ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - ٧- نگه داشتن زبانها (تقيه و كتمان سر) و كمتر آميختن با مردم و عجله نكردن و تسليم بودن
از او در عالم ذرّ ميثاقش را گرفته باشد.[١]
٧- نگهداشتن زبانها (تقيه و كتمان سر) و كمتر آميختن با مردم و عجله نكردن و تسليم بودن
لازمه حفظ موجوديت شيعه و حفظ دينف شيعيان خالص و منتظر، اين است كه اولًا اصلف تقيّه را رعايت كرده و زبانشان را از آنچه كه سودى ندارد، نگهدارند (تا چه رسد به آنچه كه زيانبار باشد)؛ ثانياً در شرايطى كه قدم به قدم انباشته از شبههها و گناهان و فسادهاست، شيعيانف منتظر بايد به همان اندازه كه رفعف نياز مىكند، حضور اجتماعى داشته و بقيه اوقات را صرف حضور در خانه يا خانواده كنند و بدانند كه خداوند به آنها دستور داده كه خودشان و اهلشان را از آتش حفظ كنند و در اين ساعات مىتوانند به مطالعه و تدبّر و مذاكره و عبادت و تهجّد و يا لذّات مباح بپردازند و از تربيت و محافظت زنان و فرزندانشان غافل نشوند و آنها را به امواج سهمناك جامعه حيرتزده و سرگردان و گنهكار نسپارند و گمان نكنند كه ملاك خداوند براى شتاب در امر ظهور، عجله آنهاست. بلكه بخش بزرگى از شرايط ظهور مربوط به آمادگى انسانها براى پذيرش تعاليم و حكومت و دولت كريمه امام زمان، عجّلاللَّه تعالىفرجه، است. از امام صادق، عليهالسلام، نقل شده كه: كفوا السنتكم و الزموا بيوتكم ...[٢] زبانهايتان را نگهداريد و ملازم خانههايتان باشيد.
و از همان حضرت نقل شده كه فرمودند:
محاضير هلاك شدند!
پرسيدند: محاضير كدامند؟ فرمود:
المستعجلون و نجا المقرّبون ... كونوا أحلاس بيوتكم فإنّ الفتنة على من أثارها ...[٣] شتاب خواهان هلاك شدند و نزديكى خواهان [به خدا و رسولش و اهلبيت، عليهمالسلام] نجات يافتند ... فرشهاى خانههايتان [يعنى خانگى و بىتحرك] باشيد. پس بدرستى كه فتنه عليه كسى كه آن را برانگيخته، مىگردد ...
و نيز از همان امام معصوم، عليهالسلام، نقل شده كه در جواب كسى كه از وقتف اين امر پرسيد و از طولانى شدن انتظارش شكوه داشت، فرمود:
كذب المتمنّون و هلك المستعجلون و نجا المسلمون و الينا تصيرون.[٤] آرزو كنندگان دروغ گفتند و شتاب خواهان هلاك شدند و تسليم شوندگان رهايى يافتند و شما بهسوى ما مىگرديد.
پيداست كه علّتف ادّعايف باطلف بسيارى از مدعيان مهدويت، آرزوى مقام آن امام همام، عليهالسلام، و اقدامات ايشان و يا آرزوى اصلاح امور در غياب ايشان و آرزوهاى مشابه است و بسيارى از پيروان مرامهاى باطل ايشان نيز بواسطه همين آرزوها و عجله وشتاب درباره اصلاح امور به ورطه هلاكت وگمراهى افتادهاند.
چون امروزه بهخلاف گذشته كه در فردگرايى افراط مىشد، در جمعگرايى زيادهروى مىشود، ممكن است به ما نسبت تحجّر داده و خفردهگيرى كنند كه چرا سخن از لزوم دورى از مردم و ملازمتف بيوت در عصرف غيبت مىگوييم؟ در پاسخ به اين شبهه، بهتر است با رجوع به روايات مربوطه، مفهوم و فايده اين اعتزال و كنارهگيرى از مردم را بيشتر درك كنيم:
مرحوم شيخ جمالالدين ابوالعباس احمد بن محمد بن فهد حلى (مشهور به ابن فهد الحلى (م ٨٤١ ق.) عزلت را چنين تعريف مىكند:
عزلت عبارت است از رويگردان شدن از همه و روى نهادن به خداى تعالى در غار كوهى، يا شبستان مسجدى و يا گوشه خانه ... عزلت دورى گزيدن از مردم و بريدن از آفريدگان و افنس گرفتن با حضرت حقّ است و اين تعريف دايره شمولش بيشتر از تعريف نخست است. گوشهنشينى، تنها براى كسى امكانپذير است كه نفس خويش را به ترك فزونخواهىها و خواستههاى دنيا توانمند ساخته و نفس و خواهشهاى نفسانى او پيرو خفرَدَش باشد ...[٥]
از امام صادق، عليهالسلام، نقل شده كه فرمودند:
لولا الموضع الّذى وضعنى اللَّه فيه، لسرّنى أن أكون على رأس جبل لا أعرف النّاس و لا يعرفونى، حتى يأتينى الموت.[٦] اگر نبود جايگاهى كه خداوند مرا در آن قرار داده است [امامت]، دوست مىداشتم بر فراز كوهى مىبودم؛ نه كسى را مىشناختم و نه كسى مرا مىشناخت تا اين كه مرگ مرا دريابد.[٧]
و از همان حضرت، عليهالسلام، نقل شده كه سهبار فرمودند:
ما يضرّ الموفمن أن يكون منفرداً عن الناس و لو على قلّه جبل.[٨]
اين به مؤمن زيان نمىرساند كه تنها وجدا از مردم باشد، هرچند بر فراز قلّه كوهى باشد.