ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - آسيب شناسى آخرالزمان
اعتبارى براى روايات دينى و كلام اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و روايات پيامبر اكرم (ص) قائل نيستند.
باز مشكل اساسى ترى در روايت اول هم اشاره به آن شد اين است كه مى فرمايد در دوره آخر الزمان افراد دچار اين مطلب مى شوند كه عمدتا به جاى اينكه نظر اولشان به قرآن يعنى منبع قانونگذارى دينى و روايات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) باشد «يقال راى فلان و زعم فلان»؛ يعنى معمولا در گفت وگوها از نظرات افراد استفاده مى شود. گفته مى شود راى فلانى چنين است زعم و گمان فلانى چنين است بعد در ادامه روايت مى فرمايد «و يتخذ الآراء و القياس» براى تصميم گيرى كلان و يا غير كلان براى اتخاذ خط مشى عمدتا از نظريات استفاده مى شود به قياس و ايجاد حالات قياسى مى پردازند به جاى اينكه به احكام روشن قرآن و احكام مبين و روشن قرآن و روايات مراجعه مى كنند به نظريات افراد و انسان هاى گوناگونى كه صاحب نظرياتى هستند. يكى از مسايلى كه در آخرالزمان در جوامع اسلامى رشد مى كند و دهان به دهان مى گردد اين است كه عمدتا در مقام تصميم گيرى و فكر كردن به نظريات افراد اعتنا مى شود به جاى اينكه به روايات مراجعه شود. روايت كاملا اينگونه است كه مى فرمايد «يبطل حدود ما انزل الله فى كتابه» آنچه كه خداوند نازل كرده در كتاب او بر پيامبر خودش (ص) باطل مى شود و «يقال راى فلان و زعم فلان» و گفته مى شود فلان فرد چنين نظرى دارد، فلان رايى دارد، فلان گمانى دارد «و يتخذ الآراء و القياس و ينبذ الآثار» روايات دور انداخته مى شودوبه جاى روايات وحدود الهى در قرآن از نظرات و آراى ديگران استفاده مى شود بعد دنبال آن روايت مى فرمايد «فعند ذلك تشرب الخمور و تسمى بغير اسمها» كه در اين زمان زمانى است كه شراب مى خورند اما اسم آن را عوض كرده اند با تبديل اسم شراب، شراب را براى خودشان مجاز مى كنند و آن را مى نوشند.
اين روايت در صفحه ٧٢٠ از كتاب يوم الخلاص است اين هم تعدادى از آن آثار و رواياتى است كه مشخص كننده سيماى روشنفكران در دوره آخر الزمان است كه البته با اينكه تعداد روايات آنچنان كه ما تفحص كرده ايم اندك است اما خطر بسيار بزرگى را مى توانند به ما گوشزد كنند؛ يعنى جوامع اسلامى در دوره ارتداد از ارزش ها دچار دانشمندان و روشنفكران آسيب زده اى مى شوند كه تيشه برداشته و به ريشه اسلام؛ يعنى قرآن و روايات مى زنند ونه تنها قرآن و روايات را تعطيل مى كنند بلكه در صدد ابطال آيات و روايات دينى هستند و عمدتا به نظريه پردازى و تئورى پردازى و استفاده از نظرات ديگران مى پردازند و همين جا شايد اين تذكر لازم باشد كه شناختن اين آسيب ها يكى از فوايد بزرگش اين است كه ما تلاش بكنيم كه دامن خودمان را از اينگونه افكار منزه بكنيم و تلاش بكنيم در اين چاله هاى فكرى و در اين مشكلات نيفتيم. امام صادق (ع) فرمودند: دانستن اين آسيب ها براى شما اين منفعت را مى تواند داشته باشد كه خود و خانواده هاى خود را و جامعه خويش را از ورود اين ميكروب ها و آسيب ها صونيت بخشيد. در دفاع از دين و آئين دينى جديت بيشترى داشته باشيد.
باز هشدارهايى روايات دينى ما داده اند كه سيماى خانواده هاى آسيب زده را براى ما روشن مى كند. اولين مساله اى كه وجود دارد اين است كه مى فرمايد: «يرى الرجل من زوجته من قبيح فلا ينهيها» يكى از نشانه هاى جوامع آسيب زده در آخر الزمان و يا انسان هاى آسيب زده اين است كه امر به معروف و نهى از منكر براى آنها ضد ارزش مى شود.
اين مساله در خانوادها در محيطهاى كوچك هم ممكن است رسوخ بكند. يعنى گاهى ممكن است انسان بهانه اى داشته باشد كه در يك جامعه بزرگ قدرت و توان براى امر به معروف و نهى از منكر ندارد. تامين نيست، آبروى او در خطر است. جان او در خطر است. اما در يك محيط كوچك خانواده انسان مخصوصا مرد مسؤوليت دارد كه يك مقدار مواظبت ها و پاسدارى ها از حدود الهى داشته باشد. در قرآن كريم مى فرمايد: «ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ايد خودتان و اهل عيال خودتان را از آتش جهنم نگهدارى كنيد؛ يعنى مسؤوليت حراست خانواده به عهده آحاد خانواده مخصوصا به عهده مرد خانواده است. در قرآن كريم چنين دستوراتى به ما داده شده كه علاوه بر مسؤوليت فردى هر كسى مسووليت خانوادگى دارد. در آخرالزمان نامردهايى پيدا مى شود كه در خانواده خودشان هم قبيح و هم زشتى و معصيت را مى بينند «فلا ينهيها» اما نهى از منكر نمى كنند يعنى نه تنها معصيت در جامعه ممكن است وجود داشته