اى.
به راستى كه تصوير و ترسيم چنين جامعه اى دلپذير و دلنشين است. شايد در زمان ما كه رقابت هاى تنگاتنگ مادى در زندگى ها پديد آمده و چهره معنوى زندگى ها را دگرگون ساخته و روح جمعى و معنوى و برادرى را از بسيار كسان گرفته، ترسيم چنين جامعه ايده آلى دشوار و غيرقابل باور باشد. لكن در دوران ظهور و در فضاى رهبرى امام معصوم (ع) آنچنان روحيه ها پرورش مى يابد و ناخالصى ها و غل و غش ها و خودبينى ها و خودخواهى ها، رنگ مى بازد كه مزامله و دوستى ها ناب و خالص مى گردد، پيوند انسانى و مهرورزانه، براساس راستى، يكرنگى، يكدلى و يك جانى شكل مى گيرد، شيرازه نظام اجتماعى بر محور محبت و دگردوستى و تعاون و تعادل اجتماعى استوار مى گردد و فرهنگ مهدويت، جان ها را با تزكيه و انديشه ها را با تعليم به اوج پاكى و بالندگى مى رساند. در چنين فضايى، همه آنچه به آن اشاره كرديم و بالاتر از آن هم، باور كردنى و پذيرفتنى خواهد بود.
پى نوشت ها:
[١]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[٢]. سيرى در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهرى، ص ١٩٨، صدرا.
[٣]. مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى، دعاى افتتاح.
[٤]. سوره انبيا (٢١)، آيه ١٠٧.
[٥]. سوره سبا (٣٤)، آيه ٢٨.
[٦]. از سخنان آقاى هاشمى رفسنجانى، در دومين سمينار گفتمان مهدويت، مدرسه دارالشفاء، آبان ٧٩.
[٧]. كارنامه اسلام، زرين كوب، ص ٢٩، اميركبير، تهران.
[٨]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣١٢.
[٩]. همان، ص ٣٣٢.
[١٠]. همان، ص ٣٨٠.
[١١]. همان، ص ٣٤٨.
[١٢]. سوره مائده (٥)، آيه ٥٥؛ منتخب الاثر، آية الله صافى گلپايگانى ص ٤٧١.
[١٣]. انسان كامل، شهيد مطهرى، ص ١٦٠، صدرا.
[١٤]. منتخب الاثر، ص ٢٤٧.
[١٥]. سوره حديد (٥٧)، آيه ٢٥.
[١٦]. سوره نحل (١٦)، آيه ٩٠.
[١٧]. نهج البلاغه، حكمت ٤٣٧.
[١٨]. همان، حكمت ٢٣١.
[١٩]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٤٠.
[٢٠]. تفسير نورالثقلين، على بن جمعة العروسى، ص ٧٨، چاپ حكمت، قم.
[٢١]. كمال الدين، شيخ صدوق، ج ٢، ص ٣٧٢.
[٢٢]. ميزان الحكمه، محمدى رى شهرى، ج، ص ٤٥، ٩، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، قم.
[٢٣]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٣٥.
[٢٤]. سوره عصر (١٠٣)، آيه ٤ و ٥.
[٢٥]. سوره مائده (٥)، آيه ٢.
[٢٦]. حكمت ها و اندرزها، شهيد مطهرى، ص ٢٣٠، صدرا.
[٢٧]. سفينة البحار، شيخ عباس قمى، ج ٣، ص ٢١٨، دارالاسرة.
[٢٨]. فروغ ابديت، جعفر سبحانى، ج ٢، ص ١٢٦، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
[٢٩]. سوره حشر (٥٩)، آيه ٩.
[٣٠]. وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج ٨، ٤١٤.
[٣١]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٧٢.