ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - دوم ثابت بودن تعداد امامان
كه ثابت است و به خواست آنان تغيير نمىكند نپذيرفتند، چه خواهد شد و چه بايد كرد؟
دوم: ثابت بودن تعداد امامان
گذشته از انتصابى بودن امام، عليهالسلام، تعداد امامان نيز محدود و معين است. اينگونه نيست كه امامان متعدد و بىشمارى وجود داشته باشند كه يكى پس از ديگرى به اين مقام منصوب شوند، بلكه تعداد امامان به دوازده تن محدود مىشود، حال اگر امام معصوم به شماره آخر برسد و هنوز جامعه ذيراى طرح امام نباشد، چه بايد كرد؟!
آنچه از مجموع مباحث اصل اوّل به دست آمد، اين است كه:
اوّلًا سرح خداوند براى اداره امور بشر، طرح امامت و ولايت است؛
و ثانياً اين طرح از آغاز تا فرجام جهان، ثابت و تغييرناپذير است؛
و ثالثاً در اين طرح سه عنصر اساسى وجود دارد كه آنها نيز تغييرناپذيرند. اين عناصر عبارتند از «قانون»، «مجرى» و «تعداد مجريان.»
ادامه دارد
پىنوشتها:
[١]. مهندس بازرگان، خدا و آخرت هدف بعثت انبياء، مجله كيان، ش ٢٨، ص ٥١.
[٢]. الغارات، ج ١، ص ٢٠٢؛ بحارالانوار، ج ٣٣، ج ١٣٩ و ١٤٠.
[٣]. مراد از زمينههاى انسانى، تغييرات فكرى و فرهنگى جوامع است كه براساس آن نظريهاى كارآيى خود را ازدست مىدهد و نظريه ديگرى مجال بروز پيدا مىكند.
[٤]. براى اطلاع بيشتر پيرامون ثابت و متغير در انديشه دينى، به كتاب مقتضيات زمان، اثر شهيد مطهرى مراجعه كنيد.
[٥]. الكافى، ج ١، ص ١٧٩، ح ٨؛ عللالشرايع، ص ١٩٧، ح ١١؛ الغيبة، نعمانى، ص ١٣٨، ح ٧؛ بصائر الدرجات، ص ٤٨٥، ح ٤. شبيه اين حديث از امام صادق، عليهالسلام، نيز نقل شده است. ر. ك: كمالالدين، ص ٢٣٠، ح ٢٨؛ عللالشرايع، ص ١٩٧، ح ١٣؛ ثواب الاعمال، ص ٢٤٥، ح ٢؛ محاسن. برقى، ج ١، ص ١٧٥، ح ٢٧٢؛ بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٢٣، ح ٢٧.
[٦]. الكافى، ج ١، ص ١٨٠، ح ٤؛ عللالشرايع، ص ١٩٦، ح ٦؛ الامامة و التبصرة، ص ١٦١، ح ١٣؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ٢١١؛ بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٢١، ح ٢١.
[٧]. كمالالدين، ص ٢٣٣، ح ٤٠؛ بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٤٣، ح ٨٧؛ ر. ك: الكافى، ج ١، ص ١٧٨، ح ١ و ٤.
[٨]. كمالالدين، ج ١، ص ٢٣٠، ح ٢٩؛ بصائرالدرجات، ص ٥١١، ح ٢٠؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ٦٢؛ بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٤٢، ح ٨٢ و ص ٥٣، ح ١١٣.
[٩]. الكافى، ج ١، ص ١٧٩، ح ١ و ص ١٨٠، ح ٤؛ كمالالدين، ص ٢٣٠، ح ٣٠؛ عللالشرايع، ص ١٩٧، ح ١٠؛ بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٢٢، ح ٢٤. ر. ك: الكافى، ج ١، ص ١٧٩، ح ٢.
[١٠]. الكافى، ج ١، ص ١٨٠، ح ٥.
[١١]. همان، ح ٣؛ عللالشرايع، ص ١٩٦، ح ٦؛ الامامة و التبصرة، ص ١٦١، ح ١٣؛ مختصر بصائرالدرجات، ص ٢١١؛ بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٢١، ح ٢١.
[١٢]. الكافى، ج ١، ص ١٧٨، ح ٦؛ كمالالدين، ص ٢٢٩، ح ٢٦، و ص ٢٣٤، ح ٤٣؛ بحارالانوار، ج ٢٣، ص ٤٢، ح ٨٢.
[١٣]. سوره انبياء، آيه ٧٣.
[١٤]. سوره قصص، آيه ٤١.
[١٥]. الكافى، ج ١، ص ٢١٦، ح ٢؛ بصائرالدرجات، ص ٣٢، ح ٢؛ الاختصاص، ص ٢١؛ تفسير قمى، ج ٢، ص ٧١.
[١٦]. سوره يوسف، آيه ٤٠.
[١٧]. تفسيرالميزان، ج ١٠، ص ٨٥.
[١٨]. سوره حجرات، آيه ٧٠.
[١٩]. الميزان، ج ٢٦، ص ٣١٢.
[٢٠]. سوره بقره، آيه ٢١٦.
[٢١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٦٩.
[٢٢]. غررالحكم، ح ٥٦٠٦.
[٢٣]. معانىالاخبار، ص ١٨٥، ح ١؛ امالى صدوق، ص ٢٨٧، ح ٤؛ روضةالواعظين، ص ٥٢، الكافى، ج ٢، ص ٤٥، ح ١.
[٢٤]. سوره زمر، آيه ٣٨، و ر. ك: سوره عنكبوت، آيات ٦١ و ٦٣؛ سوره لقمان، آيه ٢٥؛ سوره زخرف، آيات ٩ و ٨٧.
[٢٥]. سوره يوسف، آيه ٣٩.
[٢٦]. سوره زمر، آيه ٢٩.
[٢٧]. ر. ك: افحتجاج، ج ١، ص ١٣.
[٢٨]. ر. ك: شرح نهجالبلاغه، ابن ابىالحديد، ج ٢، ص ٤٧.
[٢٩] ر. ك: الجمل، ص ١٢٨.
[٣٠]. الفتوح، ج ٢، ص ٤٣٥.
[٣١]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٤٤، ص ١٠٤، ح ١٢.
[٣٢]. ر. ك: همان، ج ٥٢، ص ٨٤.