ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - ١- ١ ديدگاه موج سومى
١. جهان آينده و ديدگاه ها
اشاره:
جهان آينده و آينده جهان، از دل نگرانى هاى جامعه هاى بشرى بوده و هست. اين دل مشغولى و نگرانى، ريشه در فطرت جست وجوگران دارد كه هماره و همه گاه، مى خواهد پرده ها و حجاب ها را بردارد و ابهام ها را بزدايد و بازدارنده ها را از پيش راه كنار بزند و روشن، در جام جم، فردا و فرداهاى خويش را بنگرد، تا براساس آن نگرش، زندگى فردى و اجتماعى خويش را سامان و سازمان دهد. در اين نوشتار، نگاهى افكنده خواهد شد به ديدگاه ها، ويژه غربيان، كه امروزه در اين باب سخن ها دارند و نظريه ها ارايه داده اند.
در بخش بعدى درنگى در آموزه هاى اديان الهى و از جمله اسلام در باب آينده جهان خواهيم كرد و باور شيعه را كه همان اسلام زلال و بى آميغ است، در كانون توجه خواهيم داشت كه باورى بس ژرف، همه سويه، اميدآفرين، روشن، تاريكى زدا، درباره آينده جهان و جهان آينده دارد.
دگاه هايى كه از سوى صاحب نظران غربى، مجال طرح يافته اند و ما به آنها دسترسى پيدا كرده ايم، گاه خوش بينانه اند و گاه بدبينانه كه از باب نمونه، به چند مورد اشاره مى كنيم:
١. آينده جهان در نگاه غربيان
١- ١. ديدگاه موج سومى
آلوين تافلر و همسرش هايدى تافلر، در آثار خود: شوك آينده[١]، جابه جايى قدرت[٢]، به سوى تمدن جديد[٣]، بر اين باورند كه:
انسان امروز، تاكنون دو موج بزرگ را پشت سر نهاده و در آستانه موج سوم است:
موج نخست: دوران كشاورزى بود كه هزاران سال به درازا كشيد و انسان ها در آن دوران، رهاى از هر شكل و ماهيتى مى زيستند و زندگى خويش را با همان ابزار آغازين و طبيعى، به پيش مى بردند و زندگى طبيعى را در دامن پر مهر طبيعت سپرى مى كردند و از بسيارى از دشوارى ها و تشويش خاطرهاى انسان امروز، به دور بودند.
موج دوم: دوران طلوع تمدن صنعتى بود كه زندگى مردمان را دستخوش دگرگونى هاى ژرف ساخت و با رويكرد صنعتى و اقتصادى، انديشه هاى فلسفى، سياسى و علوم اجتماعى شكل گرفت، قراردادهاى اجتماعى، جايگزين تقديرگرايى و مشيت الهى شد و پديده ليبراليسم و سپس سكولاريسم، رو به گسترش نهاد و همه چيز با اين تراز سنجيده شد.
اين موج بيش از سيصد سال پاييد، تا اين كه زمينه هاى مرحله سوم فراهم گرديد.
موج سوم، با سرعت و شتاب، عرصه دار شد و خود را در زواياى گوناگون زندگى انسان امروز، نماياند. در موج سوم، همه چيز بر محور دانايى، به پيش مى رود و توانايى در گرو علم و دانايى است. بزرگراه هاى اطلاعاتى و آگاهى، زير ساخت اصلى اقتصاد موج سوم خواهد بود. و ايده «بزرگتر بهتر است»، به كنار مى رود و «از نو مهندسى كردن» به جاى آن مى نشيند و اين، به باور تافلر، تنها راه نجات تمدن غرب است:
موج سومى كه توصيف كرديم مى تواند آمريكا را به سوى آينده اى بهتر و متمدن تر و معقولانه تر و دموكراتيك تر پيش ببرد.[٤]
به نظر تافلر، تمدن صنعتى، در حال جان كندن است و درد زايمان تمدنى جديد و نوين را از سر مى گذراند.[٥] توت گينگريچ، در مقدمه خود بر كتاب تافلرها، مى نويسد:
آلوين و هايدى، كليدى را در اختيار ما گذاشتند، تا به واسطه آن به هم ريختگى فعلى را در چارچوب مثبت و آينده اى پويا و پرهيجان، ببينيم.[٦]
در نظريه تافلرها، دانايى، اصل اصيل و زيربنايى است. اين اصل بلند، در زمينه هاى گوناگون سياسى و اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى حرف اول را مى زند و جهان آينده نيز در پرتو آن شكل مى گيرد و تمدن مى آفريند. آن دست از كشورهايى كه به اين واقعيت تاريخى تن دهند، سوار بر موج خواهند شد و آينده خود و فرزندان خويش را خواهند ساخت و آنانى كه اين واقعيت را در نيابند، در كام تنوره طوفان تاريخ فرو خواهند غلتيد.[٧]
اروپا محورى و امريكا مركزى و چيرگى بر فرهنگ هاى پيرامونى و فراهم كردن روند جهانى شدن، دورنمايه اين ديدگاه است. البته، اين ديدگاه و داورى نسبت به آينده جهان، نه مبناى فلسفى دارد و نه مبناى جامعه شناختى؛ بلكه از يك نقطه شروع مى كند و با ارايه مثال و نمونه به نقطه ديگر مى رود و بر اين اساس، مى كوشد، تا آينده بشر را با نظريه موج سوم و محور بودن «دانايى» آينده اى روشن جلوه دهد.