ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - مظلوم تر از آقا بقية الله وجود ندارد
همان را ادامه دادم تا ١٧ سالگى كه مكاسب و رسائل مى خواندم. در سال ١٣٤٠ شمسى و ١٧ ربيع الاول ١٣٨١ قمرى بود كه وارد قم شدم در اينجا هم رسائل و مكاسب را ادامه دادم. تا وقتى كه دارالتبليغ تاسيس شد آنجا مشغول شدم و دوره آنجا را تمام كردم. در سال ١٣٥٤ به تركيه رفتم و مدت ٥ سال در آنجا اقامت داشتم و در سال ٥٩ به قم برگشتم و مشغول فعاليت هاى حوزوى شدم. در خلال اين برنامه ها در شهرستان ها براى مجالس تبليغى در ماه هاى رمضان و محرم و صفر مى رفتم و بقيه را كلا در حوزه بودم و مشغول به تحصيل و تدريس و مباحثه. از حدود ٢٠ سال قبل؛ يعنى بعد از مراجعت از تركيه تدريس را تعطيل كردم و به تاليف و تحقيق مشغول شدم.
فعاليت هاى مهدوى خود را از كى و كجا شروع كرديد؟
سابقه اين كار به سال ١٣٥٠ شمسى برمى گردد. آن سالى بود كه مرحوم آيت الله العظمى حكيم وفات كردند. در يكى از مجالس فاتحه ايشان در تبريز منبر رفته بودم و راجع به وجود مبارك آقا بقية الله (عج) بحث مى كردم در ضمن بحث به اين حديث معروف كه از آقا امام سجاد و آقا امام صادق و آقا بقية الله و شخص رسول الله، صلوات الله عليهم اجمعين، نقل شده و در آن آمده است كه مثل حضرت در زمان غيبت مانند خورشيد پشت ابر است، رسيديم؛ اين حديث را كه روى منبر توضيح مى داديم به ذهنمان آمد كه يكى از مهم ترين آثار خورشيد بقاى اين نظام است؛ يعنى در منظومه شمسى خورشيد اين نقش را دارد كه در اثر تعادل جاذبه خورشيد با نيروى دافعه و گريز از مركز بقيه كرات اين نظام مطابق هيات جديد محفوظ است و اين را آنجا مطرح كرديم. از منبر كه پايين آمديم همين را به صورت مقاله اى درآورديم و چون مساله جديدى بود و هيچ جا برخورد نكرده بوديم به آيت الله مكارم شيرازى، حفظه الله تعالى، ارائه داديم ايشان بسيار پسنديدند و فرمودند همين را چاپ كنيد. مرحوم علامه مجلسى هشت وجه شبه در بحارالانوار براى اين تشبيه آورده اند اين در واقع وجه نهمى بود كه در هيچ جا ذكر نشده است. ما هم آن را به صورت جزوه اى با عنوان نقش امام زمان (ع) در جهان هستى منتشر كرديم. اين اولين قدمى بود كه ما در حدود ٣٢ سال قبل در مورد حضرت برداشتيم و فتح باب خيرى شد كه ما با اين موضوع آشنا شديم، انس گرفتيم و شروع به كار كرديم.
ادامه فعاليت هاى حضرت عالى به چه نحو بود؟
يك سال بعد از آن از طرف «نجات نسل جوان» كه مجله اى بود كه در آن زمان منتشر مى شد مسابقه مقاله نويسى گذاشتند؛ ما هم مقاله اى در اين رابطه انتخاب كرديم با عنوان «او خواهد آمد»؛ مسلمانان، مسيحيان، كليميان، زرتشتى ها، اسلاوها، ژرمن ها، همه معتقدند كه او خواهد آمد. اين مقاله در آنجا به صورت يك مقاله قابل چاپ تشخيص داده شد و در سال ٥١ شمسى بود كه در شماره هاى همان مجله نجات نسل جوان كه سالنامه اش هم سالنامه جوانان ناميده مى شد چاپ شد. اين دومين اثر ما بود. بعد اين دو مقاله با هم تلفيق شدند و به صورت كتابچه اى همراه با دو مقاله از مرحوم آقاى الهامى با عنوان او خواهد آمد منتشر شد كه تا الآن ده بار تجديد چاپ شده و جمعا در حدود ٠٠٠/ ١٣٠ تيراژ داشته است. بعد از آن ما اين برنامه ها را ادامه داديم و اثر بعدى كه پس از اين كار داشتيم كتاب جزيره خضراء بود. اين كتاب راجع به ادامه داستان على بن فاضل، حوداثى كه در مثلث برمودا مى گذرد و تطبيق اين دو جريان با همديگر است. ماجراى على بن فاضل به سال ٦٩ هجرى برمى گردد. در حدود ٢٠ سال قبل بود كه حوادث مثلث برمودا مطرح بود و در رسانه ها اعلام مى شد به ذهنمان رسيد كه شايد رابطه اى بين اين دو موضوع وجود داشته باشد. با بررسى ديديم كه بله رابطه اى هست. بعد از آن كتابچه اى به دست ما رسيد كه شخصى به نام ناجى النجار اين دو را با هم مطابقت داده بود. ما آن را ترجمه كرديم. هفتاد صفحه مطلب شد ولى سه برابر به آن افزوديم از مقدمه و تعليقه ها در ٢٨٠ صفحه منتشر شد و در دنيا هم مورد استقبال قرار گرفت. در مدت كوتاهى به انگليسى ترجمه و در لندن منتشر شد. چهار بار به اردو ترجمه و منتشر شد. متن فارسى آن هم با ٠٠٠/ ١١٠ تيراژ تا الان در ده نوبت، به چاپ رسيده است. بعد از آن ترجمه يوم الخلاص را آغاز كرديم و آن