ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - شرحى بر كتاب استراتژى انتظار
موجود است هر چند بالفعل در ذهن بعضى موجود نيست يا خلاف آن موجود است از قبيل معلوماتى كه با علم حضورى براى نفس معلوم هستند ولى هنوز به علم حصولى معلوم نشده اند. به عقيده صدرالمتالهين فطرى بودن معرفت به ذات حق از اين قبيل است[١] و بايد دانست كه منظور از علم حضورى در فلسفه اين است كه واقعيت معلوم نزد عالم، موجود باشد نه تصور ذهنى معلوم، و حصول صورت علمى معلوم نزد عالم را علم حصولى مى گويند. سه قسم علم حضورى عبارتند از علم نفس يا ذات به ذات؛ زيرا انسان، واقعيت وجودى خود را كه از آن به من تعبير مى كند به صورت حضورى درك مى كند. دوم، علم نفس به قواى خود و سوم، علم نفس به افعال خود. و بايد دانست كه علم حضورى همان حس ماوراء است كه به وسيله آن حواس معمولى صورت مى گيرد و دانشمندان و روانشناسان و عارفان الهى در تاييد اين حس سخنان فراوانى گفته اند و اصطلاحا از آن به من ناخودآگاه تعبير نموده اند كه بسيارى از حقائق هستى كه بر فهم ظاهر و چشم سر، مستور و مخفى آمده است توسط اين من ناخودآگاه بر انسان مكشوف مى گردد كه مولوى در وصف آن مى گويد:
|
جسم، ظاهر روح، مخفى آمده است |
جسم، همچون آستين، جان، همچو دست |
|
|
باز عقل از روح مخفى تر بود |
حس به سوى روح زودتر ره برد |
|
|
آن حسى كه حق بدان حس مظهر است |
نيست حس اين جهان، آن ديگر است |
|
|
حس حيوان گر بديدى آن صور |
با يزيد وقت بودى گاو و خر |