ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - خدا كند كه بيايى
خدا كند كه بيايى
وارد شدم بر كريم، با دستانى خالى از حسنات و قلبى تهى از سلامت
گفتم: بسم الله النور.
گفتا: الذى هو مدبر الامور.
گفتم: بسم الله النور النور.
گفتا: الذى خلق النور من النور.
گفتم: كيستى؟
گفتا: المهدى طاووس اهل الجنة.
گفتم: چه زيبا پاسخ مى دهى.
گفتا: انا ابن الدلائل الظاهرات.
گفتم: چگونه در برابر قدوم مباركتان ركوع كنم؟
گفتا: لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى.
گفتم: اين جان فدايتان، متاعى كه هر بى سر و پايى دارد.
گفتا: اللهم وال من والاه وعاد من عاداه.
گفتم: مولاجان! مى خواهم شيرينى وصال را بچشم.
گفتا: تا تلخى فراق نچشى به شيرينى وصال خرسند نگردى.
گفتم: مى خواهم محبوب حق تعالى شوم.
گفتا: تا ترك لذات طبيعى خيالى نكنى محبوب حق تعالى نشوى.
گفتم: مى خواهم كارهايم رنگ خدايى داشته باشد.
گفتا: اگر دائم الحضور باشى كار خدايى كنى.
گفتم: در مشكلات غوطه ورم.
گفتا: كليد حل مشكلات تضرع در نيمه شب است.
گفتم: افضل اعمال كدامين است؟
گفتا: به فرموده جدم «انتظار الفرج».
گفتم: سخنان جدتان را متذكر مى شويد!
گفتا: كنا نور واحد.
گفتم: پايانمان چه مى شود؟
گفتا: الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.
گفتم: عزيز على ان ارى الخلق ولاترى.
گفتا: غبار را پاك كن تا ببينى.
گفتم: كى مى آييد؟
گفتا: إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.
گفتم: يا وجيها عندالله اشفع لنا عندالله.
گفتا: انا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم
يا ابا صالح المهدى (عج)!
چه بگويم كه ناگفته خود همه را مى دانى فقط بدان كه من هم به شما اقتدا مى كنم آنگاه كه دست بر دعا برمى دارى و مى خوانى:
«أَمَّنْيُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»