ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - مسيح و ما، ما و مسيحيان
درستى كه مى گويم به تو كه تو اول انسانى كه آفريده ام او را و آنكه تو ديدى او را جز اين نيست كه او پسر تست آنكه زود است بيايد به جهان بعد از اين به سال هاى فراوان. ٢٠ و او زود است بشود فرستاده من آنكه از براى او آفريدم همه چيز را. ٢١ آنكه زود است نور بخشد جهان را. ٢٢ آنكه روان او نهاده شده بود در جهان آسمانى شصت هزار سال پيش از آنكه بيافرينم چيزى را.[١]
و همچنين آيه اى ديگر:
١٥ نام مسيا عجيب است؛ زيرا كه خدا وقتى روان او را آفريد و در ملكوت اعلى او را گذاشت خود او را نام نهاد. ١٦ خدا فرمود: صبر كن اى محمد! زيرا كه براى تو مى خواهم خلق كنم بهشت و جهان و بسيارى از خلايق را كه مى بخشم آنها را به تو حتى اينكه هر كه ترا مبارك مى شمارد مبارك مى شود و هر كه تو را لعنت كند ملعون مى شود. وقتى تو را به سوى جهان مى فرستم پيغمبر خود قرار مى دهم به جهت خلاصى و كلمه تو صادق مى شود ...[٢]
به سخن اصلى خود باز گرديم. گفتيم كه پركليت موعود اناجيل موجود همان محمد موعود انجيل متروك برناباست. و گفتيم كه اين حقيقتى است كه بسيارى از زبانشناسان معاصر هم به آن اذعان دارند. اينك اين نكته را به آن گفته مى افزاييم كه به قرائنى در برخى از آيات از دستخوش تحريف مصون مانده اناجيل موجود، مشخصا آيه شانزدهم فصل چهاردهم از انجيل سنت جان يا يوحنا، مقصود از پركليت موعود، نه شخص رسول گرامى اسلام (ص) كه موعود ديگرى است كه نام او نيز محمد و دامنه وجود و فرمانروايى او در دنياى خاكى تا ابد گسترده است. به عبارتى در اناجيل موجود از دو پركليت سخن گفته شده، يكى پيامبر و يكى امام عصر (ع).
همه بزرگوارانى كه به اين نكته توجه نداشته اند، در تطبيق خصوصيات اين موعود خاص، با ويژگى هاى شخص رسول اكرم (ص) دچار تكلف شده اند. چه فى المثل در پيشگويى مسيح (ع) آمده است:
من از پدر خواهم خواست و او پاراقليطى (در اصل پرقليطى) ديگر به شما خواهد داد كه تا ابد با شما خواهد بود.
همه آنانكه- با اذعان به انطباق لفظ پارقليط بر نام محمد- موعود ياد شده را شخص نبى مكرم اسلام مى دانند، دوام دين و خاتميت شريعت آن بزرگوار را ابدى دانسته اند. در حاليكه با پذيرش انطباق موعود مورد نظر بر حضرت بقية الله الاعظم، روحى فداه، ابهام اين جمله رفع خواهد شد. يا در ادامه مى فرمايد:
يعنى روح راستى كه جهان نمى تواند او را بپذيرد؛ چرا كه او را نمى بيند و نمى شناسد.
قائلين به انطباق اين موعود خاص انجيل يوحنا بر نبى مكرم اسلام، علو رتبه و شخصيت بلند و والاى پيامبر را مانع از شناختن ايشان دانسته اند، در حالى كه سخن عيسى (ع) به وضوح به غيبت طولانى حضرت حجت اشاره دارد. يا در آيه هفتم همين باب مى فرمايد:
او مرا جلال خواهد داد.
يا در همان آيه به برقرارى عدالت اجبارى از سوى اين موعود آن هم در سراسر جهان تصريح شده است. چنانكه مى بينيم اين بشارات همگى با ويژگى هاى حضرت بقية الله الاعظم، روحى و ارواح العالمين له الفداء، انطباق دارند، يا لااقل قابليت انطباق آنها بر اين مورد از مدعاى ديگران بيشتر است. به علاوه پاره اى از متفكران شيعى مانندكاشانى و حيدر آملى- البته با استدلالى تقريبا متفاوت- بر صدق اين مدعا پافشارى كرده اند.
اينك فرض را بر اين مى گذاريم كه خواننده محترمى، اين بشارت خاص را با موعود ما شيعيان يكى نداند. در اين حالت هم، راه وحدت ما و مسيحيان بسته نيست. امروزه بسيارى از ايستگاه هاى راديو تلويزيونى و ده ها مجله رايگان همچون پلين تروث، يوث، دسى ژن و امثال آن به تبليغ دين مسيحيت مشغولند. علاوه بر فعاليت هاى تبشيرى مربوط به پروتستان هاى آمريكايى كه سائقه حاكم بر آنان تمايلات شبه صهيونيستى است، واتيكان نيز از طريق اعمال نفوذ حتى سياسى در برخى كشورها همچون لهستان، به اهداف مهمى دست يافته است. ايستگاه هاى