ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - ٩- رضايت كامل و تسليم بى چون و چرا در برابر اراده و خواست حضرت حق جلّ و عَلا
همچنين از رسول اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، نقل شده كه وقتى نزد ايشان از فتنه ياد شد، فرمودند:
إذا رأيت النّاس مَرَجت عهودهم و خَفرت أماناتهم و كانوا هكذا- و شبّك بين أصابعه.
[فتنه روى خواهد داد] وقتى كه مردم به پيمانهايشان وفا نكنند و در امانتهايشان خيانت كنند و همانند اين باشند- و بين انگشتانش شبكه ساخت، [يعنى در هم فرو برد كنايه از اين كه مردم به جان هم مىافتند].
راوى مىگويد: گفتم فدايت گردم، آن موقع چه كنم؟ فرمودند:[١]
ألزم بيتك و أمسك عليك لسانك و خذ ما تعرف و ذر ما تنكر و عليك بأمر خاصّة نفسك و ذر عنك أمر العامّة.
در خانهات بنشين و زبانت را از سخن بازدار و آنچه مىشناسى [معروف را] بگير و آنچه نمىشناسى [منكر را] واگذار و بهكار مربوط به خودت مشغول شو و خود را از پرداختن بهكار عمومى دور ساز.
مرحوم ابن فهد فوايد متعددى هم براى كنارهگيرى از مردم براساس روايات ذكر كرده كه خواننده را به آن كتاب ارجاع مىدهيم.[٢]
٨- صبر و پايدارى و دعوت همديگر به صبر و مقابله با دشمن و ايجاد حفظ يا گسترش ارتباط با امام معصوم، عليهالسلام
شرايط بسيار دشوار عصر غيبت، مستلزم آن است كه ازطرفى هر شيعه منتظرى، در زندگىاش با اندوه و اميدوارى فراوان، به تكاليف و مسؤوليتهاى دينى خود عمل كرده و از طرف ديگر با استقامت و اتحاد با همكيشان، مانند هر اقليت مقاومى، در برابر دشمن خود ايستاده و از موجوديت و هويت خويش دفاع كند و بالاخره از طفرفق مختلف (مانند عبادات نيابتى از طرف امام خود، پرداخت صدقه و دعا براى سلامتى آن حضرت، دعا براى تعجيل در فَرَج آن حضرت، زيارت و سخن گفتن صميمانه با آن حضرت و كمك خواستن از ايشان و غيره) با امام خود رابطه داشته و آن را عميقتر و گستردهتر كند. چنان كه در تفسير آيه شريفه:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.[٣]
از حضرت امام محمد بن على الباقر، عليهالسلام، نقل شده كه فرمودند:
إصبروا على أداء الفرائض و صابروا عدوّكم و رابطوا إمامكم.[٤] پايدارى كنيد بر اداى واجبات و در برابر دشمنتان استقامت بورزيد و با امامتان پيوند برقرار كنيد [رابطه داشته باشيد].
٩- رضايت كامل و تسليم بىچون و چرا در برابر اراده و خواست حضرت حق جلّ و عَلا
اين البته مكمّل مطلب هفتم، بلكه علت آن است و براى آنكه بدانيم چقدر مهم است، كافى است به يكى از دعاهاى عصر جمعهها كه معروف به دعا در زمان غيبت بوده و با جمله اللهم عرفنى نفسك شروع مىشود، مراجعه و آن را مطالعه كنيم. در اين دعا با خداوند متعال چنين مناجات مىكنيم:
... أللّهم فثّبتنى على دينك و استعملنى بطاعتك و ليّن قلبى لولىّ أمرك و عافنى ممّا امتحنت به خلقك و ثبّتنى على طاعة ولى أمرك الّذى سترته عن خلقك و باذنك غاب عن بريتك و أمرك ينتظر و أنت العالم غير المعلّم بالوقت الّذى فيه صلاح أمر وليّك فى الإذن له بإظهار أمره و كشف ستره فصبّرنى على ذلك حتّى لا أحبّ تعجيل ما أخّرت و لا تأخير ما عجّلت و لا كشف ما سترت و لا البحث عما كتمت و لا أنازعك فى تدبيرك و لا أقول لم و كيف و ما بال ولى الأمر لا يظهر و قد امتلات الأرض من الجور و افوضّ أمورى كلّها اليك ...[٥] پس اى خدا! مرا بر اين دينت ثابت قدم گردان و بهكار طاعتت مشغولدار و قلبم را براى ولّى امرت نرم و مطيع ساز و عافيت و حفسن عاقبت در آنچه خلقت را به امتحان آن آزمودى مرا به كَرَمت عطا فرما و به طاعت ولّى امرت ثابتقدم بدار؛ آن ولّى امرى كه او را از چشم آفريدههايت پنهان داشتهاى و به اجازه تو از مردم غايب گرديده و در ظهور و قيامش منتظر فرمان توست و تو اى خدا، به ذاتِ خود، بدون آموزش ديدن، دانايى كه چه هنگامى مصلحت در اذن به اوست كه امرش را آشكار كرده و پردهاش را كنار بزند. پس اى خدا مرا صبر و شكيبايى بر آن [تحمّل غيبت آن حضرت] ده تا اينكه آنچه را تو تأخيرش انداختى، من تعجيل آن نخواهم و آنچه تو تعجيل آن خواهى، من تأخيرش نطلبم و آنچه را تو پوشيده داشتى، من پردهگيرى و كشف آن نخواهم و در آنچه كه تو كتمان و پنهان كردى، من بحث و كنكاش نكنم و در تدبيرت با تو تنازع و درگيرى نكنم و نگويم:؟ براى چه؟ و چگونه؟ [چون و چرإ؛