ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - مقدمه
وظايف كلى شيعيان در دوره غيبت امام معصوم (ع)
محمد صادق امّت طلب
مقدمه
شيعيان تا سال ٢٦٠ ق، كه حضرت امام حسن عسكرى، عليهالسلام، به شهادت رسيدند، مستقيماً و يا ازطريق نمايندگان و افراد مورداطمينانشان به امامان معصوم، عليهمالسلام، دسترسى داشتند، امّا در دوره غيبت، لزوماً با اين سؤال مواجه مىشوند كه آيا غيبت امام معصوم (حجّت خدا) بمثابه رفع تكاليف از مسلمان و بخصوص شيعيان است؟ اگر جواب منفى باشد، آيا تكاليف آنها را عقل افراد تعيين مىكند و يا منابعى ويژه براى تعيين تكاليف، و افراد خاصّى براى تشخيص آن وجود دارند؟ و اگر منابع و افراد خاصّى بايد تكاليف مردم را معلوم كنند، آيا گستره و حجم و وسعت تكاليف عصر غيبت امام، عليهالسلام، عيناً مانند دوره حضور است؟ در پاسخ به اين پرسشها، برخى از علماى شيعه كتابهايى تأليف كردهاند. از جمله مرحوم دبيرالدين ميرزا علىاكبر صدرالاسلام همدانى در كتاب خويش[١] تكاليف مردم در عصر غيبت را تشريح كرده است.
همچنين مرحوم آيةاللَّه سيدمحمد تقى موسوى اصفهانى، قدّس سرّه، در كتاب مهم خود وظايف بسيارى را[٢] براى منتظران برشمرده است.
در مقاله حاضر كوشيدهايم تا وظايف كلى و راهبردى شيعيان درعصر غيبت را مطالعه كنيم. با مطالعه اين وظايف، مىتوانيم پاسخ پرسشهاى آغاز مقاله را بدهيم. براساس اين مقاله، مىتوانيم بگوييم كه تكليف در عصر غيبت رفع نمىشود، بلكه براساس مقتضيات زمان و با تكيه بر قرآن و سنت نبوى، صلّىاللَّهعليهوآله، و سيره اهلبيت، عليهمالسلام، توسط فقهاى جامعالشرايط تعيين و مشخص مىگردد. همچنين بخوبى مىتوان دريافت كه همانطور كه حيرت و ابهام و فتنه زياد است و طبعاً زيركى فراوانترى لازم دارد؛ بهدليل وقوع شبهات فراوانى كه ازطرف پيامبر اسلام، صلّىاللَّهعليهوآله، دستور به توقف در آنها داريم و نيز بهخاطر حضور علنى نداشتن و دردسترس نبودن امام معصوم، عليهالسلام، در جامعه و سيطره كفّار و ستمگران بر مقدّرات بشر و لزوم تحفّظ و احتياط بيشتر شيعيان، گستره تكاليف محدودتر است تا با شرايط تقيّه تطبيق كرده و موجوديّت شيعه حفظ شود. نكته مهم اين است كه شيعه عصر غيبت، از نظر هويّت تاريخى و عقائد و احكام فرعى و وحدت كلمه و محاسن اخلاقى و امثال آن، نبايد فرقى با شيعه عصر ظهور داشته باشد. بايد چنان باشد كه اگر از قرن پانزدهم هجرى به قرن اول هجرى منتقل شد، بتواند همانطور موضعگيرى و عمل كند كه برادرانش در كنار امام على، عليهالسلام، و ساير ائمه هدايت، عليهمالسلام، و يا در عصر پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، مىكردند و خصوصاً از جهت عقايد و نيز رضا (خشنودى) و سخط (ناخشنودى) همانند آنها باشد. البته اين ديدگاه با سكولاريسم و پلوراليسم دينى و دموكراسى و عصرى شدن دين و امثال آن تقابل و برخورد پيدا مىكند كه در موضوع اين مقاله اهميتى ندارند.