ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - هاليوود و مهدويت
\* با توجه به اينكه فرموديد غرب پى برده كه جوهره تفكّر شيعى بحث مهدويت است، چه اقداماتى را در مقابله با آن در عرصههاى مختلف انجام داده است؟ بگذاريد براى جواب به اين سؤال بسيار مهمتان من مقدارى به عقب برگردم. مهدويت از كى براى غرب يك دغدغه شد. اولًا، اين نكته را خدمتتان عرض كنم بعد از مسأله ظهور صفويه در ايران و اوجگيرى اهداف استعمارى غرب نسبت به شرق و اينكه ايران را مىخواست دروازه هند بكند، مسأله مذهب ما هم براى آنها جدّى شد، عثمانى سنى بود و ما شيعه و آنها هم از اين استفاده كردند. آنجا بهطور جدّى وارد شناخت مبانى مذهبى ما شدند كه از آن براى خود استفاده كنند.
يكى از مواردى كه اينها به آن پى بردند مسأله باب بودن بود. يعنى آنها متوجه شدند كه ما در اعتقادات اسلامى يك منجى داريم كه زمانى ظهور مىكند و لذا سعى كردند كه از اين موضوع براى رسيدن به اهداف سلطهجويانه خود استفاده كنند. اينكه شما مىبينيد مستر همفر در كتاب خاطراتش ذكر مىكند كه چطور ما محمدعلى باب را انداختيم در اين فضا و گفتيم تو بابى و امام زمانى بهنحوى نشان مىدهد كه غرب نسبت به تأثير و اوج حضور اين انديشه در تمدن اسلامى شناخت پيدا كرده است، اين را داشته باشيد تا بعد برويم سراغ امام مهدى سودانى. آن كسى كه در سودان حدود ١٠٠، ١٢٠ سال پيش قيام كرد و تحتعنوان مهدى درجهان مطرح شد.
اين باز بعد دوم بود و كتبى كه صهيونيستها بعد از آن نوشتند كه مشهورترينش چهارپر است كه سعى كرده مهدويت را در ذهن جهانيان بشكند. يعنى مسأله، مسأله دامنهدارى است و بعد از آن شما بيائيد سراغ مركز شيعهشناسى استراسبرگ فرانسه كه البته آنها امام جعفر صادق، عليهالسلام، را مبنا قرار دادهاند، اين مصداقهاى جزئى را دارم عرض مىكنم و مىخواهم اين نكته را بگويم كه براى غرب شناخت محورهاى اسلام و بويژه شيعه خيلى مطرح است. شما مىدانيد غربيها از ايران و عراق خيلى ايمن نبودند. كشورهاى عربى را با دستنشاندهها توانستند تحت سيطره خود دربياورند، امّا اينجا را نه.
در جريان فتوايى كه داده شد و مسلمانها ريختند به سفارت روسيه در ايران همه را به قتل رساندند صرف اينكه به ناموس ايران تجاوز شده بود و پشت سرش ديدند پشت همه اين جريانات يك آخوندى نشسته و دوتا جمله نوشته. اهل سنت با چنين فضايى آشنا نبود كه حكم جهاد داده بشود، اينها فهميدند يك قشرى در اين وسط وجود دارد كه قدرت بسيار عظيمى دارد، بعد در مسأله تحريم تنباكو هم اين را ديدند. اينها نكات مهمى است كه در نگاه غرب نسبت به شناخت مفاهيم محورى شيعه نقش داشت.
قبل از انقلاب اسلامى و فيلم نوسترآداموس هم اينها فعاليتهايى در اين راستا انجام داده بودند. منتهى مسأله مهدويت پس از پيروزى انقلاب ايران براى اينها مطرح شد. اين فيلم مربوط به سالهاى ٨٠ و ٨١ ميلادى است. در فيلم هم ذكر مىشود كه در سال گذشته ولى جهان در سال ٨١ با اين فيلم آشنا شد. اينها وقتى با انقلاب اسلامى روبرو شدند به تصريح خودشان غافلگير شدند. رئيس سازمان سيا اين نكته را در حرفهايش گفته بود. از اين جهت شما مىبينيد خيلى خام در اين فيلم با اين مسأله برخورد مىكنند. اين فيلم را اورسون ولز ى كه فوقالعاده معتبر بود در جهان سينما و بنا به اعتبارش هم او را برداشتند مفسر اشعار نوسترآداموسش كردند اسكار هم بهاو دادند كه يهودى هم هست و فيلم همشهرى كفين را ساخته بود، در ٢٣ سالگى. خيلى ساده برخورد مىكند، مىگويد ٦٠٠ ميليون مسلمان در خاورميانه جمع شدهاند ثروت عظيمى دارند و براى صلح جهانى خطرناكند. شما احساس نمىكنيد كه بايد اين حرف را براى مخاطبت جا بيندازى كه مسلمان چون به ارزشهاى نهفته