ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و سوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
اى كاش مارا فرصت زيروبمى بود
٢ ص
(٤)
ظهور نزديك است
٤ ص
(٥)
خدا كند كه بيايى
١١ ص
(٦)
مظلوم تر از آقا بقية الله وجود ندارد
١٢ ص
(٧)
احساس انتظار
١٨ ص
(٨)
تولد دوباره بت ها!
٢٠ ص
(٩)
عهد دل
٢٦ ص
(١٠)
آسيب شناسى آخرالزمان
٣٢ ص
(١١)
در آستان صبح وصال
٣٩ ص
(١٢)
شوق وصال
٤٠ ص
(١٣)
گلبانگ
٤٠ ص
(١٤)
با توست
٤٠ ص
(١٥)
وارث شكوه اساطير
٤٠ ص
(١٦)
بر بال عشق تو
٤٠ ص
(١٧)
گلبانگ
٤١ ص
(١٨)
بوى خدا و عشق
٤١ ص
(١٩)
تشنه ديدار
٤١ ص
(٢٠)
در انتظار
٤١ ص
(٢١)
الله اكبر
٤١ ص
(٢٢)
بيا مهدى
٤٢ ص
(٢٣)
خضر عرصه عرفان
٤٢ ص
(٢٤)
چند رباعى براى موعود مهربان
٤٢ ص
(٢٥)
عطش نهفته
٤٣ ص
(٢٦)
رسالت فردى و شخصى انسان منتظر
٤٤ ص
(٢٧)
جهانى شدن از رؤيا تا واقعيت (2)
٤٧ ص
(٢٨)
امام مهدى (ع) و سنت هاى الهى
٥٢ ص
(٢٩)
1 معناى لغوى سنت
٥٣ ص
(٣٠)
2 اصل تغيير ناپذيرى سنت هاى الهى
٥٣ ص
(٣١)
3 دعوت به مطالعه سنت هاى الهى
٥٥ ص
(٣٢)
4 برخى از سنت هاى الهى حاكم بر جوامع انسانى
٥٥ ص
(٣٣)
نتيجه گيرى
٥٧ ص
(٣٤)
فجرمقدس
٥٨ ص
(٣٥)
بخش اول- علامات پيش از ظهور
٥٩ ص
(٣٦)
1 عصر ظهور
٥٩ ص
(٣٧)
2 سال هاى ظهور
٥٩ ص
(٣٨)
3 سال ظهور
٥٩ ص
(٣٩)
4 نشانه هاى برپايى قيامت
٦٠ ص
(٤٠)
بخش دوم- علامت هاى مخصوص سال ظهور
٦٠ ص
(٤١)
1 فرد بودن رقم سال ظهور
٦٠ ص
(٤٢)
2 سالى همراه با باران فراوان
٦١ ص
(٤٣)
3 سالى آكنده از زمين لرزه ها و خوف و فتنه هاى بسيار
٦١ ص
(٤٤)
غيبت صغرى و وضعيت علمى، فرهنگى شيعه
٦٣ ص
(٤٥)
مكتب بغداد
٦٤ ص
(٤٦)
مكتب رى
٦٥ ص
(٤٧)
مكتب خراسان و شرق
٦٦ ص
(٤٨)
تاليفات و تصنيفات
٦٦ ص
(٤٩)
جاى خالى يك گل
٧٠ ص
(٥٠)
بوى نفس انتظار
٧١ ص
(٥١)
چشم انداز تمدن جهانى اسلام
٧٢ ص
(٥٢)
1 جهان آينده و ديدگاه ها
٧٣ ص
(٥٣)
1 آينده جهان در نگاه غربيان
٧٣ ص
(٥٤)
1- 1 ديدگاه موج سومى
٧٣ ص
(٥٥)
2- 1 رويارويى تمدن ها
٧٤ ص
(٥٦)
3- 1 پايان تاريخ و ليبرال دموكراسى
٧٤ ص
(٥٧)
2 آينده جهان در نگاه اديان الهى
٧٦ ص
(٥٨)
فراخوان مقاله
٧٩ ص
(٥٩)
عناوين و موضوعات قرآن و حديث
٧٩ ص
(٦٠)
عناوين و موضوعات كلامى
٧٩ ص
(٦١)
عناوين و موضوعات سياسى
٧٩ ص
(٦٢)
عناوين و موضوعات تربيتى و روانشناسى
٧٩ ص
(٦٣)
عناوين و موضوعات تاريخى
٧٩ ص
(٦٤)
عناوين و موضوعات اديان
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٤ برخى از سنت هاى الهى حاكم بر جوامع انسانى

قومى ديگر برگردانند، و سنت خدا نه تبديل مى پذيرد و نه تحويل؛ براى اينكه خداى تعالى برصراط مستقيم است، حكم او نه تبعيض دارد و نه استثنا. همچنان كه خداى تعالى مشركان مورد نظر آيه را در جنگ بدربه عذاب خود گرفت و همگى را كشت.[١]

٢- ٤. آيات ٢٢ و ٢٣ سوره فتح: خداوند در اين آيات به مؤمنان بشارت مى دهدكه كافران توان رويارويى با شما را ندارند و اگر به جنگ با شما هم برخيزند، براساس سنت الهى بى يار و ياور شده و از پا در خواهند آمد[٢]:

وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً\* سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا.

و اگر كسانى كه كافر شدند، به جنگ با شما برخيزند، قطعا پشت خواهند كرد، و ديگر يار و ياورى نخواهند يافت، سنت الهى از پيش همين بوده، و در سنت الهى هرگز تغييرى نخواهى يافت.

٣. دعوت به مطالعه سنت هاى الهى‌

قرآن كريم همه مردم را به مطالعه سنت ها و قوانين الهى كه بر امت هاى پيشين جارى شده فراخوانده و از آنها خواسته است كه براى بررسى آنچه برگذشتگان رفته است نسبت به سرانجام رفتار خود بينديشند و از سرنوشت تكذيب كنندگان و كفرپيشگان عبرت گيرند.

برخى از آياتى كه انسان ها را دعوت به مطالعه و شناخت سرنوشت امت هاى پيشين وچگونگى جريان سنت هاى الهى در ميان آنها نموده اند، به شرح زير است:

٣- ١. آيه ١٣٧ سوره آل عمران: در اين آيه خداوند همه را به سير و سياحت در زمين به منظور آگاهى از سرانجام تكذيب كنندگان و آنچه بر آنها رفته است، فراخوانده، مى فرمايد:

قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ.

قطعا پيش از شما سنت هايى [بوده و] سپرى شده است. پس، در زمين بگرديد و بنگريد كه فرجام تكذيب كنندگان چگونه بوده است؟

مؤلف تفسير الميزان، در تفسير اين آيه مى نويسند:

كلمه «سنن» جمع سنت است، كه به معناى طريقت و روشى است كه بايد در مجتمع سير شود، و اين كه امر فرموده در زمين سير كنند براى اين است كه از سرگذشت امت هاى گذشته عبرت بگيرند و سرانجام پادشاهان و فراعنه طاغى را ببينند كه چگونه قصرهاى رفيعشان به دردشان نخورد، و ذخيره هاى موزه سلطنتى شان و تخت مزين به جواهرشان و لشكر و هوادارانشان سودى به آنان نبخشيد، و خداى تعالى همه را از بين برد، و چيزى به جز سرگذشتى كه مايه عبرت باشد از آنان باقى نماند، ولى فرو رفتگان در غفلت كجا؟ و عبرت كجا؟[٣]

٣- ٢. آيات ١٠ و ١١ سوره محمد (ص): در اين آيه نيز سخن از لزوم سير و سفر در زمين براى آگاهى از عاقبت كفرپيشگان است:

أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها\* ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى‌ لَهُمْ.

مگر در زمين نگشته اند، تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها بودند به كجا انجاميده است؟ خدا زير و زبرشان كرد و كافران را نظاير [همين كيفرها در پيش‌] است؛ چرا كه خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آورده اند، ولى كافران را سرپرست [و ياورى‌] نيست.

بنابراين انسان بايد همانطور كه قوانين حاكم بر جهان طبيعت را مورد مطالعه قرار مى دهد تا به رمز و راز تغيير و تحولات آن پى برد و از آن در جهت منافع دنيوى خود استفاده كند، قوانين حاكم بر جوامع انسانى را نيز مورد مطالعه قرار دهد تا علل و عوامل تغييرات اجتماعى را بشناسد و از آنها در مسير سعادت اخروى خود بهره بردارى كند.

٤. برخى از سنت هاى الهى حاكم بر جوامع انسانى‌

قرآن كريم در خلال بررسى سرگذشت امت هاى پيشين و بيان فراز و فرودهايى كه در اين امت ها رخ داده، به تحليل رمز و راز اين فراز و فرودها و تبيين سنت ها و مقررات حاكم بر تغييرات اجتماعى پرداخته است. گفتنى است كه برخى از اين سنت ها و قوانين، ناظر به تغيير و تحولات منفى جوامع؛ يعنى زوال و نابودى تمدن ها، تباهى و اضمحلال جوامع و سقوط قدرت هاى حاكم، هستندوبرخى ديگرناظربه تغييروتحولات مثبت؛ يعنى پيروزى محرومان ومستضعفان، رشدوتوسعه جوامع و به قدرت رسيدن صالحان. در اينجا به اختصار هر يك از اين سنت ها را مورد بررسى قرار مى دهيم.

٤- ١. ظلم و بيدادگرى عامل نابودى تمدن ها

اقوام، ملل و تمدن هاى گوناگونى در طول تاريخ قد برافراشتند، توسعه يافتند و به اقتدار رسيدند، اما بسيارى از اين اقوام، ملل و تمدن ها پس از مدتى در سراشيبى سقوط قرار گرفتند و رفته رفته شكوه و جلال گذشته خود را از دست دادند و در موارد فراوانى همه به طور كلى از صحنه روزگار پاك شدند. حال اين پرسش مطرح است كه: چرا اين تمدن ها، با همه شكوه و جلال و همه قدرت و عظمتى كه داشتند، يكباره نابود شدند و گاه حتى اثرى هم از آنها باقى نمانده است؟ قرآن كريم در پاسخ به اين پرسش، ظلم و بيدادگرى را