ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - تاليفات و تصنيفات
بر رواياتى در ابواب مختلف تاريخى، اخلاقى، سيره و ... است. كتاب الكافى مجموعا حاوى ١٦١٩٩ حديث است. از گفتار كلينى در مقدمه كتابش چنين برمى آيد كه او اين كتاب را به درخواست يكى از دوستانش نوشته كه از جهالت مردم نسبت به امور دينى و پرداختن به امور دنيوى و فاصله گرفتن از علم و اهل علم شكايت كرده و از وى خواسته بود تا كتابى بنويسد كه در علوم دينى كامل و كافى باشد. كلينى كتاب ديگرى به نام الرسائل داشت. همچنين كتابى در رد قرامطه نوشت. او اواخر عمرش را در بغداد گذرانيد و در سال ٣٢٩ ق. در بغداد درگذشت.[١]
على بن محمد بن ابراهيم رازى كلينى معروف به علان كه دايى شيخ كلينى بود كتابى درباره امام مهدى (ع) نوشته بود، به نام اخبار القائم، گويا وى در عصر غيبت روابط نزديكى با ناحيه مقدسه داشت.[٢]
مكتب خراسان و شرق
چنان كه گفته شد تشيع در خراسان در شهرهاى سبزوار و نيشابور و در ماوراءالنهر در نواحى سمرقند و كش كمابيش وجود داشت. نيشابور شهرى عالم پرور بود. در اواخر دوران حضور و اوايل عصر غيبت، برخى علماى نامدار شيعه در اين شهر مى زيستند ولى به جهت برترى جو علمى اهل سنت در اين شهر حوزه علمى تشيع چندان بروز و ظهورى نداشت. مشهورترين اين عالمان فضل بن شاذان نيشابورى، از اصحاب امام رضا (ع) و ساير ائمه بود. شاگردان او پس از وى مكتب نيشابور را اداره مى كردند كه برخى از آنها عبارتند از على بن شاذان و محمد بن شاذان، برادران او، على بن قتيبه نيشابورى، محمد بن اسماعيل بندقى كه از مشايخ كلينى بود.[٣]
از عالمان نيشابورى در اين عصر داوود بن ابى زبير نيشابورى از اصحاب امام عسكرى (ع) بود كه صاحب كتاب هايى نيز بود. يكى از متكلمان بزرگ شيعى در نيشابور ابن عبدك جرجانى بود كه از گرگان به نيشابور آمد و راوى احاديث ابن بابويه بود و در مذهب كلامى به شيوه متكلمان بغداد بود و تصنيفاتى از جمله تفسيرالقرآن داشت.[٤]
شهر سمرقند نيز در اين عصر از پايگاه هاى علمى شيعه بود. مكتب علمى اين شهر را بايد مرهون فعاليت هاى علمى محمد بن مسعود عياشى دانست. او از بزرگ ترين عالمان شيعه در اين ناحيه بود كه از مذهب تسنن به تشيع گرويده بود. استادان وى گروهى از محدثان بغداد و قم و كوفه بودند مانند ابن فضال، طيالسى، حسين بن عبيدالله قمى و كسان ديگر. وى شاگردان بسيارى داشت و خانه او در سمرقند مجلس درس او بود و همواره اهل علم براى استنساخ و قرائت و يا تصحيح و مقابله بر كتاب ها آنجا حاضر مى شدند. از جمله شاگردان او ابوعمرو كشى صاحب كتاب رجال و حيدربن محمدبن نعيم بودند.[٥]
از ميان تاليفات متعددى كه براى او ذكر شده فقط تفسير قرآن وى به دست رسيده است كه البته كامل نيست و تنها بخشى كه شامل تفسير آيات تا آخر سوره كهف است باقى مانده است.[٦]
از ديگر چهره هاى شاخص مكتب سمرقند حسين بن اشكيب سمرقندى بود. وى از اصحاب امام عسكرى (ع) و ظاهرا در مكتب قم تحصيل كرده بود. او فقيهى متكلم بود و كتاب هايى در رد زيديه و مخالفان داشت. وى در اواخر قرن سوم درگذشت.[٧]
عياشى و حسين اشكيب كسانى بودند كه مكتب سمرقند را بارور ساختند. شاگردان آنها در طى دوران غيبت طليعه داران مكتب علمى شيعه در اين شهر بودند از ميان اين افراد بايد به حيدر بن محمدبن نعيم سمرقندى، نزديك ترين شاگرد عياشى، اشاره كنيم. شيخ طوسى در رجال خود مى گويد كه وى كليه مصنفات و اصول شيعه را از ابن وليد قمى و ابن ادريس قمى و ابن قولويه روايت مى نمود و همچنين تمام مصنفات عياشى را از طريق كشى روايت مى كرد.[٨] شيخ طوسى همچنين در الفهرست مى گويد:
او هزار كتاب از كتاب هاى شيعه را به قرائت و اجازه روايت مى كرد و با محمدبن مسعود (عياشى) در روايات بسيارى شريك است.
و سپس كتاب هاى وى را نام مى برد.[٩]
شاگرد ديگر عياشى كه از عالمان مبرز مكتب سمرقند است ابو عمرو كشى، نويسنده كتاب رجال معروف، است كه يكى از قديمى ترين و معتبرترين كتب رجالى است كه به دست ما رسيده است.[١٠]
تاليفات و تصنيفات
در عصر غيبت صغرى تاليفات و تصنيفات علماى