ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - عنايات اهل بيت، عليهم السلام
دموكرات در آذربايجان جزئى از همان توطئه بود) بلكه گاه پايتخت از توطئه بىخبر بوده وخداوند سبب ساز و سبب سوز، هواپيماهاى دشمن را در خاك طبس با طوفان شديد شن برخاسته از كوير يزد خاكستر ساخته است! در ماجراى خاكستر شدن هواپيماهاى امريكايى در طبس (اوايل پيروزى انقلاب) مرحوم شهيد دكتر سيد رضا پاك نژاد، نويسنده معروف سفرى كتابهاى اولين دانشگاه و آخرين پيامبر و نيز مظلومى گمشده در سقيفه كه آن زمان وكيل مردم يزد در مجلس شوراى اسلامى بود، مىگفت:
ناگهان ما شاهد برخاستن طوفانى از شن و خاك شديم كه با سرعت به سمت كوير مركزى مىرفت و پيرمردان كهنسال شهر مىگفتند در ٨٠- ٧٠ سال اخير چنين طوفانى سابقه ندارد ... وبعداً فهميديم كه به سراغ هواپيماهاى امريكايى در حدود طبس مىرفتهاند! (و سخن در اين مقولهها بسيار است).
پس باز بايد پرسيد: راز بقاى ايران چيست؟
راز اصلى بقاى ايران:
عنايات اهل بيت، عليهمالسلام
حقيقت اين است كه بايستى، در پشت همه علل و عوامل ظاهرى- كه به جاى خود درست وصحيح هم هست- به دنبال علتى نهانى و ماورايى، و روشنتر بگوييم، دستى غيبى و معنوى و الهى بگرديم. وجالب است بدانيم كه حتى برخى از سياستگران مطلع خارجى، كه خود مدتها عهدهدار وزارت خارجه يكى از قدرتهاى بزرگ بوده و يا به هر حال بابسيارى از بند و بستها و قبض و بسطهاى سياست جهانى آشنا و مرتبط بودهاند، در تحليل وضعيت شگفتانگيز ايران اسلامى شيعه بدينجا رسيدهاند كه يك نيروى غيبى دست اندركار حفظ ايران است. سخن آقا خان محلّاتى وتصديق سازانوف (وزير خارجه روس تزارى) در اين باب خواهد آمد. چيزى كه هست، آنان قضيه را به نحو كلّى ومجمل مطرح ساخته، و مصداق آن را مشخص نكردهاند ذلك مبلغهم من العلم و ما بلغوا معشار مما آتيناهم.
سرّ بقاى ايران و دوام موجوديت آن، عمدتاً همان است كه در مدخل بحث بدان اشاره كرديم: عنايات خاص پروردگار، به بركت اهل البيت، عليهم السلام، بويژه حضرت حجة بن الحسن العسكرى- ارواحنا فداه- به ايران اسلامى شيعه!
در اين باب، نقل داستانى شگفت از مرحوم آيةاللَّه ميرزا محمدحسين نائينى (استاد بسيارى از مراجع تقليد عصر اخير همچون حضرات آيات عظام حكيم و خوئى و ...)، سرآغازى خجسته براى بحث در باب اين موضوع است:
مىدانيم كه در جنگ جهانى اول، كشور ما از همه سو مورد هجوم قشون متفقين (روس و انگليس) وعكس العمل متقابل متحدين (عثمانى و آلمان) قرار گرفت و بويژه نيروهاى ارتش تزارى به رهبرى ژنرال باراتوف، براى رساندن خود به جنوب عراق وشكستن محاصره شديد قواى انگليس توسط دولت عثمانى، تا قم واصفهان بلكه تا حدود خانقين نيز پيش رفت. حضور قشون متجاوز اجنبى در خاك ايران، و كشتارهاى فراوانى كه از مردم مظلوم و غيور اين سرزمين در جريان كشاكش مزبور صورت گرفت، همراه با قحطى و كمبود شديد ارزاق عمومى كه خود داستانى دراز دارد، قلب همه عناصر شريف و مستقل اين ديار را به درد آورده و شديداً نگران اسلام وايران و تشيع ساخته بود. مرحوم آية اللَّه نائينى نيز يكى از همين افراد بودكه مشاهده وضع اسَفبار ايران و مردم مسلمان و شيعهآن در زير چكمه صاحبمنصبان ضد اسلام، آرام و قرار را از وى گرفته بود. يكى از وعاظ مشهور سابق تهران مىگويد:
در دوران جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى انگليس و روس كه حملات و هجومها به ملت شيعه اوج گرفته بود، مرحوم آيةاللَّه العظمى نائينى، رحمةالله، خيلى پريشان بودند و نگران