ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - نتيجه گيرى
مراجعه كنند و شما از در نخوت و اعتزاز، ايشان را از خود برانيد و يا خود را از ايشان پنهان كنيد. و اين كنايه است از اعتزاز و استعلاى ستمكاران كه خود را متبوع و به جاى خدا و ارباب تابعين مى دانستند، از در پشيمانى گفتند: «واى برما كه مردمى ستمكار بوديم» ...[١]
٤- ١- ٥. آيات ٣٢ تا ٤١ سوره مؤمنون: در اين آيات ابتدا چگونگى برخورد اشراف و ثروتمندان قوم نوح با آن حضرت و سخنانى را كه آنها در مورد اين پيامبر الهى بر زبان مى راندند، بيان كرده و در نهايت سرنوشت شوم اين قوم ظالم را به تصوير مى كشد. در آغاز اين آيات چنين مى خوانيم:
وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ\* وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ.
اشراف قومش كه كافر شده و ديدار آخرت را دروغ پنداشته بودند، و در زندگى دنيا آنان را مرفه ساخته بوديم گفتند: «اين [مرد] جز بشرى چون شما نيست: از آنچه مى خوريد، مى خورد؛ و از آنچه مى نوشيد، مى نوشد. و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت كنيد در آن صورت زيانكار خواهيد بود» ...
بخش پايانى اين آيات نيز چنين است:
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ.
پس فرياد [مرگبار] آنان را به حق فرو گرفت و آنها را [چون] خاشاكى كه بر آب افتد، گردانيديم، دور باد [از رحمت خدا] گروه ستمكاران.
چنانكه ملاحظه مى شود در اين آيات به صراحت مردمانى كه سرمست از نعمت هاى دنيا به تكذيب پيامبر الهى مى پرداختند «ستمكار» خطاب شده اند.
نتيجه گيرى:
براساس آياتى كه در اينجا بدانها اشاره شد مى توان چنين نتيجه گيرى كرد:
نظام كفر و استكبار حاكم بر جهان به دليل مبتنى بودن بر ظلم و ستم، چه در شكل فردى و چه در شكل اجتماعى آن (ظلم به خود و ظلم به ديگران) در ذات خود استعداد نابودى و فنا را پرورش مى دهد و از اين رو هر چه اين نظام بيشتر رشد و توسعه مى يابد به فروپاشى و سقوط نيز نزديكتر مى شود تا سرانجام براساس سنت الهى با به نهايت رسيدن ظلم و ستم زمينه اضمحلال كامل اين نظام فراهم مى گردد. درچنين شرايطى انقلاب جهانى امام مهدى (ع) به مانند جرقه اى مى ماند كه انبار باروت آماده اشتعالى را شعله ور مى سازد.
اين برداشت باروايات فراوانى كه در آنها آمده «امام مهدى (ع) جهان را پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده از عدل و داد آكنده مى سازد» نيز هماهنگى و تناسب دارد.
بنابراين مى توان گفت: اين سنت الهى حاكم بر جوامع انسانى كه به موجب آن فراگير شدن ظلم و ستم باعث نابودى اقوام و تمدن ها مى شود، زمينه پيروزى سريع امام مهدى (ع) بر قدرت هاى ستم پيشه عصر ظهور را فراهم ساخته و آن حضرت را در برچيدن همه مظاهر ظلم و ستم از جهان يارى مى دهد.
(ادامه دارد)
پى نوشت ها:
[١]. مطهرى، مرتضى، قيام و انقلاب مهدى (ع) از ديدگاه فلسفه تاريخ (چاپ نوزدهم: تهران و قم، صدرا، ١٣٧٧) ص ١٨.
[٢]. ر. ك: جر، خليل، فرهنگ لاروس (فرهنگ عربى به فارسى)، ترجمه سيد حميد طيبيان (چاپ ششم: تهران، امير كبير، ١٣٧٥) ج ٢، ص ١٢٢١.
[٣]. الراغب الاصفهانى، معجم مفردات الفاظ القرآن، تحقيق نديم مرعشلى، (دارالكتاب العربى، ١٣٩٢ ق). ص ٢٥١.
[٤]. ابن منظور، لسان العرب، تصحيح امين محمد عبدالوهاب، محمد الصادق العبيدى (چاپ اول: بيروت، دار احياء التراث العربى، مؤسسة التاريخ العربى، ١٤١٦ ق).، ج ٦، ص ٣٩٨- ٣٩٩.
[٥]. الفيومى، احمدبن محمد بن على، المصباح المنير (چاپ اول: قم، دارالهجرة، ١٤٠٥ ق).، ج ١، ص ٢٩٢.
[٦]. ر. ك: الطبرسى، ابوعلى الفضل بن الحسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن (چاپ اول: بيروت، دارالمعرفة، ١٤٠٦ ق). ج ٤، ص ٨٣٣ (ذيل آيه ٣٨ سوره انفال).
[٧]. طباطبايى، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى (قم، دفتر انتشارات اسلامى،)، ج ١٦، ص ٥١١.
[٨]. ر. ك: همان، ج ١٣، ص ١٧٤.
[٩]. همان، ج ١٦، ص ٥١١.
[١٠]. ر. ك: همان، ج ١٧، ص ١١. ٥٨. همان، ص ٨٣.
[١١]. ر. ك: همان، ج ١٨، ص ٢٨٧.
[١٢]. همان، ج ٤، ص ٣٠.
[١٣]. مطهرى، مرتضى، مقدمه اى بر جهان بينى اسلامى، ج ٥: جامعه وتاريخ (چاپ هشتم، تهران وقم، صدرا، ١٣٧٥)، ص ٢٣٧.
[١٤]. طباطبائى، سيد محمد حسين، همان، ج ١٣، ص ٤٦٤.
[١٥]. همان، ج ١٤، ص ٣٥٧- ٣٥٨.
[١٦]. ر. ك: مطهرى، مرتضى، قيام و انقلاب مهدى (ع)، ص ١٧.